Tag Archives: زندگي

خبرگزاری آريا – زندگي بر اساس حرف مردم


زندگي بر اساس حرف مردم

خبرگزاري آريا –
حرف مردم,حرف و قضاوت مردم ,قضاوت مردم
مدام نگران حرف و قضاوت مردم است. دوستانش را هم بر همين اساس انتخاب مي کند؛ اگر چند خودرو مدل پايين جلوي خانه اش پارک کنند يا موقع رفتن مهمان ها ناچار شود براي يکي از آنها به مقصدي که فکر مي کند در شأن خانواده او نيست از آژانس محل ماشين بگيرد، به خيالش آبروريزي مي شود.
از دردسرهاي انتخاب مهمان و استفاده از خودروي شخصي هم که بگذريم، انتخاب لباس، ميوه و شيريني، گوشت، مرغ، ماهي و نوع چيدمان خانه را نمي شود ناديده گرفت. اگر شما هم زندگي چنين فردي را ديده باشيد، حتما مي دانيد چقدر سخت است که زندگي شخصي تان را با نوع نگاه و نظر مردم تطبيق دهيد و بر اين اساس دائم تغيير کنيد.
تجمل گرايي يا ترس از رفتن آبرو
شايد فکر کنيد کسي که دائم به فکر حرف مردم است و رفتارش را مطابق با نظرات آنها تغيير مي دهد، حتما بايد آدم افاده اي، کمي تا قسمتي پولدار و به فکر تجملات زندگي باشد، اما اين طرز فکر اشتباه است؛ چراکه آقاي نعمتي با اين که از نظر اقتصادي وضع متوسطي دارد و اصلا اهل پزدادن و اين جور کارها و حرف ها نيست، باز هم دائم به حرف مردم فکر مي کند و حتي خريد مايحتاجش را بر آن اساس تغيير مي دهد.
او مي گويد: اگر براي پذيرايي از مهمانم چند نوع ميوه نخرم، آبرويم مي رود البته ميوه ها هم بايد طوري باشد که خودش داد بزند آنها را از بازار ميوه و تره بار نخريده ام وگرنه آبرويي که اين همه سال براي به دست آوردنش زحمت کشيده ام، يکشبه به باد فنا مي رود.
به اعتقاد اين آقاي هفتاد و هشت ساله، با اين کارها حداقل مي توان صورت را با سيلي سرخ نگه داشت، اما آيا واقعا لازم است صورتمان را با سيلي سرخ کنيم و سال ها با چنين دردسري روزگار بگذرانيم؟
شايد خيلي از ما اين سوال را از خودمان بپرسيم؛ اما آنچه اهميت دارد پاسخ و عمل درست است.
اين عادت، هميشه هم بد نيست
آيا مي شود مثل شخص ديگري رفتار کنيد و اين نحوه برخوردتان مثبت تلقي شود؟ خيلي ها فکر مي کنند تقليدکردن از ديگران و هماهنگ شدن با عقايد آنها هميشه موضوعي منفي است، در حالي که دکتر پروين ناظمي، روان شناس و مدرس دانشگاه در گفت وگو با «جام جم» نظر ديگري را مطرح مي کند و مي گويد: غريزه پيروي از ديگران، يکي از مسائلي است که ميان افراد مختلف يک جامعه هميشه وجود داشته و دارد. افراد با توجه به اين نوع غريزه براي همرنگي با جماعت و طردنشدن از سوي جامعه اي که در آن در حال رشد و زندگي هستند، خودشان را به دست محيط مي سپارند و عقايد رنگارنگ و گاه متضاد را تا حدي مي پذيرند.
وي تاکيد مي کند: نکته بسيار مهم اين است که بتوانيم به درستي تشخيص دهيم هماهنگي با افراد جامعه در چه شرايطي و تا چه حدي مثبت است و چه هنگام اين رفتار منفي مي شود. به اين معنا که پذيرفتن عقايد ديگران و عمل کردن براساس آن، گاهي به نفع انسان است و گاهي هم مي تواند مخرب و مضر باشد.
الگوبرداري از ديگران و اهميت دادن به نظرات و قضاوت آنها اگر به شکلي باشد که فوايدش نصيب فرد مي شود و آرامش او را مختل نکند، مفيد است و مي تواند موجب پيشرفت شود؛ اما در صورتي که قضيه همرنگي با جماعت يا پيروي از ديگران موجب شود فرد بر زندگي خودش تسلط نداشته و احساس آرامشش هم از دست برود، نه تنها فايده اي ندارد بلکه مضراتش نيز او را درگير خواهد کرد
البته شايد تصور مثبت بودن پذيرفتن نظرات ديگران کمي دشوار باشد، اما آن طور که دکتر ناظمي مي گويد ما در زندگي گاهي نياز داريم از ديگران الگوبرداري کنيم؛ البته الگوهاي صحيح، منطقي، سالم و مثبت که اگر بتوانيم در زندگي آنها را پيدا کنيم به رشد، موفقيت و پيشرفت مان کمک مي کند.
حالا که موضوع روشن تر شد، بهتر متوجه مي شويم و مي بينيم که بسياري از ما نيز در انتخاب رشته تحصيلي يا شغل مورد علاقه مان نظر ديگران را پرسيده ايم و الگويي براي خودمان انتخاب کرده ايم. به عنوان مثال بارها از زبان دانش آموزي شنيده ايم که مي گويد خيلي دوست دارم مثل اين معلمم باشم؛ هم در رشته تخصصي اش مهارت دارد و هم اخلاق و رفتارش خوب است. پس من هم تمام تلاشم را مي کنم که در همين رشته درس بخوانم و ادامه تحصيل دهم. اين دانش آموز با چنين ايده اي مي تواند تا جايي پيش برود که واقعا همان رشته معلمش را انتخاب کند و ادامه دهد و در نهايت هم شغل تدريس را انتخاب کند.
حرف مردم,حرف و قضاوت مردم ,قضاوت مردم
به گفته اين روان شناس، الگوبرداري از ديگران و اهميت دادن به نظرات و قضاوت آنها اگر به شکلي باشد که فوايدش نصيب فرد مي شود و آرامش او را مختل نکند، مفيد است و مي تواند موجب پيشرفت شود؛ اما در صورتي که قضيه همرنگي با جماعت يا پيروي از ديگران موجب شود فرد بر زندگي خودش تسلط نداشته و احساس آرامشش هم از دست برود، نه تنها فايده اي ندارد بلکه مضراتش نيز او را درگير خواهد کرد.
اين حس از کجا مي آيد؟
بعضي ها مي ترسند دوستان شان را از دست بدهند، گروهي هم نگران قضاوت ديگران در مورد خود و خانواده شان هستند. چشم و همچشمي هم که داستان خودش را دارد و خيلي ها را درست و حسابي درگير کرده است، عده اي هم هر کاري از دست شان برمي آيد انجام مي دهند تا ديگران تائيدشان کنند، اما اگر بخواهيم سرنخ اين احساسات را پيدا کنيم، موضوع خيلي پيچيده مي شود، چون اين شرايط به دلايل متفاوتي ايجاد خواهد شد.
ولي يک نکته کلي وجود دارد و آن اين که همه انسان ها از تنهايي و طردشدن مي ترسند؛ ولي اين که چنين ترسي تا چه حد مي تواند روي رفتارشان تاثيربگذارد، موضوع مهم تري است که دکتر ناظمي به آن اشاره و خاطرنشان مي کند: اين که افراد تصميم مي گيرند يک عمر براي خودشان زندگي کنند يا براي رضايت ديگران، به قدرت رهبري و تسلط شان بر زندگي و همچنين ميزان صاحب نظر بودن آنها ارتباط پيدا مي کند. بنابراين نبايد فراموش کنيم، ويژگي شخصيتي انسان ها تعيين کننده چگونه زندگي کردن آنهاست.
به گفته اين روان شناس همه اين موارد موضوعاتي است که در ذهن افراد و براساس نحوه رشد و پرورش شان در خانواده اتفاق مي افتد. به اين معنا که وقتي فرزند خانواده اي ياد مي گيرد فقط در پي تائيدگرفتن از والدينش باشد و براي خوب بودن و تائيدشدن، در حقيقت با کارهايش به آنها التماس مي کند که او را دوست داشته باشند، بعدها و در جامعه هم نمي تواند خودِ واقعي اش را نشان دهد. يادمان باشد همه بچه ها شيطنت مي کنند و اگر قرار باشد ما آنها را با قيد و شرط دوست داشته باشيم و اين مطلب را به آنها هم تاکيد کنيم، به طور حتم بچه ها تائيدطلب و مهرطلب مي شوند و از قضاوت ديگران مي ترسند، چون هيچ وقت نياموخته اند مستقل زندگي کنند و هميشه به نوعي به نظرات ديگران وابسته بوده اند. البته در دوران نوجواني موضوع فرق مي کند. هنگامي که هويت فرد در حال شکل گرفتن است، ارزيابي ديگران در مورد او برايش بسيار مهم است و نحوه نگرش ديگران در ايجاد تصويري که نوجوان از خودش در ذهن دارد، اهميت خاصي خواهد داشت.
دکتر ناظمي مي گويد: شايد در دوران کودکي چگونگي برخورد با افکار مختلف در جامعه چندان مهم نباشد، اما نبود آموزش اين مهارت در دوران نوجواني مي تواند مشکل آفرين شود بنابراينيکي از مهم ترين مهارت هايي که نوجوانان بايد آن را از خانواده شان بياموزند، قدرت ابراز وجود است. يعني نوجوان بايد بداند حتي اگر نظراتش مخالف جمعي خاص باشد يا آنها بايد او را متقاعد کنند يا اين که نوجوان بايد قادر باشد به شيوه صحيحي مخالفتش را بيان و نتيجه مورد نظرش را کسب کند.
سخت است، اما مي شود
خانم مفرّح هميشه مي گويد: سني از من گذشته؛ چطور مي توانم خودم را تغيير دهم؟ او که حدود ۷۰ سال دارد، فکر مي کند اين تغيير غيرممکن است. دکتر ناظمي ضمن بيان اين که انسان ها هميشه در مقابل تغيير مقاومت مي کنند، يادآور مي شود: اين مقاومت بويژه در افرادي ديده مي شود که زندگي شان شکل گرفته و سال هاست به يک شيوه خاص رفتار کرده اند. بنابراين نمي توانيم از اين افراد خيلي انتظار تغيير داشته باشيم، اما در هر حال بايد بدانيم تغييرات مثبت جزء مهمي از زندگي است که بايد از يک زمان شروع شود و شايد حالا وقتش باشد.
به گفته اين روان شناس، افراد مي توانند با توجه به هنجارها و ضمن رعايت قوانين اجتماعي براساس خواسته ها و سلايق شان زندگي کنند. بنابراين تاجايي که ديگران از رفتار ما آسيب نبينند و مشکلي براي شان ايجاد نشود، مي توانيم و خوب است به ميل خودمان زندگي را پيش ببريم.
اگر هميشه با خودتان فکر مي کنيد در طول زندگي هيچ لذتي نبرده ايد و آرامش را احساس نکرده ايد، دائم در تلاطم بوده ايد و نگران تائيدشدن يا نشدن از طرف ديگران، آن وقت است که به توصيه دکتر ناظمي بايد سبک زندگي تان را تغيير دهيد
اما زندگي خيلي ها تحت تاثير نظر ديگران است؛ بنابراين طبيعي است آنها نگران نحوه نگرش افراد نسبت به زندگي شخصي شان باشند و بخواهند ديگران رفتارشان را تائيد کنند.
او به اين افراد توصيه مي کند: کسب اعتماد به نفس يکي از مهم ترين نکاتي است که بايد آن را در نظر داشته باشيد. فردي که خودش را قبول دارد و از وضع زندگي اش راضي است، بي شک درگير مسائل ظاهري نمي شود و با شخصيت مستقلش اين مشکلات را گاه براحتي و گاهي با تلاشي بيشتر کنار مي گذارد.
کساني که اعتماد به نفس کافي ندارند و ديگران را بهتر از خودشان مي دانند، هميشه نگران نحوه تفکر مردم هستند. اين گروه ممکن است با خود چنين بينديشند که شيوه پذيرايي، نوع چيدمان خانه و مدل اتومبيل ديگران بهتر از آنهاست و در نتيجه فکر مي کنند اگر مثل آنها از مهمانان خود پذيرايي نکنند حتما مورد قضاوت منفي آشنايان قرار خواهند گرفت. به همين دليل ترس از قضاوت ها و تائيدنشدن از طرف ديگران يکي از مهم ترين عواملي است که موجب چنين رفتاري مي شود؛ اما مطمئن باشيد اگر گام اول را درست برداريد، بقيه موارد ساده خواهد بود.
از زندگي تان لذت برده ايد؟
تا به حال از خودتان پرسيده ايد آيا از زندگي لذت برده و مي بريد، يا نه؟ جواب اين سوال مي تواند به من و شما کمک بزرگي کند. يعني اگر هميشه با خودتان فکر مي کنيد در طول زندگي هيچ لذتي نبرده ايد و آرامش را احساس نکرده ايد، دائم در تلاطم بوده ايد و نگران تائيدشدن يا نشدن از طرف ديگران، آن وقت است که به توصيه دکتر ناظمي بايد سبک زندگي تان را تغيير دهيد. اما چنانچه پس از بررسي سال هاي عمر تان متوجه شديد واقعا لذت و آرامش را حس کرده ايد و از زندگي تان راضي بوده ايد، مي توانيد به همين شيوه ادامه دهيد.
منبع : سايت آفتاب



خبرگزاری آريا – ترک عادت‌هاي بد در زندگي


ترک عادت‌هاي بد در زندگي

خبرگزاري آريا –
ترک عادت هاي بد
عادت‌هاي بد، زندگي را مختل کرده و مانع رسيدن به اهداف مي‌شوند‎
عادت‌هاي بد، زندگي را مختل کرده و مانع رسيدن به اهداف مي‌شوند، اين عادت‌ها سلامت جسم و روح را نيز به خطر مي‌اندازند و وقت و انرژي را تلف مي‌کنند. پس چرا رهايشان نمي‌کنيم؟ و از همه مهمتر، آيا راهي وجود دارد که از شر عادت‌هاي بد خلاص شويم؟ بيشتر اوقات، عادت‌هاي بد صرفا شيوه‌اي براي غلبه بر استرس و ملالت‌هاي روحي ما هستند. هر عادت بدي، از جويدن ناخن‌ها گرفته تا وقت تلف کردن در اينترنت مي‌تواند يک واکنش ساده در برابر استرس باشد.
اما نبايد اين‌طور باشد! شما مي‌توانيد با ياد گرفتن روش‌هاي جديد و سالم با استرس و ملالت‌هاي خود مبارزه کنيد، و سپس عادت‌هاي خوب را جايگزين‌شان کنيد.البته، گاهي استرس، دليلي عميق‌تر و پنهان دارد. شايد فکر کردن به اين علت‌ها سخت باشد، اما اگر واقعا تصميم داريد تغييراتي ايجاد کنيد پس بايد با خودتان روراست باشيد.شناسايي علت عادت‌هاي بد، براي ترک آن‌ها يک ضرورت بي، چون و چراست.
تمام عادت‌هايي که الان داريد، چه خوب و چه بد، در زندگي شما وجود دارند. در بسياري از موارد، عادت بد شما، صرفا راهي براي کنار آمدن با استرس است. مثلا جويدن ناخن، تکان دادن پا و يا فشردن فک‌ها. اين دلايل، مي‌توانند به عادت‌هاي بد کوچک کشيده شوند.مثلا باز کردن ايميل به محض روشن کردن کامپيوتر و چک کردن تمام ايميل‌ها، کارآمدي و عملکرد شما را تخريب مي‌کند، حواس‌تان را پرت مي‌کند و شما را با استرس درگير مي‌کند.
اما اين فايده را دارد که احساس نکنيد چيزي را از دست داده‌ايد، و اين عادتي است که همينطور ادامه پيدا مي‌کند. عادت‌هاي بد به سختي قابل حذف کردن هستند و درست به همين دليل است که توصيه «ديگر اين کار را نکن»، معمولا بي‌فايده است. شما نياز داريد عادت خوبي را جايگزين عادت بدتان کنيد.
جايگزيني انتخاب کنيد
شما نياز به يک برنامه از پيش تعيين شده داريد که بدانيد چطور قرار است به استرس يا ملالت و يا هر چيز ديگري که باعث عادت بدتان هست، جواب بدهيد. عادت بدتان هر چه که هست بايد براي جايگزين کردن آن برنامه‌ قبلي داشته باشيد وگرنه تلاش‌تان بي‌فايده و کاملا کوتاه مدت خواهد بود.
از شخصي بخواهيد تا کمک‌تان کند
چند بار پيش آمده که به تنهايي يک رژيم کاهش وزن را در پيش گرفته‌ايد؟ يا مثلا قصد ترک سيگار را داشته‌ايد، اما به کسي چيزي نگفته‌ايد؟ حتما هم پيش خودتان گفته‌ايد اينطوري بهتر است، چون اگر موفق نشوم، کسي شاهد شکست من نخواهد بود!اما کار درست اين است که کسي همراهي‌تان کند. مثلا با کسي همراه شويد که او هم قصد ترک سيگار را دارد. شما دو نفر مي‌توانيد با احساس مسئوليت نسبت به همديگر و تشويق بابت توانمندي‌ها و پيروزي‌ها، تکيه‌گاه و انگيزه‌اي قوي براي هم باشيد.
عادت هاي بد
شناسايي علت عادت‌هاي بد، براي ترک آن‌ها يک ضرورت بي، چون و چراست‎
کافي است به اصل خودتان برگرديد
خيلي وقت‌ها پيش آمده که فکر کنيم براي ترک عادت‌هاي بدمان، لازم است کلا آدم ديگري بشويم. واقعيت اين است که همان آدم ديگر را در حال حاضر در درون خود داريم، به اضافه عادت‌هاي بد! در واقع، اين احتمال خيلي ضعيف است که ما اين عادت‌هاي بد را در تمام طول عمر خود داشته‌ايم. حتي اگر آن آدم ايده‌آل، سال‌هاي زيادي با الان شما فاصله گرفته باشد، بالاخره وجود داشته، پس شما قطعا و حتما مي‌توانيد باز هم به او برگرديد.
از کلمه «اما» استفاده کنيد
يک نکته که بايد در مورد نبرد با عادت‌هاي بد بدانيد اين است که به راحتي ممکن است در تله قضاوت نادرست درمورد خودتان بيفتيد و توجيه کنيد که چرا بهتر عمل نکرده‌ايد. هر وقت که دچار اشتباهي شديد يا افکار منفي احاطه‌تان کرد، جمله‌ منفي خود را با يک «اما» در انتها، ادامه دهيد: من چاق هستم، اما مي‌توانم در عرض چند ماه آينده، کاهش وزن داشته باشم. من يک بازنده هستم، اما همه گاهي شکست مي‌خورند.
براي شکست هم برنامه داشته باشيد
همه ما گاهي شکست مي‌خوريم. به جاي اينکه بابت يک اشتباه خودتان را سرزنش کنيد، براي آن برنامه داشته باشيد. همه ما گاهي از روال درست خارج مي‌شويم، آن چيزي که افراد موفق را از سايرين جدا مي‌کند اين است که آن‌ها مي‌توانند خيلي زود خودشان را بازيابي کنند. استراتژي‌هاي زيادي براي بازيابي اعتماد بنفس و روحيه وجود دارد که بعد از شکست يا دچار اشتباه شدن مي‌تواند به شما کمک کند تا به وضعيت عادي خود برگرديد.
هوشمندانه هدف تعيين کنيد
اگر مي‌خواهيد بدانيد اولين قدم براي ترک عادت‌هاي بد چيست، توصيه مي‌کنيم با آگاهي و هشياري روندتان را شروع کنيد. سعي کنيد در تله احساسي که نسبت به عادت بد خود داريد گرفتار نشويد. با اي کاش گفتن‌ها، زمان را از دست مي‌دهيد، اما اين افکار شما را از چيزي که در حال روي دادن است دور خواهند کرد. در عوض هشياري و آگاهي مي‌تواند به شما نشان بدهد چطور واقعا مي‌توانيد تغيير ايجاد کنيد..
عادت بد شما، دقيقا چه زمان‌هايي اتفاق مي‌افتد؟ خيلي راحت با پيگيري اين سوال‌هاي هوشمندانه مي‌توانيد نسبت به رفتار بدتان آگاهي بيشتري پيدا کرده و ايده‌هاي بسيار زيادي براي توقف‌شان به ذهن‌تان خطور کند. يک کاغذ و قلم هميشه همراه‌تان باشد، هر وقت عادت بدتان روي داد، روي کاغذ، زمان و جزئيات آن را يادداشت کنيد. در پايان روز، تمام گزارش کارتان را بررسي کنيد و ببينيد چه نتيجه‌اي مي‌گيريد.
هدف‌تان اين نيست که خودتان را قضاوت يا ملامت کنيد.تنها هدف شما بايد اين باشد که نسبت به زمان وقوع عادت بد و شرايط آن، آگاهي کامل پيدا کنيد. با اين روش، شما چندين قدم‌تر جلوتر از عادت بدتان خواهيد بود و تسلط خوبي روي آن پيدا خواهيد کرد. سپس مي‌توانيد شروع کنيد به اجرا کردن ايده‌هاي‌تان که مطمئنا کاربردي‌ترين ايده‌ها را خودتان خواهيد داد، چون شما تنها کسي هستيد که خودتان را خوب مي‌شناسيد!ترک عادت‌هاي بد، به زمان و تلاش نياز دارد، اما مهمتر از همه، پشتکار و اراده‌ راسخ مي‌خواهد. بيشتر آن‌هايي که در نهايت موفق مي‌شوند رفتار يا عادت ناپسندي را ترک کنند، چندين بار شکست خورده و بازهم تلاش کرده‌اند. شايد چند راهي که در پيش مي‌گيريد، جواب ندهد و مفيد نباشد، اما دليل نمي‌شود ساير شيوه‌ها نيز همينطور باشند.
منبع: روزنامه آرمان امروز



خبرگزاری آريا – وقتي زندگي تلخ مي‌شود…


وقتي زندگي تلخ مي‌شود...

خبرگزاري آريا – زوج‌هايي که تازه ازدواج مي‌کنند، کمي نياز به زمان دارند تا روحيه آنها با يکديگر سازگار شود. آنها تلاش مي‌کنند زندگي عاشقانه‌اي را داشته باشند و خاطرات خوبي را کنار هم بسازند اما بعضي مواقع نمي‌توانند اين حالت‌ها را در زندگي خود ايجاد کنند.
به گزارش جام جم، به‌صورت طبيعي بيشتر زوج‌ها در سال‌هاي اول زندگي با اختلاف نظر روبه‌رو مي‌شوند و لازم است ياد بگيرند چگونه اين اختلافات را حل کنند و بياموزند به چه شکل با يکديگر تبادل پيام داشته باشند.
اختلاف نظرها مي‌تواند در زمينه‌هاي مختلفي مانند سليقه، ساعت خواب، رفت‌وآمد با خانواده‌ها و شيوه انجام دادن کارهاي منزل، امور مالي و ساير مسائل باشد و هر کدام از زوجين در اين زمينه به مدل خودشان رفتار مي‌کنند و براي اين که به نقطه اشتراکي برسند ممکن است بين‌شان ناراحتي نيز ايجاد شود.
نوع رفتاري که هر يک از زوج‌ها دارد از سبک زندگي فرد و مسائل شخصيتي آنها نشات مي‌گيرد. در بعضي موارد ممکن است يکي از زوجين با اختلال در کنترل خشم و هيجان روبه‌رو باشد و باعث شود تا همسرش براي برخورد با او گيج شود. همسر چنين فردي نمي‌داند چه رفتاري باعث ايجاد خشم و عصبانيت شده يا نمي‌داند چطور مي‌تواند همسر خود را آرام کند.
افرادي که دچار اختلال در کنترل هيجان و خشم خود هستند بسادگي از کوره در مي‌روند و و ممکن است به‌دنبال رفتار پرخاشگرانه همسر، سکوت کند يا آرام برخورد کند و سعي در آرام کردن همسر خود داشته باشد يا ممکن است او هم مقابله به مثل کند که در اين شرايط هر دو نفر خشم و عصبانيت يکديگر را تشديد مي‌کنند.
در زوج‌هايي که رفتارهاي تکانشي آنها در کنترل خودشان نيست، معمولا پس از توفان و ايجاد جنگ از همسر خود عذرخواهي و بابت رفتارهايي که داشته است ابراز پشيماني مي‌کند. در مورد اول زوج عذرخواهي همسر خود را مي‌پذيرد اما وقتي اين نوع رفتار مداوم تکرار مي‌شود، همسر نيز صبوري‌اش کاهش مي‌يابد. زماني‌که فراواني رفتارهاي غيرقابل کنترل در فرد زياد مي‌شود، همسر متوجه غيرطبيعي بودن نوع و شدت ابراز هيجان خشم يا غم شريک زندگي خود مي‌شود.
برخي از اختلالات خلقي مي‌تواند باعث ايجاد چنين رفتارهايي شود و براي اين‌که تشخيص صورت گيرد لازم است مشخص شود که علت بروز رفتارهاي پرخاشگرانه چيست و سپس مشخص کنند در طول هفته يا در طول ماه چندبار به اين شدت عصباني مي‌شوند و هنگام ناراحتي و عصبانيت چه رفتارهايي از خودشان بروز مي‌دهند. پس از معاينه باليني و مصاحبه تشخيصي، مداخلات درماني آغاز مي‌شود. بسيار مهم است که همسر خود را ديوانه خطاب نکنيد يا در مورد مراجعه به درمانگر يا مصرف دارو، او را تحقير نکنيد و به او زمان بدهيد تا مسائلش برطرف شود. همچنين علاوه بر درمان انفرادي از زوج درماني نيز استفاده مي‌شود.
دکتر مهرنوش داريني
روان‌شناس و مشاور


خبرگزاری آريا – راز تعادل بين کار و زندگي شخصي چيست؟


راز تعادل بين کار و زندگي شخصي چيست؟

خبرگزاري آريا –
برقراري تعادل ميان کار و زندگي
راز تعادل بين کار و زندگي شخصي
بسياري از ما در ايجاد تعادل بين زندگي شخصي و شغلي خود با مشکلاتي رو به رو هستيم. براي آشنايي با چگونگي داشتن زندگي متعادل در ادامه با ما همراه باشيد.
کيت يک مدير سخت‌کار است. او در يک شرکت تازه راه‌اندازي شده کار مي‌کند و با زحمت زياد مشغول به کار است، اما احساس مي‌کند که زندگي شخصي خود را از دست داده و زماني که در حال کار نيست، تلاش مي‌کند تا “حالت کار” را خاموش کرده تا از علايق، دوستان و خانواده‌اش لذت ببرد اما در نهايت او در مي‌يابد که انرژي کافي براي اين کار را ندارد. بسياري از مردم مانند کيت هستند، درک درستي از تعادل زندگي و کار ندارند. آن‌ها سعي مي‌کنند “کار” و “زندگي” را جداگانه نگه دارند، اما اين نتايج نامطلوب را به ارمغان مي‌آورد.
راز تعادل بين کار و زندگي شخصي
زماني که نفرين تعادل بين زندگي و کار آغاز مي‌شود
کساني که در حال تلاش براي حفظ تعادل زندگي و شغل تنها با تقسيم زمان خود هستند و خطي بين حالت کار و حالت زندگي مي‌کشند به طور غيرمستقيم خود را تقسيم مي‌کنند. هنگامي که مردم “کار” و “زندگي” را در مقابل هم قرار مي‌دهند، ناخودآگاه به “کار” عليه “زندگي” فکر مي‌کنند و دائما مجبور به انتخاب يکي از اين گزينه‌ها هستند؛ در اين صورت، سود در يک طرف هميشه بيشتر از طرف ديگر است. بنابراين مردم “کار” را به عنوان زماني که در آن زندگي نمي‌کنند مي‌‌بينند.
“کار” به عنوان يک عامل ضروري رنج‌آور ديده مي‌شود که بايد از زمان شروع تا پايان آن رنج بکشند، اما اگر همه چيز مربوط به کار را منفي و زجرآور تلقي کنيد، در حالي که “زندگي” شما در معرض خطر انتظارات غير واقعي از لذت است، در واقع هيچ تعادلي وجود ندارد. ايجاد تعادل بين کار و زندگي به ميزان قابل توجهي با گرفتن شغلي جديد و لذت‌بخش ممکن است؛ اما هيچ شغلي کامل نيست. هميشه براي هر شغل جنبه‌هاي خسته‌کننده‌اي وجود دارند و پس از مدتي کوتاه شما با همان “زندگي” در مقابل “کار” رو به رو مي‌شويد، زيرا شما چارچوب قديمي را تغيير نداده‌ايد.
تعادل ميان کار و زندگي
بسياري از ما در ايجاد تعادل بين زندگي شخصي و شغلي خود با مشکلاتي رو به رو هستيم
تنها راه شکستن نفرين
هدف واقعي، بازتوزيع مثبت (+) و منفي (-) به طور مساوي در طول زندگي است. اگر همه کارها منفي باشد و زماني که حالت کار خاموش است مثبت باشد، عملکرد خوب در کار از بين خواهد رفت و باعث ايجاد منفي بيشتر خواهد شد. مردم براي خوشبختي به شدت بر زندگي خود تکيه مي‌کنند، اما آن‌ها واقعا نمي‌توانند به خوشبختي دست يابند؛ زيرا آن‌ها با مشکلاتشان در کار رو به رو نمي‌شوند. در مقابل، کساني هستند که تلاش مي‌کنند جنبه‌ي مثبت را در زندگي کاري خود قرار دهند. تعادل زندگي شغلي‌شان به گونه‌اي است که فقط حالت کار را مثبت مي‌دانند.
متأسفانه، اگر اين افراد هنوز در چارچوب روشن / خاموش قبلي گير کرده باشند، همه منفي‌ها به حالت خاموش بودن خود تغيير مي‌کنند و روابط و سلامت آن‌ها به خطر خواهد افتاد.
تعداد بسيار کمي از افراد خوش‌شانس در دو طرف معادله مثبت را تجربه مي‌کنند. اگر شما يکي از کساني هستيد که در هر دو طرف مثبت احساس مي‌کنيد، بسيار خوش‌شانس هستيد! شما يکي از ۵٪ جمعيت هستيد. براي بقيه ۹۵٪ جمعيت، در اينجا يک درمان براي داشتن تعادل زندگي واقعي وجود دارد.
راه‌حل اين است که حس يک واحد متحد را در خود بهبود ببخشيم. هنگامي که اين کار را انجام دهيد، رقابت کار و زندگي را از بين خواهيد برد و نشانه‌گذاري کار به عنوان “رنج” و زندگي به عنوان “لذت” را به صورت ناخودآگاهانه پايان خواهيد داد در اينصورت انرژي مثبت به آرامي و بدون زحمت در زندگي شما جريان پيدا خواهد کرد.
براي به دست آوردن احساس يک اتحاد واحد از خودتان بپرسيد: چرا من واقعا کاري را که در زندگي و کار انجام‌ مي‌دهم را انجام مي‌دهم؟ براي پاسخ دادن به اين سوال طرح خود را از يک واحد متحد بسازيد که به طور مستقيم به شخصي که هستيد و چيز‌هايي که به آن اهميت مي‌دهد مربوط باشد. اکنون از طرح خود براي بررسي زندگي خود در محل کار، اوقات فراغت خود و روابط خود استفاده کنيد و ببينيد آيا آن‌ها با يکديگر همخواني دارند. چارچوب جديد ديگر “تعادل” نيست، بلکه “هم ترازي” است. طرح شما اين‌ها را نشان مي‌دهد:
جنبه‌هايي از کار شما وجود دارد که از آن رنج نمي‌برند: دوباره نگاه کنيد و بسياري از جنبه‌هاي مثبت را پيدا خواهيد کرد که چيزهايي که به آن‌ها اهميت مي‌دهيد را بازتاب مي‌کنند. به عنوان مثال، شما ممکن است خلاقيت را ارزشمند بدانيد و متوجه شويد که فرصتي داريد تا آن را روز در کار نشان دهيد.
چيزهايي که در مورد “کارتان” اهميت مي‌دهيد همان چيزهايي هستند که‌‌ در “زندگي” به آن توجه مي‌کنيد: به عنوان مثال، شما ممکن است دوستي را در زندگي خود ارزشمند بدانيد‌ و همچنين با همکاران خود اين ارزش را تمرين کنيد. ارزش‌هاي شما در تمام تعاملات شما وجود دارند و به خودِ متحد خدمت مي‌کنند.
آنچه در کار و آنچه که در زندگي خود انجام مي‌دهيد، يکديگر را حمايت و تقويت مي‌کنند: براي مثال، همان سخاوتي که به دوستانتان نشان مي‌دهيد مي‌تواند روابط خوبي را با مشتري در محل کار ايجاد کند. توانايي خود را در کار مي‌توانيد براي حل موانع در زندگي شخصي خود نيز استفاده کنيد.
شما ديگر هرگز نيازي به استفاده مجدد از مدل کاري روشن / خاموش بين کار و زندگي نخواهيد داشت زيرا به طور مداوم با توجه به آنچه که واقعا ارزشمند است عمل مي‌کنيد، به عنوان نتيجه، شما مي‌توانيد ببينيد که انرژي مثبت شما تخليه، سرازير و در حال خاموش / روشن بودن نخواهد بود، بلکه به طور مداوم از طريق تمام حالت‌هاي شما در يک حلقه بازخورد مثبت دائمي جريان مي‌يابد.
زندگي بدون نفرين اضطراب‌آور
مفهوم سازي تجديد يافته شما از “تعادل” تا “هم ترازي” يک تحول دروني است که مي‌تواند به شما در تغيير وضعيت فعليتان کمک کند. به عنوان مثال، ممکن است نشان دهد که شما واقعا در کار فعلي رنج مي‌بريد اما اکنون مي‌توانيد طرح خود را براي شناسايي علت رنج خود استفاده کنيد (به عنوان مثال چه چيزي با آنچه که شما ارزش مي‌خوانيد هماهنگ نيست؟) و يا به خودتان يادآوري کنيد که چرا واقعا کاري را که انجام مي‌دهيد، انجام مي‌دهيد و يا تغييري ايجاد کنيد … يا کار خود را عوض کنيد. حتي اگر عوض کردن شغل خود را انتخاب کرديد، هنوز هم مي‌توانيد با پيدا کردن شغل بعدي مثبت بمانيد.
شما ممکن است از کارهاي روزمره خود متنفر باشيد، اما يکي از چيزهايي که ارزشمند مي‌دانيد، تأمين کردن خانواده است بنابراين دانستن اينکه در حال تأمين خانواده هستيد عامل تحرکي براي شما محسوب مي‌شود و يا اگر معتاد به کار خود هستيد طرح شما ممکن است آشکار کند که چيز‌هايي که قبلا براي آن ارزشي قائل نمي‌شديد (آرامش، تفريح کردن، به دنبال اشتياق رفتن ، صرف وقت با خانواده و دوستان) در واقع حاوي مقاديري از ارزش هستند که زندگي کاري با تعادل را حمايت و حتي تقويت مي‌کنند.
همبستگي ارزشمند و متناسب با زندگي بهينه، موجب حفظ جريان انرژي مثبت و خوشبختي در تمامي جنبه‌هاي زندگي مي‌شود. بنابراين شروع کرده و طرح خود را بنويسيد.
منبع: يوکن



خبرگزاری آريا – نکات کليدي براي موفقيت در زندگي


نکات کليدي براي موفقيت در زندگي

خبرگزاري آريا –
نکات کليدي براي موفقيت در زندگي
براي رسيدن به موفقيت يکسري نکات ريز و مهمي در زندگي وجود دارد که بايد هميشه به آنها توجه کنيم و آنها را ملکه ذهن خود قرار دهيم.
به ياد داشته باش که …
۱) آنان که تجربه هاي گذشته را به خاطر نمي آورند محکوم به تکرار اشتباهند.
۲) از ميان کساني که براي دعاي باران به ميعادگاه مي روند تنها کساني که با خود چتر مي برند به کارشان ايمان دارند.
۳) پيچهاي جاده آخر جاده نيستند مگر اين که خودت نپيچي.
۴) وقتي به چيزي مي رسي بنگر که در ازاي آن از چه گذشته اي.
۵) آدمهاي بزرگ شرايط را خلق مي کنند و آدم هاي کوچک از آن تبعيت مي کنند.
۶) آدمهاي موفق به انديشه هايشان عمل مي کنند اما سايرين تنها به سختي انجام آن مي انديشند.
۷) گاهي خوردن لگدي از پشت برداشتن گامي به جلو است.
۸) هرگز به کسي که براي احساس تو ارزش قائل نيست دل نبند.
۹) هميشه توان اين را داشته باش تا از کسي يا چيزي که آزارت مي دهد به راحتي دل بکني.
۱۰) با هر کسي مانند خودش رفتار کن تا نتيجه و عکس العمل کارش را قلبا احساس کند.
۱۱) هرگز براي کسي که حاضر نيست براي تو کاري انجام بدهد، کاري انجام نده.
۱۲) به کساني که خوبي ديگران را بي ارزش يا از روي توقع مي دانند خوبي نکن اما اگر خوبي کردي انتظار قدرداني نداشته باش.
۱۳) قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول ۱۴قضاوت بد.
۱۵) وقتي خوشبخت هستي که وجودت آرامش بخش ديگران باشد.
۱۶) به خودت بياموز هر کسي ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.
۱۷) هرگز براي عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که زندگيت را روشن مي کند.
۱۸) هميشه حرفي رو بزن که بتوني بنويسي، چيزي رو بنويس که بتوني امضاش کني و چيزي رو امضاء کن که بتوني پاش بايستي.
۱۹) هرگاه نتونستي اشتباهي رو ببخشي اون از کوچکي قلب توست، نه بزرگي اشتباه.
۲۰) هميشه توان اين را داشته باش تا از کسي يا چيزي که آزارت مي دهد به راحتي دل بکني.
۲۱) عادت کن هميشه حتي وقتي عصباني هستي عاقبت کار را در نظر بگيري.
۲۲) آنقدر به در بسته چشم ندوز تا درهايي را که باز مي شوند نبيني.
۲۳) کسي که براي آباداني مي کوشد جهان از او به نيکي ياد مي کند.
۲۴) آنکه براي رسيدن به تو از همه کس مي گذرد عاقبت روزي تو را تنها خواهد گذاشت.
۲۵) نتيجه گيري سريع در رخدادهاي مهم زندگي از بي خردي است.
۲۶) هيچ گاه ابزار رسيدن به خواسته ديگران نشو.
۲۷) اگر مي خواهي اعمالت مورد پسند خدا باشد، در سختيها از خودت بگذر، ديگران را قرباني نکن.
۲۸) از قضاوت دست بکش تا آرامش را تجربه کني.
۲۹) دوست برادري است که طبق ميل خود انتخابش مي کني.
۳۰) لياقت محبت و مهرباني ديگران را داشته باش.
منبع:خبرگزاري ايسنا



خبرگزاری آريا – راه هاي ساده شاد بودن در زندگي پر مشغله امروزي


راه هاي ساده شاد بودن در زندگي پر مشغله امروزي

خبرگزاري آريا –
شاد بودن
هميشه فرصت هايي تازه براي خوشحال بودن وجود دارد
هميشه فرصت هايي تازه براي خوشحال بودن وجود دارد. در اينجا ۱۱ راه ساده را معرفي مي کنيم تا خوشحالي را به زندگي روزمره خود اضافه کنيد.
۱۱ راه ساده براي خوشحال بودن در زندگي
منتظر خوشحالي نمانيد
خبر خوب اين است که هميشه فرصت هايي تازه براي خوشحال بودن وجود دارد. زندگي را مثل ايستگاه مرکزي قطار تصور کنيد، جايي که زمان هاي شاد تمام مدت و بدون توقف از راه مي رسند. به احتمال فراوان فرصت شاد بودن از پيش رسيده است. بعضي وقت ها صاف جلوي شما قرار دارد. به هر دليلي، شما قادر نيستيد که توجه خود را معطوف آن کند و قدر آن را بدانيد.
فارغ از اينکه چه اتفاقي دور و بر شما مي افتد، شما هميشه مي توانيد احساس شادتري داشته باشيد، بهره ور تر باشيد، موفقيت را جذب کنيد و از خودتان در هنگام موفقيت لذت ببريد. وقتي تمرکز خود و شيوه تفکرتان را عوض کنيد، ديدگاه هاي شما هم تغيير مي کند. زماني که اين تغيير اتفاق بيفتد، زندگي شما عوض مي شود.
خوشحالي را به زندگي خود اضافه کنيد، همين حالا!
مي توانيد آن را ببينيد؟ شما در جزيره اي گرمسيري زندگي مي کنيد. هر وقت که دلتان بخواهد از خواب بيدار مي شويد و هر کاري که دلتان بخواهد انجام مي دهيد. يک نفر صبحانه شما را برايتان مي آورد. از جاي راحت خود در بالکن تان، تنها چيزي که مي توانيد ببينيد اقيانوس و پاهايتان است. چه زندگي دلچسبي!
همه ما روياي روزي را داريم که خوشحال باشيم. تا آن زمان، بيش از اندازه کار مي کنيم، بيش از اندازه تحت استرس هستيم، و به اندازه کافي خوشحال نيستيم. آن رويا بدون برنده شدن در بخت آزمايي يا تماسي از عمويي ثروتمند که در حال فوت است، ممکن به نظر نمي رسد. ولي زندگي چه جذابيتي دارد اگر خوشحال نباشيم؟
خبر خوب اين است که، شما مي توانيد خوشحالي را همين حالا به زندگي خود اضافه کنيد. تنها چند فعاليت ساده توليد کننده سروتونين مي تواند استرس را کاهش دهد و انتظار براي آرمان شهر مورد نظرتان را آسان تر کند.
مراقبت از خود را بخشي از روال عادي زندگي خود کنيد
اينکه قادر باشيد زماني براي خود بگذاريد تا دکمه ريست (reset) خود را فشار دهيد، چيزي است که همه ما هر از گاهي نياز به انجامش داريم. ولي يک نکته را بايد در نظر گرفت: گذاشتن زمان توقفي براي اينکه به خودتان لحظه اي استراحت يا آرامش يا لذت دهيد تنها بخشي از نبرد است. ما زماني را به ساعت خوشحالي اختصاص مي دهيم، ولي اين زمان خوشحال نمي گذرد چرا که در آن زمان در مورد چند ايميل آخر که بهشان نظم نداديد فکر مي کنيد. چطور مي توانيد بدون استرس به تماشاي تلويزيون بپردازيد وفتي که انبوهي از لباس هاي کثيف در کنار تلويزيون جا خوش کرده اند؟ آيا مي توانيد واقعاً مشغول خوردن کرم کارامل شويد در حالي که مي دانيد ۱۸ ماه است که به دندانپزشک مراجعه نکرده ايد؟ يا در حالي که دو سال از عروسي هم اتاقي دوران دانشگاهتان گذشته، ولي هنوز براي او هديه عروسي سفارش نداده ايد؟
يکي از مطمئن ترين راه ها براي اينکه از زمان خودمراقبتي خود بهره ببريد اين است که در مورد مسائل متفرقه استرس نداشته باشيد. به دور و بر خودتان نظم دهيد تا زماني که به خود اختصاص داده ايد نهايت اثربخشي را برايتان داشته باشد.
در حالت ذهني خوشحالي قرار داشته باشيد
زندگي شاد بهترين تجربه اي است که مي توانيم اميدوار باشيم تا به آن برسيم. آن نوعي از زندگي است که احساسات مثبت و انرژي خوب را ايجاد مي کند، و ما را تشويق مي کند تا با اميدهاي زياد به آينده نگاه کنيم. شادي محض شايد احساسي زودگذر به نظر برسد، ولي حتي اگر آن را براي يک لحظه هم حس مي کنيد، مي توانيد از آن استفاده ببريد. مي توانيد از آن لذت ببريد.
دست از نگراني برداريد
خوشحالي تا حد زيادي مثل عشق عمل مي کند، به شکلي مرموز! با اين حال، علم و روانشناسي به ما مي گويند که مواد شيميايي مغز عواطف را دگرگون مي کند. ولي براي اينکه آن مواد شيميايي را فعال کنيم، بايد ابتدا راجع به عادت ها صحبت کنيم.
فرمولي براي خوشحالي وجود دارد، که مربوط به تغيير الگوهاي فکري مي شود. الگوهاي شما (اينکه هر روز چه کاري انجام مي دهيد و چه فکري مي کنيد و چه حرفي مي زنيد) تعيين مي کند که چقدر خوشحال هستيد. اين موضوع هيچ ربطي به چيزهايي ندارد که در اطرافتان وجود دارد، بلکه مربوط به اين مي شود که مغز شما چگونه کار مي کند: آن نداي دروني. خوشحالي در يک قدمي شما نيست، چرا که در واقع، درون خود شماست.
راههاي شاد بودن
خوشحالي تا حد زيادي مثل عشق عمل مي کند
قدر چيزهاي کوچک را بدانيد
همه ما آن ها را داريم؛ آن لحظه ها يا چيزهاي کوچکي که اغلب ناديده گرفته مي شوند چرا که فکر مي کنيم يا کم اهميت هستند، يا اينکه آن ها را امري بديهي فرض مي کنيم چون در فرهنگي زندگي مي کنيم که دستاوردهاي بزرگ را جشن مي گيرد. ولي اگر خودمان را عادت دهيم که از آن چيزهاي کوچک استقبال کنيم و آن ها را جشن بگيريم چطور؟ زندگي واقعي در اطراف ما اتفاق مي افتد، وقتي که منتظر آن چيز بزرگي هستيم که اميدوار هستيم به ما نوعي آرامش دروني، حس خرسندي يا لذت دهد. حقيقت اين است که اغلب چيزهايي که بيش از همه اهميت دارند، چيزهاي کوچک هستند.
خود را با افراد مثبت احاطه کنيد
يک اشتباه بزرگي که آدم ها مرتکب مي شوند اين است که متوجه نيستند که خوشحالي انتخابي انفرادي است. ولي هر انتخاب ما تحت تأثير آدم هايي قرار مي گيرد که در زندگي ما هستند. اگر شما بتوانيد آدم هاي بهتري را وارد زندگي خود کنيد، احتمال خود در رسيدن به خوشحالي و موفقيت را نيز به طرز قابل توجهي افزايش مي دهيد.
ارتباط اجتماعي مثبت مهم ترين تأثير را در خوشحالي بلندمدت دارد. خوشامدگويي به فردي مثبت در دنيايتان مي تواند يکي از مهم ترين انتخاب هاي شما براي رسيدن به خوشحالي باشد.
بيشتر بخنديد
خبر مهم: خنديدن به شما حس خوبي مي دهد. بسيار خب، اين خيلي جاي تعجب ندارد. ولي سعي کنيد راجع به آخرين باري که واقعاً خنديديد فکر کنيد. اين احتمال وجود دارد که مربوط به خيلي وقت پيش باشد. ما بزرگسالان به قدري گرفتار مسئوليت هاي بزرگسالي خود هستيم که به اندازه دوران کودکي خود نمي خنديم.
ولي بايد اين کار را کنيم! ثابت شده که خنديدن استرس را کاهش مي دهد، ايمني بدن را تقويت مي کند، جريان خون را بهبود مي دهد و روابط را تقويت مي کند.
بيشتر عشق بورزيد
«خرگوش پرسيد: واقعي بودن چيست؟»
«اسب چرمين پاسخ داد: واقعي بودن اين نيست که از چه ساخته شده اي. بلکه چيزي است که برايت اتفاق مي افتد.
در سال ۱۹۹۲ مارجري ويليامز در کتاب کودکان پرطرفدار خود به اسم «خرگوش ولوتين» به موضوعي بسيار پيچيده پرداخت. خرگوش ولوتين در مسير خود براي کشف اينکه واقعي بودن به چه معناست، متوجه مي شود که در پايان، به اين معناست که کسي را داشته باشيد که شما را دوست داشته باشد و بتوانيد آن عشق را بپذيريد..
آن تصاوير کلاسيک و درس تأثيرگذار قصه شب آرامش بخشي است. ولي هر چه سن ما بيشتر مي شود، به ما ياد داده مي شود که واقعي بودن يعني اينکه در مدرسه حواس خود را جمع کنيم، شغل خوبي به دست آوريم، درآمد ثابتي کسب کنيم، خانواده اي داشته باشيم و براي بازنشستگي آماده شويم. به عنوان افراد بزرگسال، ما به زمان هاي ساده تر گذشته لبخندي نوستالژيک مي زنيم. چون که مي دانيم زندگي پيچيده تر از فقط دوست داشتن و دوست داشته شدن است.
اينطور نيست؟
فهرستي از خوشحالي داشته باشيد
هر دفعه که يکي از آن چک ليست ها را تيک بزنيم، لحظه اي وجود دارد. گاهي وقت ها فقط يک ثانيه طول مي کشد، ولي بعضي روزهاي خوب براي يک دقيقه يا حتي ساعت ها طول مي کشد. يک لحظه است، يک لحظه زودگذر، که واقعاً مي توانيد بگوييد خوشحالي را يافته ايد. هر بخشي از شما، از انگشتان دست هايتان گرفته تا انگشتان پاهايتان هدف پيدا مي کند. آن خوشحالي مايه حيرت، غرور، پيروزي و حس فراواني از خالص ترين خوددوستي است. تمام ديدگاه شما بعد از ديدن دنيا از لنزهايي متفاوت تغيير مي کند.
خوشحالي خود را برنامه ريزي کنيد
ما براي بيمه بازنشستگي خود پول کنار مي گذاريم. مکمل هاي کلسيم مصرف مي کنيم. ورزش مي کنيم. اميدوار هستيم که هر چه سن و سالمان بيشتر مي شود، اين اقدامات احتياطي از ما محافظت کنند. ولي وقتي که در حال حفاظت از پول، استخوان ها و فشار خون خود هستيم، فراموش مي کنيم از چيزي که مي تواند در کيفيت زندگي ما وقتي که سنمان بيشتر مي شود تفاوتي ايجاد کند، محافظت کنيم: خوشحالي مان.
چندين دهه تحقيقات در مورد روانشناسي مثبت نشان داده سطوح بالاي سلامت ذهني (ترکيب رضايت کلي زندگي و احساسات مثبت لحظه اي) مي تواند منجر به سلامت جسمي بهتر و عمر طولاني تر شود. در گزارشي در سال ۲۰۱۱ از اتحاديه بين المللي روانشناسي کاربردي، دکتر ادوارد دينر استاد دانشگاه ايلينوي بيش از ۱۶۰ مطالعه مرتبط را تحليل کرد و به اين نتيجه رسيد که با اينکه احساسات مثبت نتايج را براي افرادي با بيماري هاي خاص مثل سرطان بهبود نداد، ولي شواهد در مورد اينکه خوشحالي منجر به سلامت بهتري مي شود کاملاً «شفاف و قانع کننده» است.
شروع به برنامه ريزي براي آينده خوشحال خود کنيد.
منبع : زندگي ايده آل



خبرگزاری آريا – سرمايه هاي کشور را از محيط کار دور نکنيم / رفتار و سبک زندگي جانبازان الگوسازي شود


سرمايه هاي کشور را از محيط کار دور نکنيم / رفتار و سبک زندگي جانبازان الگوسازي شود

خبرگزاري آريا – عضو فراکسيون اميد مجلس شوراي اسلامي گفت: جانبازان را نبايد از محيط کار دور کرد، بلکه بايد محيط اشتغال را متناسب با اين عزيزان که سرمايه هاي انقلاب هستند مهيا ساخت تا بتوانند در جامعه و محيط کار همانند معلولين حضور فعال داشته باشند.
محسن عليجاني زماني به مناسب روز «جانباز» به جام جم آنلاين گفت: تکريم جانبازان اولين و مهم ترين موضوع در مورد آنان است. همچنين احساس نشود که جانبازان براي يک دوره خاص بودند لذا رفتارشان و کارهايشان و سبک زندگي شان در جامعه بايد براي جوانان الگوسازي شود.
وي ادامه داد: نيازهاي عاطفي و درماني دومين موضوع مهم ديگر در خصوص جانبازان است، که بايد تامين شود. جانبازان را نبايد از محيط کار دور کرد، بلکه بايد محيط اشتغال را متناسب با اين عزيزان که سرمايه هاي انقلاب هستند مهيا کرد تا بتوانند در جامعه و محيط کار همانند معلولين حضور فعال داشته باشند.
عليجاني زماني خاطرنشان کرد: همان طور که تلاش مي شود فضاهاي کاري را براي معلولين متناسب سازي کنيم و يا فضاي مديريتي شهري و معماري را طوري متناسب سازي مي کنيم تا يک معلول حضور فعال داشته باشد در خصوص يک جانباز نيز اين موضوع بايد رعايت شود.
به گفته عضو فراکسيون اميد مجلس، موفقيت مطلوب و حداکثري در خصوص اين دسته از اقدامات به جانبازان نداشتيم و بايد تلاش کنيم تا به اين سمت برويم.


خبرگزاری آريا – زندگي از اين زاويه زيباتر است


زندگي از اين زاويه زيباتر است

خبرگزاري آريا –
نکاتي براي زندگي زيبا
زندگي زيباتر از آن است كه مي‌بينييد، مهم چگونگي نگرش و زاويه ديد شما به زندگي است‎
مهم درك صحيح از زندگي و رويداد‌هاي آن است؛ پس بياييد اين مهارت با ارزش را با تمرين‌كردن راهكار‌هاي زير در خودشكوفا ‌سازيم:
زندگي زيباتر از آن است كه مي‌بينييد، مهم چگونگي نگرش و زاويه ديد شما به زندگي است. با واقع نگري ريشه خيلي از به ظاهر بدي‌ها و مشكلات به راحتي خشكيده مي‌شود.
درك رويداد‌هاي زندگي
سعي كنيد هدف صحيح از زندگي را بياموزيد. اهداف كوتاه‌مدت و دراز مدت خود را مشخص كنيد و طبق آن گام‌هاي استوار برداريد.
با درونگري افكار خود را مورد بررسي قرار دهيد و عينك بدبيني را ازچشمانتان بيرون بياوريد. بدانيد كه ريشه درك نادرست از زيبايي‌هاي زندگي خيالبافي ها، سوء ظن‌ها و افكار منفي و نادرست است؛ پس سعي كنيد خود را از شر اينگونه افكار و تخيلات رهايي بخشيد.
با خود قرار بگذاريد تا هميشه فكر و احساس مثبت داشته باشيد. با تمرين و تلقين به نفس بر روي احساسات و افكار مثبت تمركز داشته باشيد. هرگاه تفكر منفي يا احساس غلط سراغتان آمد، سريع فضا را عوض كرده و زيبايي‌هاي زندگي و موفقيت‌ها و نقاط روشن زندگي خود يا ديگران را يادآوري كنيد.
يك قدم جلوتر از زندگي باشيد. نگذاريد رويداد‌ها و اتفاقات زندگي براي شما تصميم بگيرد و مسير زندگي شما را تعيين كند؛ بلكه خود براي خودتان تصميم بگيريد و مسير زندگيتان را با توجه به توانمندي‌ها و انگيزه‌ها به دلخواه مشخص كنيد.
از زندگي هميشه انتظار خوشي و راحتي نداشته باشيد، دنيا مملو از شيريني‌ها و تلخي‌هاست، روزي به نفع تو و روزي عليه توست. بدانيد كه اگر قدرت ديد وسيع و واقع نگر داشته باشيد، اين سختي‌ها و مشكلات را هم زيبا مي‌بينيد؛ چرا كه سربلندي از اين آزمايشات باعث رشد و تكامل شما مي‌شود كه دست يابي به سعادت و كمال از بهترين زيبايي‌هاست.
صبور و بردبار باشيد. بدانيد كه پايان هر سختي، گشايش و راحتي است «ان مع العسر يسرا» پس با تلاش و كوشش خود سختي‌ها را پشت سر بگذاريد، كه اين خود خيلي لذت بخش است.
استعداد‌ها و توانمندي‌هاي خود را كشف و شكوفا‌سازيد و سعي كنيد فرد مفيدي باشيد تا احساس رضايت و شادكامي در زندگي داشته باشيد.
زندگي را سخت نگيريد، زندگي راحت‌تر از آن است كه شما مي‌انديشيد. در زندگي قانع و ميانه رو باشيد.
اجتماعي باشيد، صله رحم كنيد و با افراد مثبت انديش و موفق معاشرت كنيد.
گذشت و فداكاري را سرلوحه زندگيتان قرار دهيد. زندگي پستي و بلندي زيادي دارد، با پيدا شدن كوچك‌ترين مشكلي با همسرتان، زندگي را تمام شده فرض نكنيد. خطاهاي همديگر را ببخشيد و با همسرتان زندگي تازه‌اي را تجربه كنيد.
خوش اخلاق باشيد و محل زندگي خود را به محل سكونت و آرامش تبديل كنيد و تجربه‌هاي تلخ زندگي روزمره را از ياد ببريد.
با ايمان و با تقوا باشيد، به واجبات الهي عمل و محرمات الهي را ترك كنيد و خود را به فضايل اخلاقي بياراييد و با خودسازي از رذايل اخلاقي چون: دروغ، كينه، غيبت، بد زباني و… دوري كنيد.
نگرش خود را به زندگي دنيوي تغيير دهيد؛ بدانيد كه دنيا‌دار قرار نيست، فاني است و منزلگاه اصلي، جهان آخرت است.
سعي كنيد هميشه لبخند بزنيد و با روي گشاده با ديگران، به‌ويژه خانواده خود روبرو شويد.
هميشه اميدوار باشيد و از يأس و نااميدي دوري كنيد كه خوره جان‌ها و ريشه بدبختي‌هاست.
از ذكر و دعا و نيايش براي آرامش و اطمينان قلب بهره بگيريد.
دست و دلباز باشيد و وسيله آسايش و راحتي خانواده را فراهم‌سازيد و از تفريح، ورزش، مسافرت و سرگرمي‌هاي مفيد غفلت نورزيد.
سحرخيز باشيد. هر روز كه از خواب بيدار مي‌شويد با خود قرار بگذاريد كه امروزتان مثل ديروزتان نباشد، بلكه يك گام بهتر و برتر از هميشه باشد.
انعطاف پذير باشيد. اگر لازم شد، نقشه‌هاي زندگي تان را تغيير دهيد اما هدف اصليتان را هرگز فراموش نكنيد.
خوب نگاه كنيد و ببينيد چه چيزي در ديگران هست كه به آن غبطه مي‌خوريد؟ معمولا اين همان چيزي است كه واقعاً خواستار آن هستيد. بايد بدانيد نگاه‌هاي عميق و احساسات سازنده مي‌توانند شما را در رسيدن به تمايلات نهفته تان ياري كنند.
تغييرات مناسبي كه محيط كوچك زندگي شما را دلپذيرتر مي‌كنند آسانند، گلدان كوچكي در اتاق خود بگذاريد تا هواي پاك را احساس كنيد.
به خودتان اجازه دهيد كه شاد باشيد! خوشبختي فقط يك احساس دروني است، كافي است آن را باور كنيد! مرتب با خود بگوييد: «من لايق خوشبختي ام» اين را بگوييد و شاد باشيد. براي چيزهايي كه داريد هميشه شكرگزار باشيد.
در صحبت كردن خودماني باشيد، تكلف بيش از حد، ديگران را فراري مي‌دهد. با مخاطب خود احساس همدلي كنيد و نشان دهيد كه احساس طرف مقابل را مي‌فهميد.
به هركاري و هر پيشنهادي «بله» نگوييد. خوب فكر كنيد و از خود بپرسيد: آيا واقعاً مي‌خواهم اين كار را انجام دهم؟! شما بايد «نه» گفتن را تمرين كنيد تا به راحتي بتوانيد زمام زندگي و عمر خود را به اختيار خود در آوريد.
يك راه براي رهايي از نگراني‌ها آنست كه آنها را بنويسيد! نگراني‌هاي خود را بنويسيد و سپس آنها را بخوانيد. مي‌بينيد كه اين نگراني‌ها آنقدرها هم مهم نيستند و خيلي آسان تر از آنچه كه فكر مي‌كنيد حل مي‌شوند.
منبع: روزنامه آرمان امروز



خبرگزاری آريا – آيا فال در زندگي تان تاثير دارد؟


آيا فال در زندگي تان تاثير دارد؟

خبرگزاري آريا –
تاثير فال, فال در زندگي
فالگيري
اين روزها انگار فال و فالگيري و نظاير اين ها رونق زيادي پيدا کرده اند، افراد زيادي هستند که به فالگيرها مراجعه مي کنند و حرف هاي آن ها را در زندگي شان به کار مي بندند و اين کارها از ميل آدم ها به کشف بيشتر نشات مي گيرد، در واقع در طول تاريخ همواره آدم ها به دنبال کشف بوده اند ؛ کشف خودشان، زندگي و آينده شان. آن ها دوست دارند درمورد خودشان اطلاعات مفيدي را به دست آورند، مثلا هرجا کتاب هايي يا تست هايي درباره خودشناسي و زندگي آينده وجود دارد کنجکاو و علاقه مند مي شوند که ببينند چه چيزي مي توان در آن يافت يا اگر در يک مهماني با يک روان شناس برخورد کنند خيلي علاقه مند مي شوند که درباره خودشان با او صحبت کنند و نظر او را بدانند و در حالت افراطي نيز به فالگير و امثال اين ها مراجعه مي کنند تا از آينده خبر دار شوند. اما چه حالتي در اين ميان بيماري است؟
● ترس از اتفاقات
هميشه پشت رفتار فرد باور هايي وجود دارد که باعث به وجود آمدن رفتار خاص مي شود. آدم ها مي خواهند درباره آينده اطلاعات به دست آوردند تا بتوانند رفتارهاي خودشان و اتفاقات را پيش بيني کنند و به همين دليل است که سراغ کتاب هاي طالع بيني، فال و… مي روند. اگر بتوانيد باورهاي پشت رفتار را بشناسيد و بدانيد که آيا آن باور درست است يا نه، مي توانيد درباره رفتار هم قضاوت کنيد. کسي که باورش اين است و فکر مي کند که مي تواند همه چيز آينده را کنترل کند و اتفاقات را طبق ميل خود پيش ببرد و از اتفاقات ناگوار مي ترسد، به طور طبيعي به سمت تلاش براي پيش بيني کردن آينده مي رود.
● در اين خطاها غرق نشويد
در روان شناســي شنــاختي (شناخت درماني) مبحثي به نام خطاهاي شناختي داريم که مي گويد؛ در ذهن آدم ها يک خطاهايي وجود دارد و يکي از اين خطاها «پيشگويي» است، يعني آدم ها از قبل و پيش از آن ه اتفاقي براي شان بيفتد بدون هيچ دليلي چيزهايي را درباره اتفاقات آينده مي گويند. نمونه اين خطاها همان قضاوت کردن درباره ديگران است. نبايد در اين خطاها غرق شد، استفاده از راه هاي چون فال قهوه وطالع بيني و. . . هم مي تواند نمونه هايي از اين خطاها باشد.
● ريشه ترس ها
يکي از دلايلي که افراد به پيشگو مراجعه مي کنند اين است که مي خواهند تلاش کنند تا زندگي آينده شان را به ميل خودشان بسازند چون نگران هستند و از آينده مي ترسند، اين گونه افراد بايد از خود بپرسند،نگران چه هستند تا شايد بتوانند ريشه ترس هاي خود را پيدا کنند. مسلما وقتي فردي به دنبال فال و پيشگويي و… مي رود، معمولا آن آرامش حقيقي را در دنياي دروني خود تجربه نمي کند، چنين افرادي روحي ناآرام دارند و براي تسکين خود سراغ چنين روش هايي مي روند اما متاسفانه با اين روش ها هم آرام نمي شوند و حتي بيشتر آسيب مي بينند اما چون کساني که آرامش دارند و زندگي را با همه اتفاقات خوب و بدآن قبول کرده اند، آنقدر خود را توانمند مي بينند که درصورت وقوع اتفاقات مختلف در زمان مناسب واکنش نشان دهند و سراغ پيشگو، فال و… نمي روند.
● جاي خالي معنويت
آدم هايي که تمام امورات شان را با فال و پيشگويي و… مي گذرانند در زندگي شان جاي چيزي خالي است و مي خواهند به طرق مختلف به اين احساس خلأ پاسخ دهند. در واقع اين آدم ها آن اعتماد لازم را به خود ندارند که بتوانند در موقعيت هاي مختلف رفتار مناسب داشته باشند تا بتوانند مسائل شان را حل کنند و از پس آن ها بربيايند يا حتي از ديگران کمک بگيرند. آن ها اين اعتماد را به خود ندارند و حتي در يک نگاه وسيع تر آن ها توجه نمي کنند که در زندگي اگر تمام تلاش شان را هم بکنند اما در يک جايي ديگر کاري از دست آن ها برنمي آيد و بايد به قدرت الهي توکل کنند و همه چيز را به او بسپارند. پژوهش هاي مختلف هم نشان داده اند وقتي معنويت در زندگي آدم ها جريان پيدا کند مي تواند آثار مختلف و مثبت داشته باشد.
● تحصيلکرده ها هم فال مي گيرند؟
آدم هاي تحصيلکرده بسياري وجود دارند که به سراغ روش هايي چون فال و پيشگويي و… مي روند اما چرا؟ زمان هايي براي آدم ها فال، پيشگويي و چيزهايي شبيه اين، تنها جنبه خنده و تفريح پيدا مي کند. من بارها مراجعاني تحصيلکرده و اهل کتاب داشته ام که به عنوان تفريح سراغ کتاب هاي طالع بيني، فال و. . . مي رفتند اما وقتي با همين آدم ها مشاوره مي کنم وذره ذره پيش مي رويم، مي بينم که در جايي حرف هاي فالگير و نگرش هايش روي آن فرد و تصميم گيري هايش تاثير گذاشته است. اين گونه آدم ها فراموش مي کنند، خودشان قوه تفکر و انديشه اي دارند و مي توانند با فکر، تحليل و سنجيدن شرايط تصميم بگيرند. اين که کسي از توانايي درست فکر کردن برخوردار باشد لزوما با تحصيلات بالا به دست نمي آيد. نوع نگرش اينگونه آدم ها ايجاب مي کند که براي اتفاقات زندگي به دنبال سريع ترين راه حل ها باشند و به جاي اين که خودشان قدمي بردارند و تصميم بگيرند به دنبال کسي مي گردند که راه درست را به آن ها نشان دهد و در نتيجه به دنبال راه هايي ساده فال و پيشگويي و… مي روند.
● کف بيني علمي نيست
اگر قرار بود از طريق کف دست زندگي آدم ها خوانده شود، تمام کتب و نظريه هاي روان شناسي به اين سمت مي رفتند و همه دنيا از اين معجزه استقبال مي کردند اما با خود فکر کنيد چرا کف بيني و فال ونظاير آن ها جزو هيچ کدام از رشته هاي علمي نيست يا هيچ کتاب يا کنفرانس يا سمينار علمي در اين زمينه وجود ندارد؟ چون هيچ منبع علمي در اين زمينه وجود ندارد. وقتي فردي مبناي زندگي اش را بر يک سري گفته هاي غيرعلمي مي گذارد احتمال اين که با موقعيت هاي خطرناک يا شکست مواجه شود خيلي زياد است.
● زن و شوهري که با فال ازدواج کردند!
زوجي را سراغ داشتم که زماني که مي خواستند براي ازدواج با هم تصميم بگيرند به جاي آن که سراغ روش هاي علمي بروند، به فالگير و پيشگو مراجعه کرده بودند تا او به آن ها بگويد که آيا زندگي آن هاخوب خواهد بود يا نه و از آن جا که فالگير هم به دنبال نفع شخصي خود بود ه است، به آن ها گفته زندگي خوبي خواهند داشت و چند توصيه هم کرده بود اما اين زوج بعد از ۲ سال به شدت باهم مشکل پيداکرده بودند و هرچه تلاش مي کردند نمي توانستند مسائل شان را حل کنند. اگر اين زوج به جاي اين که قبل از رسيدن به مشکل و در همان زمان ازدواج به جاي مراجعه به فالگير به مشاور و متخصص در اين زمينه مراجعه مي کردند، تفاوت هاي شان را بهتر مي ديدند و آگاهانه تر براي ازدواج تصميم مي گرفتند.
● خانم ها بيشتر فال مي گيرند؟
آمار دقيقي وجود ندارد که خانم ها بيشتر فال مي گيرند يا آقايان ولي اگر بخواهيم به تجربه ها نگاه کنيم خانم ها بيشتر از آقايان به سمت فال گيري و پيشگويي و. . . مي روند اما چرا؟ خانم ها ارتباطات بيشتري باهم دارند و بيشتر هم ارتباط کلامي برقرار مي کنند از طرف ديگر خيلي تلاش مي کنند زندگي خوب و با ثباتي داشته باشند زيرا آرامش زندگي خيلي مهم است اما آقايان ساده تر نگاه مي کنند. آن ها به خاطرارتباطات کلامي کمتر و حتي گزينشي تر وارد بسياري از مسائل نمي شوند و در سطح خاصي ارتباط شان را نگه مي دارند ولي نمي توان حکم کلي داد و من بارها بارها آقاياني را ديده ام که به شدت به فال و پيشگويي عقيده داشته اند البته اين موضوع به تحصيلات و نوع باور و فرهنگ نيز بستگي دارد.
● راهي براي فرار از اضطراب
نمي توان گفت همه افراد افسرده اهل فال و پيشگويي هستند ولي خيلي از افراد افسرده و مضطرب به چنين راه حل هايي متوسل مي شوند. از آن جا که افسرده ها معمولا با اضطراب و ترس هايي، بيماري شان آغاز مي شود وخودشان را در حل مسائل زندگي ناتوان مي بينند و در نتيجه براي حل مشکلات شان سراغ فالگير و پيشگو مي روند. زيرا تجربه هاي ناموفق فراواني که داشتند اين احساس را به آن ها مي دهدکه خودشان نمي توانند تصميم بگيرند و در نتيجه همه چيز را رها مي کنند.
● روان تان را به هرکسي نسپاريد
هيچ کنترل خاصي روي فالگيرها و افراد مانند آن ها نيست، هيچ نظارتي بر گفته هاي آن ها وجود ندارد، آن ها هيچ علم تاييدشده اي ندارند و… به همه اين دلايل ما نبايد مهم ترين بخش وجودي مان يعني روان مان را در اختيار آن ها قرار دهيم تا هرچه مي خواهند بگويند و وارد ذهن و روان ما کنند. همان طور که از جسم مان محافظت مي کنيم و اجازه نمي دهيم کسي به آن آسيب بزند، بايد از روان مان هم محافظت نيم و اجازه ندهيم هر کسي هر چيزي را وارد آن کند. آيا در مورد جسم خودمان حاضر هستيم به هر پزشکي مراجعه کنيم يا اين که تنها به دنبال پزشکان متخصص و با تجربه مي گرديم؛ با زندگي و دنياي درون خودمان هم بايد به همين روش برخورد کنيم و اجازه ندهيم هرکس وارد آن شود و تصميم بگيرد. آيا براي دردهاي جسمي به فالگير مراجعه مي کنيد که بخواهيد براي درد هاي روحي و رواني او مشکل تان راحل کند؟
● وقتي خودشان را قبول ندارند
آدم هايي زندگي خودشان را برپايه فال و فالگيري و امثال آن مي گذارند که خودشان، خودشان را باور ندارند، خودشان را نمي توانند تاييد کنند و منتظرند ديگران به آن ها تاييد بدهند. در درون خود اين آدم ها فضاي مثبتي وجود ندارد و به همين دليل به دنبال کسي هستند که اين فضا را به آن ها بدهد.
● چقدر فال و فال بيني منجر به اختلاف بين زوج ها مي شود
بسيار زياد ديده ام که اين مقوله فال و فالگيري اختلاف هايي را بين زن و شوهر به وجود آورده است، چون متاسفانه يکي از راه هايي است که زوج ها استفاده مي کنند. البته اين روزها بسياري از زوج ها متوجه شده اند که راه هاي ديگري هم براي حل اختلاف وجود دارد. حتي آقايي را مي شناسم، براي اين که بفهمد همسرش او را دوست دارد يا نه به فالگير مراجعه کرده بود، درصورتي که به راحتي مي توانست باهمسرش صحبت و مشکل را حل کند.
● مشکلات شخصيتي
يکسري از اختلالات روان شناختي هستند که افراد مبتلا به آن به سمت فال گيري و باورهاي خاص مي روند، براي مثال اختلال پارانوئيد(سوءظن) يا توهم و هذيان مي تواند به اين سمت برود، آن هايي که اضطراب را تجربه مي کنند ممکن است به اين سمت بروند و… متاسفانه افرادي که غرق در فالگيري هستند خودشان را آنقدر موجه مي دانند و راه شان را درست مي دانند که دليلي نمي بينند به متخصص مراجعه کنند. اين افراد همه زندگي خود را بر فال وفالگيري قرار داده اند و کاملا روند عادي زندگي شان مختل شده است. اصولا ما در روان شناسي مي گوييم هر چيزي که کارکردهاي مهم زندگي را به هم ريخته باشد و باعث شده باشد که ابعاد مختلف زندگي تحت تاثير قرار بگيرد جاي سوال دارد و بايد بررسي شود و مي تواند به عنوان بيماري مطرح شود.
● آن هايي که شجاعت قبول مسئوليت ندارند
قضيه فال و فالگيري در زمان تصميم گيري ها خيلي مطرح مي شود؛ آدم ها در اين موقعيت براي اين که خودشان مسئوليت به عهده نگيرند، تصميم گيري را برعهده فرد ديگري مي گذارند. فردي را مي شناختم که شخص بسيار توانمندي و شايسته اي بود، فالگيري به او گفته بود، در آينده به جايي مي رسد که خوب نمي تواند انتخاب کند و يک آدم پير در اقوام به او کمک خواهد کرد. اين فرد هر جاي زندگي به مشکلي برمي خورد با خود مي انديشيد اين همان مشکلي است که نمي تواند حل کند و در نتيجه تمام زندگي اش را سپرده بود به خانواده که همين باعث شده بود، خانواده در زندگي اش مداخله کنند. آيا اين تفکري اشتباه
نيست که همه توانايي هاي مان را کنار بگذاريم و نگران آينده باشيم. او به همين طريق قدرت تفکر و تصميم گيري خود را از دست داده بود.
● وقتي ناآگاهي و خرافات رنج را افزون مي کنند
زوجي را مي شناختم که مي خواستند با هم ازدواج کنند، مادر پسر براي مطمئن شدن به فالگيري مراجعه کرده و همان حرف ها باعث به وجود آمدن اختلاف شده بود، چون حرف هايي زده بود که درباره عروس صحت نداشت و درنتيجه سوءتفاهم ها و اين حرف ها همه چيز خراب شد، درحالي که اين زوج از نظر شخصيتي به هم شبيه بودند و مي توانستند زندگي خوبي داشته باشند ولي به واسطه نگرش غلط مادر و نگراني هاي بي اندازه او همه چيز خراب شد. هر روش زماني خوب است که براي زندگي ما موثر باشد، روان ما را شادتر کند، آرامش بيشتر و احساس بهتري به ما بدهد نه اين که حال مان را بدتر کند و نگراني هاي مان را افزون تر. بايد يادآور شد بيشتر رنج ما در زندگي ناشي از ناآگاهي هاست، در زندگي به خاطر تصميم هاي ناآگاهانه و نابجايي که مي گيريم رنج مي بريم اما مي خواهيم مرتب همه تقصير رابه گردن ديگران بيندازيم و بگوييم آن ها مقصر هستند و از زير مسئوليت شانه خالي کنيم.
● به آنچه دوست داريد فکر کنيد
فکرهاي درون ذهن ما انرژي دارند و اين انرژي تنها در کاسه سر باقي نمي ماند بلکه در سراسر هستي پخش مي شوند. نظريه اي به نام جهان هاي موازي وجود دارد که مي گويد ما به همه ابعاد هستي وصل هستيم، اگر هستي را يک صفحه شطرنجي درنظر بگيريم، ما در نقطه اي از اين صفحه شطرنجي هستيم و از طريق خطوط صفحه به ديگر ابعاد هستي مرتبط هستيم وقتي فکري به وجود مي آيد تنها در ذهن مانمي ماند بلکه در سراسر هستي پخش مي شود و روي همه چيز اثر مي گذارد. مثلا من کسي را مي شناختم که به واسطه حرف فالگيري فکر مي کرد نبايد ازدواج کند، به طور تصادفي در شب عروسي او چنداتفاق افتاد و بعد او مرتب با خود فکر مي کرد حرف آن فالگير درست بوده است. در واقع آن اتفاق ها به خاطر فکري است که مدام منتظر پيشامدهاي بد است. متاسفانه آدم ها ياد گرفته اند به چيزهايي که دوست ندارند فکر مي کنند و در نتيجه به هما ن ها مي رسند، آن ها کمتر به آنچه دوست دارند فکر مي کنند، آن ها بيشتر آنچه را نمي خواهند مي گويند. يادتان نرود هر چه را در ذهن بپروريد در نهايت زندگي تان همان خواهد شد.
● وقتي نمي توانيد حقيقت را ببينيد
حتي اگر فالگيرها حرف هاي خوب و انرژي دهنده اي به فرد بگويند، باز هم گوش کردن به حرف هاي آن ها ريسک بالايي دارد، چرا؟ چون ممکن است باعث شود که نتوانيم حقيقت را به طور کامل ببينيم، مثلازوجي بودند که فالگير به آن ها گفته بود خوشبخت خواهند شد و در نتيجه چشمان خود را بستند و در همان مرحله ازدواج تفاوت هاي شان را نديدند و همين امر چند سال بعد براي شان مشکل ايجاد کرد. براي فالگير ها، فال گرفتن يک شغل و کاسبي است به همين دليل آن ها هم مثل همه افراد کاسبي ديگر سعي مي کنند کار خود را بهبود دهند، در واقع آن ها روزبه روز بيشتر تلاش مي کنند، ذهن افراد را در دست بگيرند. فال و فالگيري بايد تنها در همان حد خنده و تفريح باقي بماند، نبايد آن را بي جهت بزرگ کرد تا بتوان خلأ هاي زندگي را با آن پر کرد.
منبع:مجله زندگي ايده آل



خبرگزاری آريا – روشهاي موفق افزايش صبر در زندگي


روشهاي موفق افزايش صبر در زندگي

خبرگزاري آريا –
معجزه صبر
داشتن صبر يکي از رازهاي داشتن زندگي موفق و سرشار از شادي است
داشتن صبر يکي از رازهاي داشتن زندگي موفق و سرشار از شادي است. در اين مقاله به شما ۶ راه براي افزايش صبر در زندگي تان پيشنهاد مي کنيم.
۶ راه افزايش صبر در زندگي
کارها و وظايفتان را تعديل دهيد
به محض اين‌که وقت آزادي به دست آورديد، خودتان را ملزم کنيد که فقط يک کار واحد را انجام دهيد و براي آن از جان و دل مايه بگذاريد. روانشناسان معتقدند که انجام همزمان چند کار (به عنوان مثال آشپزي در حين صحبت با تلفن و تماشاي تلويزيون)، ما را عصبي و کم صبر مي‌کند چون تقريبا همگي ما عادت داريم که بيشترين نتيجه را در کمترين زمان ممکن بگيريم!
با تمام وجود به استقبال آينده برويد
اقتصاددانان معتقدند که بشر ذاتا با فرهنگ صرفه‌جويي بيگانه است و باز هم ذاتا تمايل به اين دارد که داشته‌هايش را مصرف کند چون قادر نيست که خويش را در زمان آينده تصور کند. با اين حال، استقبال از آينده و رفتن به قعر آن، به ما اين امکان را مي‌دهد تا کم کم صرفه‌جويي را بياموزيم. شما مي‌توانيد اين عادت را در موقعيت‌هاي ديگر نيز تعميم دهيد، به عنوان مثال وقتي با يکي از اطرافيانتان بحث مي‌کنيد، به عواقب اين مشاجره نيز فکرخواهيد کرد، يا زماني‌ که وظايف کاري‌تان را به خوبي انجام مي‌دهيد، حتما به آينده کاري خويش مي‌انديشيد. به اين ترتيب ديگر ايستادن در صف يک سوپرمارکت برايتان آزاردهنده نخواهد بود. بنابراين هميشه و در تمام کارها نتيجه ارزشمند صبر را مدنظر داشته باشيد.
سرگرمي‌هايي خلاقانه براي خود دست و پا کنيد
بافتني، چهل تکه دوزي، ساختن ماکت و يا ساختن پازل‌هاي بزرگ و پيچيده، همگي سرگرمي‌هايي مفيد محسوب مي‌شوند. تمام اين فعاليت‌ها به مرور زمان به شما کمک مي‌کند که صبر و استقامت را در خود تقويت کنيد. يادتان باشد که اگر سرگرمي مورد علاقه خود را در زندگي بيابيد، از انجام آن، آنچنان حس خوب و نابي خواهيد داشت که اين حس را با تمام دنيا نيز عوض نخواهيد کرد!
دور مغازه‌هاي فست فودها را خط بکشيد
فست‌فودها شما را کم صبر و طاقت مي‌کنند، طوري‌ که ديگر از تماشاي مناظر زيبا و لذت بردن از موقعيت‌هاي زيباي زندگي، به وجد نخواهيد آمد. اگر مي‌خواهيد عادت بد بي‌صبري را از وجودتان پاک کنيد، براي صرف غذا به فست‌فودها نرويد بلکه رستوران‌هايي را انتخاب کنيد که بتوانيد در کمال آرامش غذاي خود را ميل کنيد و از هر لقمه آن لذت ببريد.
هميشه مقداري از درآمدتان را کنار بگذاريد
براساس تحقيقات دانشمندان دانشگاه Nottingam در بريتانيا، افرادي که موفق مي‌شوند تا مقداري از پول‌هاي خود را پس‌انداز کنند، افراد شادتر و صبورتري هستند. اين افراد به استقبال آينده و اتفاق‌هاي آن مي‌روند و به همين دليل اميدوارتر و صبورتر هستند.
صبر و شکيبايي را از کودکي به بچه‌ها بياموزيد
اگر فرزندتان شما را در وضعيتي ببيند که مدام کانال‌هاي تلويزيون را عوض مي‌کنيد چون نمي‌توانيد تا پايان تبليغات بازرگاني صبر کنيد، به طور اتوماتيک اين رفتار شما را ياد مي‌گيرد، در آينده او نيز اين شکل رفتاري را در تمام کارها تکرار مي‌کند و بالطبع تبديل به فردي کم صبر و طاقت مي‌شود. توصيه ما به شما اين است که از زمان تبليغات که يک زمان مرده محسوب مي‌شود، نهايت استفاده را بکنيد مثلا با فرزندتان در مورد آگهي‌ها صحبت کنيد. اين روش را حتما امتحان نماييد، هم جالب است و هم مفيد و سازنده! شما با اين کار تبديل به الگويي براي فرزندتان مي‌شويد و درواقع در عمل به او مي‌آموزيد که در زندگي قرار نيست تا يک شبه به تمام خواسته‌هايش برسد!
منبع : salamatism.com



1 2 3