Tag Archives: دست

خبرگزاری آريا – چگونه کنترل احساساتتان را به دست گيريد


چگونه کنترل احساساتتان را به دست گيريد

خبرگزاري آريا –
ورزش شديد باعث کاهش حافظه مي شود
مراحل
۱٫ احساساتتان را بشناسيد. ميليون ها راه براي احساس کردن وجود دارد اما دانشمندان احساسات انسانها را به چند احساس اصلي تقسيم بندي کرده اند: لذت، پذيرش، ترس، تعجب، ناراحتي، تنفر، عصبانيت و پيشبيني. انجمن تشخيص و آمار روانشناسي امريکا مهمترين احساساتي که بيشترين مشکل را براي ما ايجاد مي کنند را اين احساسات برشمرده اند: عصبانيت، ترس، اضطراب و افسردگي.
۲٫ بدانيد که احساسات مرموزانه و از غيب ظاهر نمي شوند. بسياري اوقات ما در سطح ناخودآگاهمان تحت مرحمت احساساتمان هستيم. با شناخت احساساتمان در سطح خودآگاه بهتر مي توانيم آنها را کنترل کنيم. بدترين کاري که مي توانيد بکنيد اين است که احساساتتان را ناديده بگيريد يا سرکوب کنيد چون حتماً مي دانيد که اگر اينکار را بکنيد اين احساسات بدتر شده و بعدها فوران مي کنند. در طول روز از خودتان بپرسيد، “الان چه احساسي دارم؟” اگر مي توانيد دفترچه اي براي يادداشت احساساتتان داشته باشيد. وقتي احساس افسردگي مي کنيد، مکث کنيد و موقعيتي که اين احساس را در شما ايجاد کرده بررسي کنيد. به احساستان از ۱ تا ۱۰۰ نمره بدهيد طوريکه عدد ۱ کمترين شدت و عدد ۱۰۰ بالاترين شدت را نشان دهد.
۳٫ ببينيد در آن زمان چه فکري از سرتان مي گذشته است. مکث کنيد و ببينيد به چه چيز فکر مي کرديد و تا زمانيکه نفهميديد چه فکري آن احساس را در شما ايجاد کرده دست برنداريد. مثلاً ممکن است رئيستان بدون اينکه حتي متوجه باشد موقع ناهار به شما نگاه نکرده باشد و اين فکر در ذهن شما ايجاد مي شود که، “او آماده است که من را اخراج کند!”
۴٫ حادثه اي که آن فکري که احساس مورد نظر را ايجاد کرده تاييد مي کند را روي کاغذ بياوريد. بعنوان مثال، ممکن است حرفي از دهانتان خارج شده باشد که او را عصباني کرده باشد و جمع و جور کردن آن ديگر ممکن نباشد.
۵٫ حادثه اي که مخالف آن فکر است را نيز بنويسيد. اگر فکر کنيد مي فهميد که ازآنجاکه هيچ کس نمي تواند به خوبي با اين رئيس راه بيايد، به همين خاطر نمي تواند کسي را اخراج کند چون تعداد کارمندان همين حالا هم کم هستند.
۶٫ از خودتان بپرسيد، “راه ديگري که منطقي تر و متعادل تر از اين رويکرد باشد براي ديدن اين موقعيت وجود دارد؟” با در نظر گرفتن اين دليل جديد مي توانيد نتيجه بگيريد که با وجود عصبانيت رئيس، کارتان کاملاً در امنيت است. البته ممکن است هنوز کار يا رئيستان را دوست نداشته باشيد و بخواهيد که دنبال کار ديگري بگرديد. اما حداقل مي توانيد براي پيدا کردن يک کار بهتر به خوبي وقت بگذاريد و نيازي نيست نگران بيکاري باشيد.
۷٫ انتخاب هاي مختلف را در نظر بگيريد. وقتي احساسي را شناسايي کرديد، به حداقل دو راه براي واکنش دادن به آن فکر کنيد. وقتي تصور کنيد که فقط يک راه براي واکنش دادن وجود دارد، احساساتتان کنترل شما را به دست مي گيرند. هميشه انتخاب هاي مختلفي پيش رويتان است. بعنوان مثال، اگر کسي اذيتتان مي کند و شما عصباني مي شويد، واکنش فوري شما مي تواند اين باشد که شما هم او را اذيت کنيد اما صرفنظر از اينکه آن احساس چه باشد، هميشه حداقل دو جايگزين ديگر هم داريد:
* هيچ عکس العملي نشان ندهيد. اما اگر اينکار را مي کنيد بايد شناسايي احساستان را ادامه دهيد. فقط به اين خاطر که به يک احساس واکنش نمي دهيد به اين معنا نيست که آن احساس وجود ندارد. اگر انتخاب مي کنيد که هيچ عکس العملي نشان ندهيد، بايد حتماً به خاطر يک دليل باشد (همانطور که در مورد بعد توضيح داده خواهد شد) نه به خاطر اينکه ترس از روبه رو شدن.
* عکس کاري که معمولاً انجام مي دهيد را انجام دهيد.
۸٫ انتخاب کنيد. حالا که انتخاب هاي مختلفي پيش رويتان است، وارد عمل شويد:
* اصول – مي خواهيد چه کسي باشيد؟ اصول اخلاقي شما چيست؟ مي خواهيد نتيجه اين موقعيت چه باشد؟ و آخر اينکه کدام تصميم بيشتر باعث افتخارتان خواهد بود؟ اينجاست که راهنمايي هاي مذهبي براي خيلي افراد وارد کار مي شوند.
* منطق – چه راهکاري نتيجه دلخواهتان را مي دهد؟ بعنوان مثال، اگر با يک دعواي خياباني مواجه شده ايد و مي خواهيد که راهکار صلحطلبانه را پيش بگيريد، مي توانيد از آن گذر کنيد اما اين احمال وجود دارد که اگر رويتان را برگردانيد طرف مقابل عصباني تر شود. شايد بهتر باشد که عذرخواهي کنيد و اجازه بدهيد تا زمانيکه آرامتر شود حرفهايش را بزند.
۹٫ نگرشتان را تغيير دهيد. مراحل بالا نشان مي دهد که چطور اجازه ندهيد احساساتتان رفتار شما را کنترل کند اما نشان نمي دهد که چطور خودِ آن احساسات را تغيير دهيد. اگر مي خواهيد احساساتتان را کنترل کنيد بايد نگرشتان به دنيا را عوض کنيد. اگر ياد بگيريد که چطور خوشبين باشيد، خواهيد ديد که احساسات منفي کمتر به سراغتان مي آيند. حتي مي توانيد مستقيماً خيلي از اعتقادات اصلي خودتان که افکار ناراحت کننده و منفي برايتان ايجاد مي کنند را از بين ببريد. مي توانيد با بحث هاي دروني از شر اين ايده هاي ازاردهنده خلاص شويد. در زير به چند نمونه از اين افکار و اعتقادات ناراحت کننده اشاره مي کنيم:
* براي اينکه فردي باارزش باشم بايد در همه جنبه ها فردي کامل باشم. هيچ کس نمي تواند در همه چيز کامل باشد. اما اگر باور داشته باشيد که اگر کامل نباشيد فردي شکست خورده هستيد فقط تا آخر عمر خودتان را بدبخت مي کنيد.
* بايد همه کسانيکه برايم مهم هستند دوستم داشته باشند و قبولم کنند. گاهي اوقات نمي توانيد از دشمن سازي براي خودتان جلوگيري کنيد. خيلي ها هستند که با همه بدرفتار هستند. اما نمي توانيد براي راضي نگه داشتن آنها زندگي را به خودتان زهر کنيد.
* وقتي مردم غيرمنصفانه رفتار مي کنند به خاطر بدجنسيشان است. اکثر کساني که با شما غيرمنصفانه رفتار مي کنند دوستان و خانواده اي دارند که عاشقشان هستند. همه انسانها ترکيبي از خوبي و بدي هستند.
* خيلي احساس بدي است وقتي نااميدم، با من بد رفتار مي کنند يا ناديده ام مي گيرند. برخي افراد اين حس را دارند که به خاطر اينکه نمي توانند کوچکترين نااميدي را تحمل کنند، هميشه شغلشان را از دست مي دهند يا روابطشان به خطر مي افتد.
* بدبختي از نيروهاي خارجي ناشي مي شود که کاري براي تغيير آن از دستم برنمي آيد. خيلي از زندانيان وضعيتشان را گردن قضا و قدر مي اندازند و مي گويند که نقشي در آن نداشته اند.
* اگر چيزي خطرناک يا ترسناک است بايد نگران آن باشم. خيلي ها باور دارند که نگران بودن به دور شدن مشکلات کمک مي کند.
* خودداري از مواجهه با سختي ها و مسئوليت ها ساده تر از روبه رو شدن با آنهاست. حتي تجربيات دردناک هم اگر با آنها روبه رو شويد مي تواند پايه اي براي يادگيري و رشد شما در آينده باشد.
* به خاطر اينکه اتفاقات گذشته زندگي من را کنترل کرده، حال و آينده ام هم بايد همينطور باشد. اگر اين واقعاً صحت داشت به اين معنا بود که ما زندانيان گذشته مان هستيم و تغيير غيرممکن است. اما انسانها هميشه در حال تغييرند و بعضي وقت ها اين تغييرات چشمگير است.
* وقتي کارها آنطور که مي خواهم پيش نمي رود خيلي بد است. آيا مي توانستيد روند زندگيتان را پيشبيني کنيد؟ مطمئناً نه. به همين خاطر نمي توانيد پيشبيني کنيد که کارها آنطور که شما مي خواهيد پيش خواهند رفت يا نه.
* فقط با لذت بردن و خوش گذراندن و تفکر هرچه پيش آيد خوش آيد مي توانم فرد خوشبختي باشم. اگر اين درست بود تقريباً همه آدم هاي پولدار بازنشسته هيچ کاري نمي کردند. اما درعوض مي بينيد که همه آنها از چالش هاي جديد بعنوان راهي براي رشد بيشتر استفاده مي کنند.
نکات
يادبگيريد که از انحرافات شناختي که باعث مي شود همه چيز بدتر از آن چيزي که هست به نظر برسد دوري کنيد. اکثر ما اين را شنيده ايم که مي گويند نيمه پر ليوان را ببينيد. اما وقتي قدرت درکتان منحرف مي شود، فقط نيمه خالي ليوان را مي بينيد. در زير به چند نمونه اشاره مي کنيم:
*تفکر هيچ چيز يا همه چيز. همه چيز يا خوب است يا بد و هيچ چيز بين اين دو وجود ندارد. اگر شما کامل نيستيد پس کاملاً شکست خورده هستيد.
* تعميم افراطي. يک اتفاق بد موجب يک سلسله اتفاقات بد مي شود.
* فيلتر ذهني. يک چيز منفي همه چيز را منفي مي کند. خيلي وقت ها وقتي افسرده ايد نيمه خالي ليوان را مي بينيد.
* مردود کردن جنبه مثبت. اگر کسي نظر مثبتي نسبت به شما ابراز مي کند به حساب نمي آيد. اما اگر کسي چيز بدي درموردتان بگويد “هميشه مي دانستيد”.
*نتيجه گيري سريع. بااينکه هيچ واقعيت قطعي وجود ندارد که نتيجه گيري شما را تاييد کند، يک تفسير و نتيجه گيري منفي مي کنيد.
* خواندن ذهن. فکر مي کنيد که کسي به شما بي احترامي مي کند و براي مطمئن شدن از آن تلاشي نمي کنيد. فقط تصور مي کنيد که اينطور است.
* اشتباه طالع بيني. فکر مي کنيد که همه چيز بد پيش خواهد رفت و خودتان را قانع مي کنيد که اين حقيقت دارد.
* بزرگسازي و کوچکسازي. تصور کنيد که با يک دوربين به خودتان يا کسي ديگر نگاه مي کنيد. ممکن است تصور کنيد که اشتباهي که انجام داده ايد يا موفقيت کسي ديگر مهمتر از آن چيزي است که هست. حالا تصور کنيد که دوربين را برمي گردانيد و از آن سر دوربين به همان چيزها نگاه مي کنيد. کاري که انجام داده ايد ممکن است کم اهميت تر از آنچه که بوده جلوه کند و اشتباه کسي ديگر کم اهميت تر از آنچه که هست به نظر برسد.
* استدلال احساسي. تصور مي کنيد که احساسات منفي شما منعکس کننده واقعيت امر است: “من اينطور حس مي کنم پس بايد واقعيت داشته باشد.”
* بايدها. تلاش مي کنيد که به خودتان براي کاري انگيزه بدهيد. بايد اينکار را بکني. حتماً اينکار را بکن و امثال آن. اينکار باعث نمي شود که علاقه اي براي انجام آن پيدا کنيد فقط باعث مي شود احساس گناه کنيد. وقتي اين بايدها را براي بقيه به کار ببريد احساس عصبانيت، دلسردي و خشم خواهيد کرد.
* برچسب زدن. اين يک نوع حاد از تعميم افراطي است. وقتي که اشتباهي مرتکب مي شويد به خودتان برچسب مي زنيد، مثل، “من يک بازنده هسنم”. وقتي رفتار اشتباه فردي ديگر شما را ناراحت مي کند باز يک برچسب منفي به او مي چسبانيد.
* به خود گرفتن. تصور مي کنيد که شما علت اتفاقات بد هستيد درحاليکه هيچ تقصيري متوجه شما نبوده است.



خبرگزاری آريا – استرس رواني با از دست دادن بينايي مرتبط است


استرس رواني با از دست دادن بينايي مرتبط است

خبرگزاري آريا –
درمان استرس
استرس رواني مي تواند موجب از بين رفتن بينايي شود‎
نتايج مطالعه جديد نشان مي دهد استرس رواني مي تواند موجب از بين رفتن بينايي شود.
محققان دريافتند استرس رواني مي تواند دليل مهم از بين رفتن بينايي در نتيجه آب سياه، نوروپاتي اپتيکي، رتينوپاتي ديابتي و دژنراسيون ماکولا مربوط به سن باشد.
«برنارد سابل»، سرپرست تيم تحقيق، در اين باره مي گويد: «استرس مداوم و افزايش ميزان کورتيزول به دليل عدم تعادل در سيستم اعصاب خودمختار (سمپاتيک) و عملکرد بد عروق خوني، تاثير منفي بر چشم و مغز دارد.»
بايد توجه داشت که چشم و مغز، هر دو در از دست دادن بينايي نقش دارند، حقيقتي که گاهاً پزشکان از آن غافل مي شوند.
افزايش فشار داخل چشم، اختلال اندوتليال (سندرم فلامر) و التهاب از برخي عواقب ناشي از استرس هستند که باعث آسيب بيشتر مي شوند.
پژوهشگران توصيه مي کنند تکنيک هاي کاهش استرس و آرام سازي (مثل مديتيشن، تمرين کنترل استرس، و روان درماني براي يادگيري نحوه مقابله با استرس) نه تنها به عنوان يک روش تکميلي در کنار درمان اصلي، بلکه به عنوان اقدام پيشگيرانه در جهت کاهش روند پيشرفت از بين رفتن بينايي بايد انجام شود.
منبع: سلامت نيوز



خبرگزاری آريا – چرا دست از دروغ گفتن بر نمي‌داريم؟


چرا دست از دروغ گفتن بر نمي‌داريم؟

خبرگزاري آريا –
دروغگويي
خود شيفته‌ها معمولا مرض دروغ گفتن دارند، زيرا اهميتي به واقعيت نمي‌دهند
همه‌ي ما از سنين سه يا چهار سالگي دروغ گفتن را شروع کرده‌ايم. اما دير يا زود ياد گرفتيم که دروغ گفتن، بد است و ما نبايد آن را انجام دهيم. اما همه‌ي ما گهگاه دروغ مي‌گوييم. اما بعضي از افراد انگار به طور بيمارگونه‌اي دروغگو هستند! يعني نمي‌توانند در مورد خودشان يا ديگران اطلاعات نادرست ندهند.
. خود شيفته‌ها معمولا مرض دروغ گفتن دارند، زيرا اهميتي به واقعيت نمي‌دهند.
. کساني که عادت دارند دروغ بگويند ترجيح مي‌دهند دروغ بگويند و بر ديگران تسلط داشته باشند تا اينکه با آنها روراست باشند.
. گاهي، دروغگوها آدمهاي بسيار بي فکري هستند که براي فکر کردن به واقعيت‌ها و گفتن آنها با خود در جدالند.
. دروغ گفتن لزوما از شما آدم بدي نمي‌سازد، بلکه مي‌تواند علامتي از يک مسئله‌ي بدتري باشد.
همه‌ي ما از سنين سه يا چهار سالگي دروغ گفتن را شروع کرده‌ايم. در اين مرحله از رشد مغز، ياد مي‌گيريم که ابزار بسيار چند جانبه و قدرتمندي در اختيار داريم که مي‌توانيم از آن براي بازي با واقعيت و تاثير بر نتيجه‌اي که قرار است روي بدهد استفاده کنيم. دير يا زود ياد مي‌گيريم که دروغ گفتن، بد است و ما نبايد آن را انجام دهيم. اما همه‌ي ما گهگاه دروغ مي‌گوييم.
اما بعضي از افراد انگار به طور بيمارگونه‌اي دروغگو هستند! يعني نمي‌توانند در مورد خودشان يا ديگران اطلاعات نادرست ندهند. دلايل روانشناسي رفتار اين افراد يک جورهايي رمزآلود است اما دروغگويي بيمارگونه (pathological lying)، اختلالي است که ويژگي‌هاي خاص خودش را دارد، درست مانند علائمي از اختلال شخصيت مانند سايکوپث يا خود شيفتگي.
جوديت اورلف ِ روانشناس و نويسنده‌ي کتاب The Empath`s Survival Guide مي‌گويد: من فکر مي‌کنم چيزي که باعث نبودن حس همدلي و همدردي مي‌شود، وجود يک نقص در تنظيمات عصبي است. خود شيفته‌ها، سايکوپث‌ها و اجتماع ستيزها دچار مشکلي به نام اختلال نقص همدلي هستند، يعني مثل بقيه حس همدلي ندارند.
دروغ گفتن
بعضي از افراد انگار به طور بيمارگونه‌اي دروغگو هستند
براي خود شيفته‌ها واقعيت اهميتي ندارد
وقتي اهميتي به ديگران ندهيد و به آنها توجهي نداشته باشيد، دروغ گفتن هم مسئله‌ي خاصي به نظرتان نخواهد رسيد. نقص همدلي به معني کمبود يا نقص وجدان يا احساس دروني است که قبول و درک مفهوم آن براي خيلي‌ها سخت است.
اورلف مي‌گويد: دروغگوها از گفتن دروغ مانند ما ناراحت يا دچار عذاب وجدان نمي‌شوند. بسياري از افراد وارد رابطه‌ با دروغگوهاي مرضي مي‌شوند و نمي‌توانند درک کنند چرا آنها دروغ مي‌گويند، زيرا سعي مي‌کنند اين افراد را با استانداردهاي معمولي بسنجند و طبق معيارهاي پذيرفته شده‌ي معمول در مورد همدل بودن آنها را ارزيابي مي‌کنند.
اما دروغگوهاي مرضي در اين قالب‌ها نمي‌گنجند، آنها حتي اين را قبول ندارند که نصف عمر خود را در حال دروغ گفتن هستند، زيرا نسبت به آن درک و وجدان ندارند. اورلف مي‌گويد، اين افراد عقيده دارند بيشتر اوقات واقعيت را مي‌گويند، و معمولا خود ِ حقيقت، موضوع اصلي نيست، بلکه آنها مي‌خواهند روي کسي قدرت و تسلط داشته باشند.
اين حالت براي آدمهاي بسيار حساس واقعا خطرناک است، زيرا خود شيفته‌ها را جذب خود مي‌کنند. آدمهاي حساس وقتي مي‌بينند کسي دروغ مي‌گويد، سعي مي‌کنند علت را پيدا کنند يا خودشان را سرزنش مي‌کنند.
يک رابطه زماني سالم و قدرتمند است که شما بتوانيد حقيقت را به همديگر بگوييد و به يکديگر اعتماد کنيد و خودتان باشيد، در حاليکه دروغگوهاي مرضي اصلا قابل اعتماد نيستند. شما نمي‌توانيد زندگي خود را با آنها جور کنيد و مسئوليت و تعهدي بر دوش‌شان بگذاريد. کسي که درغگويي بيمارگونه دارد نمي‌گويد: بابت کاري که کردم معذرت مي‌خواهم، بلکه مي‌گويد: تقصي خودت است!
تنها راه فرار از نفوذ يک دروغگوي مرضي اين است که اعتماد بنفس داشته باشيد و بگوييد: نه اين تقصير من نيست، به نظر من چيزي که مي‌گويي واقعيت ندارد، بنابراين نمي‌توانم به تو اعتماد کنم.
متاسفانه خيلي از افراد معمولا به خودشان شک مي‌کنند، زيرا دروغ مي‌تواند گنگ و مبهم باشد؛ شايد با يک دورغ سفيد کوچک شروع شود (دروغي که براي آسيب به ديگران گفته نمي‌شود) و چند ماه بعد با تلنباري از ابهام و آشفتگي روبرو شويد زيرا دروغ‌ها بهم گره خورده و کلافي سردرگم و پر از تناقض به وجود آمده است.
اگر کسي دروغ مي‌گويد سعي نکنيد توجيهي برايش پيدا کنيد. دروغ، دروغ است! اگر دروغ کسي را با او مطرح کرديد و به شما گفت که تقصير خودتان است يا اشتباه مي‌کنيد و اين اتفاق نيفتاده، فقط بدانيد که ماجراي بسيار نادرستي در جريان است.
دروغگوهاي مرضي لزوما آدمهاي بدي نيستند
اگر آدمي هستيد که وسوسه‌ي دروغ گفتن داريد، ترک اين عادت واقعا کار سختي است زيرا اين حس وحشتناک را در درون خود داريد و مجبوريد همين الان به دغدغه‌تان برسيد. براي همين هر وقت وسوسه مي‌شويد، آن را به زبان مي‌آوريد. معني‌اش اين نيست که شما لزوما دروغگوييد، بلکه توقف دروغگويي براي‌تان کمي سخت‌تر است، سخت‌تر از کسي که بيشتر فکر مي‌کند.
دروغگويي مرضي و خود شيفتگي، يکسان نيستند بلکه فقط گاهي با هم همراه مي‌شوند. در ساير موارد، دروغگوهاي مرضي فقط ممکن است توانايي ترک دروغ گفتن را نداشته باشند. اين افراد نياز دارند ياد بگيرند وسوسه و تمايل خود را کنترل کنند. دروغ اين افراد لزوما ريشه‌ي بدي ندارد.
به گفته‌ي دانشمندان دروغگويي مرضي بيشتر به عملکرد مغز اين افراد برمي‌گردد که باعث مي‌شود سخت‌تر بتوانند تاثير دروغ بر ديگران را بفهمند.
منبع: برترين ها



خبرگزاری آريا – اهميت شستن دست در افزايش ايمني غذا


اهميت شستن دست در افزايش ايمني غذا

خبرگزاري آريا – پيشگيري از بيماري‌هاي عفوني موضوعي بديهي است. حتي اشعار کودکانه زيادي در زمينه ضرورت شستن دست‌ها قبل از غذا خوردن سروده شده است که اهميت آموزش اين موضوع حتي در سنين خردسالي را نشان مي‌دهد.
به گزارش جام جم، از آنجا که مراحل تهيه، فرآوري و صرف غذا با دست انجام مي‌شود، بنابراين آلودگي دست به آساني مي‌تواند منجر به انتقال آلودگي شود. البته روشن است که مصرف غذا با قاشق و چنگال ميزان خطر را کاهش مي‌دهد، اما به عنوان مثال در حين برداشتن نان، سبزي خوردن مخلفات و… تماس مستقيم دست با غذا اجتناب‌ناپذير است.
هدف اصلي اين يادداشت به‌هيچ‌وجه اين نيست که ضرورت شستن دست‌ها قبل از صرف غذا به مخاطبان محترم بزرگسالان اين روزنامه آموزش داده شود، چرا که همه ما در مهم بودن اين رفتار بهداشتي هم نظريم. اما نکته مهم آن است که به رغم آگاهي از اهميت شستن دست در افزايش ايمني غذا، گاهي اين امر رعايت نمي‌شود. خوب است از خودمان بپرسيم آيا پيش آمده که بدون شستن دست‌ها سر سفره غذايي بنشينيم و غذا بخوريم؟ اغلب قريب به اتفاق ما به اين سوال پاسخ مثبت مي‌دهيم که البته چندان شايسته نيست! چرا که متاسفانه گاهي برخي از ما مصداق عالم
بي عمل مي‌شويم. از منظر علم آموزش بهداشت، دانش و آگاهي زماني باعث تغيير رفتار مي‌شود که ابتدا منجر به تغيير نگرش فرد شود. کما اين که برخي از ما ممکن است ضمن آگاهي بر خطرات سرعت و سبقت غيرمجاز در حين رانندگي، اين خطا را مرتکب شويم. به همين منوال برخي از ما با وجود آگاه بودن به ضرورت شستن دست‌ها، هنوز باور نداريم که آلودگي دست‌هاي ما چگونه براحتي غذا را آلوده مي‌کند و موجب بيماري مي‌شود.
لزوم شستن دست‌ها صرفا محدود به قبل از صرف وعده غذايي صبحانه، ناهار و شام نيست‌؛ زيرا گاهي تماس دست آلوده با غذا به اراده فرد نبوده و گاهي غيرمنتظره است. بنابراين بايد خود را عادت دهيم تا به طور معمول بويژه در محل کار، گاهي دست خود را بشوييم. فرض کنيم در محل کار خود پشت ميز رايانه مشغول کار هستيم و همان زمان يکي از همکاران به مناسبت تولد فرزند خود در حال پخش شيريني است. حال اگر دست ما آلوده باشد، ميکروب به شيريني منتقل شده و پس از مصرف خطر بيماري‌زايي را به دنبال دارد. براي پي بردن به عمق خطر بهداشتي در مثال فرضي يادشده، خوب است بدانيم طبق تحقيقات برخي دانشمندان، آلودگي ميکروبي موس و صفحه کليد رايانه گاهي به اندازه کاسه توالت سرويس بهداشتي است.
مراحل شست‌وشوي دست‌ها:
۱ـ آبکشي اوليه. دماي آب حتي‌المقدور ولرم باشد. آب ولرم باعث مي‌شود باکتري‌ها راحت‌تر از سطح پوست جدا شوند.
۲ ـ استفاده از مايع دستشويي يا صابون
۳ـ مالش و ساييدن دست‌ها به يکديگر. اين مرحله بايد حدود ۲۰ ثانيه طول بکشد، در غيراين صورت ممکن است باکتري‌ها بخوبي از دست جدا نشوند. همچنين صرف مالش پشت و کف دست کافي نيست؛ بلکه بايد سرانگشتان، بين انگشتان، رو و زير ناخن و مچ دست را نيز شامل شود.
۴ ـ آبکشي نهايي
۵ـ خشک کردن دست. بايد اشاره شود که خشک کردن با حوله چندان مطلوب نيست، زيرا حوله مي‌تواند محل تجمع باکتري‌ها شود. خشک کردن دست با استفاده از خشک‌کن‌‌هاي برقي نيز ميسر است، اما خشک کردن با دستمال توالت طي مدت زمان کمتري قابل انجام است و از اين نظر ارجحيت دارد.
دکتر بهادر حاجي‌محمدي
بازرس انجمن علمي بهداشت و ايمني مواد غذايي ايران


علل شایع سوزن سوزن شدن دست و پا


وب سایت روزیاتو: سوزن سوزن شدن دست و پا، اتفاقی است که معمولا برای افراد رخ می دهد اما در بسیاری از موارد موردی برای نگرانی مورمور دست‌ها و پاها وجود ندارد.

اما به هرحال می‌‌تواند علامتی از یک وضعیت بالینی باشد. احساس مورمور و سوزن سوزن شدن می‌‌تواند براثر نوع خاصی از نشستن یا خوابیدن مانند روی هم انداختن پاها یا خوابیدن روی بازو ایجاد شود. می‌تواند همراه با علایمی همچون درد، خارش، بی‌حسی و یا تحلیل عضله باشد.

علل شایع «سوزن سوزن شدن» دست و پا

این احساس اغلب ناشی از بودن در یک وضعیت برای مدت طولانی یا خوابیدن به شکلی که خون جریان یافته به ناحیه مورد نظر را کاهش دهد، می باشد که با اصلاح وضعیت پس از چندین دقیقه، فرد بدون وجود آمدن هیچ مشکلی به وضعیت طبیعی برمی گردد. اما اگر احساس گزگز پا، مور مور و ضعف پا می کنید، که از بین نمی رود یا مرتب دچار آن می شوید، زمان آن رسیده است که به پزشک مراجعه کنید.

بعضی از بیماری ها باعث سوزن سوزن شدن ساق پا می شوند و در حالی که بعضی از آنها چیزی بیشتر از یک مشکل ساده نیستند، موارد دیگر ممکن است علامت بیماری های شدیدتری باشند. در صورتی که گزگز پا درمان نشود، پا و ساق پای شما در معرض بیماری یا آسیب دیدگی شدیدتری قرار می گیرد.

در برخی موارد مورمور می‌‌تواند نشانه‌ای از آسیب‌های عصبی باشد که براثر صدمات ناشی از ضربه یا تکرار استرس، عفونت‌های باکتریایی یا ویروسی، قرار گرفتن در معرض سموم و یا بیماری‌های سیستمیک مانند دیابت ایجاد شده باشد. چنین آسیب‌های عصبی بدلیل اینکه اعصاب اندام‌های دور از مغز و نخاع مانند اعصاب دست و پا را تحت تاثیر قرار می دهد ، به عنوان نوروپاتی محیطی شناخته می‌‌شوند. معمولا دورکارها، یعنی کسانی که تحرک کمی داشته و بخش اعظمی از فعالیت های کسب و کار روزانه خود را پشت میز انجام میدهند، با این معضل روبرو می شوند. گزارش امروز، شما را با عواملی که سبب تشدید سوزن سوزن شدن دست و پا می شود، آشنا می کند.

علل ابتلا به نوروپاتی محیطی و برخی دلایل دیگری که منجر به سوزش دست و پاها می‌شود بدین قرار است:

۱– رادیکولوپاتی کمر: ممکن است احساس سوزش ناشی از فشار یا تحریک اعصاب در ناحیه کمر باشد که به دلیل صدمه دیدن یا تورم بروز می‌کند.

رادیکولوپاتی به شرایطی گفته میشود که در آن ریشه عصبی که در حال خارج شدن از نخاع است به علتی تحت فشار قرار گرفته و این فشار موجب بروز علائمی در اندام می‌گردد.

۲– سموم: بلعیدن چیزهای سمی یا سمومی که از طریق پوست جذب می‌شوند نیز ممکن است باعث احساس سوزش در پاها شوند. از سمومی که ممکن است این احساس سوزش را ایجاد کنند می‌توان آرسنیک، تالیوم، جیوه و ضد یخ‌ها را نام برد. درمان و مقابله با این سموم باید به سرعت صورت گیرد و به نوع ماده سمی بستگی دارد.

۳– الکل: الکل نیز نوعی سم بوده و می‌تواند به بافت عصبی آسیب برساند. نوشیدن بیش از حد الکل ممکن است به نوعی نوروپاتی محیطی معروف به «نوروپاتی الکل» منجر شود. این بیماری می‌تواند باعث ایجاد درد و سوزش در اندام‌ها، دست‌ها و پاها شود که ناشی از آسیب اعصاب محیطی توسط الکل است. براساس یک مطالعه از ۲۵ تا ۶۶ درصد از افراد الکلی دچار نوروپاتی الکل می‌شوند. درمان این بیماری بر کاهش یا توقف نوشیدن الکل توسط بیمار تمرکز دارد.

۴– اضطراب: افرادی که اضطراب دارند ممکن است نفس نفس زدن را تجربه کنند که خود باعث سوزش در پا می‌شود.

این پدیده از علائم شایع اضطراب بوده و با تنفس سریع شناخته می‌شود که باعث عدم تعادل در سطوح دی‌اکسید کربن و اکسیژن شده و احساس سوزش را تشدید می‌کند. برای درمان اضطراب می‌توان از درمان‌های رفتار شناختی، صحبت کردن با مشاور،‌ داروهای ضد اضطراب و فعالیت‌های آرام‌کننده مانند یوگا،‌ مدیتیشن و ذهن آگاهی بهره برد.

۵– بارداری: احساس سوزش در پاها در زنان باردار اغلب ایجاد می‌شود چراکه با رشد جنین در رحم به عصب‌های پاها فشار می‌آید. نوشیدن آب کافی،‌ تغییر موقعیت‌های نشستن و خوابیدن و استراحت کردن با پاهای رو به بالا می‌تواند به کاهش این احساس کمک کند اما اگر این احساس از بین نرفت و اندام‌ها احساس ضعف داشتند حتما باید به دکتر مراجعه کرد.

۶– آسیب فشار تکراری (RSI): آسیب فشار تکراری یا RSI نوعی بیماری است که احساس سوزش را ایجاد می‌کند و زمانی که یک شخص فعالیت‌های تکراری را برای مدتی طولانی بدون استراحت انجام داده، رخ می‌دهد. RSI به عنوان اختلال مرتبط با کار اندام‌های فوقانی شناخته شده و معمولا مچ دست‌ها و دست‌ها، ساعد و آرنج،‌ گردن و شانه را تحت تاثیر قرار می‌دهد و درد،‌ تیر کشیدن،‌ حساسیت، چوب شدگی، لرزش، ضعف و گرفتگی عضلات را در پی دارد. برای درمان این بیماری از داروهای ضد التهابی، کمپرس آب سرد و بانداژهای پلاستیکی استفاده می‌شود.

۷– کمبود ویتامین: کمبود ویتامین‌های نیاسین یا E ،B۱ ،B۶ ،B۱۲ به احساس سوزش در دست‌ها و پاها منجر می‌شود چراکه این ویتامین‌ها برای عملکرد اعصاب ضروری هستند. کمبود ویتامین B۱۲ به خصوص به نوروپاتی محیطی منجر می‌شود و علائمی چون سرگیجه، تنگی نفس، کوفتگی، سردرد، مشکلات گوارشی، درد قفسه سینه، حالت تهوع و بزرگ شدگی کبد در پی دارد. کمبود ویتامین‌ها می‌تواند با خوردن رژیم غذایی سالم‌تر یا مکمل‌های غذایی درمان شود.

۸– مالتیپل اسکلروزیس (MS): این بیماری، عارضه‌ای طولانی مدت است که بر مغز و نخاع تاثیر می‌گذارد. کمردرد و احساس سوزش در پاها از علائم اولیه MS است. سایر علائم آن مشکلات بینایی، ‌درد، اسپاسم عضلانی، سرگیجه، مشکل در حفظ تعادل، مشکلات مربوط به مثانه، اختلال عملکرد جنسی و مشکلات شناختی هستند. از درمان MS می‌توان به مصرف کوتاه مدت داروهای استروئیدی، درمان‌های علائم خاص و درمان‌های متعادل کننده بیماری اشاره کرد.

۹– داروها: از عوارض جانبی برخی داروها احساس سوزش در دست‌ها و پاهاست. از داروهایی که باعث ایجاد چنین حسی می‌شوند می‌توان داروهای سرطان، ایدز، اچ آی وی، صرع، ‌داروهای بیماری‌های قلبی و فشار خون بالا را نام برد.

۱۰– عفونت‌ها: برخی عفونت‌ها نیز باعث ایجاد التهاب عصبی و در نهایت احساس سوزش می‌شوند. از عفونت‌هایی که باعث ایجاد این عارضه می‌شوند می‌توان به اچ آی وی،‌ ایدز، هپاتیت B و C، جزام،‌ زونا و بیماری لایم اشاره کرد. در صورت احتمال وجود عفونت در بدن باید به پزشک مربوطه مراجعه و پس از انجام آزمایش خون، درمان مناسب صورت گیرد.

۱۱– نارسایی کلیه: سوزش دست‌ها و پاها ممکن است نشانه‌ای از نارسایی کلیه باشد. دیابت و فشار خون بالا هر دو خطر نارسایی کلیه را افزایش می‌دهد. از دیگر علائم نارسایی کلیه گرفتگی عضلات، کشش عضلات و ضعف عضلانی را می‌توان نام برد. در صورت داشتن این علائم به پزشک متخصص مراجعه کنید. نارسایی کلیه اغلب از طریق دیالیز و پیوند کلیه درمان می‌شود.

۱۲– بیماری‌های خود ایمنی: برخی بیماری‌های خود ایمنی که در آن سیستم ایمنی فرد به بدن خودش حمله می‌کند، ‌ممکن است احساس سوزش را ایجاد کنند. بیماری‌های خود ایمنی که ممکن است باعث احساس سوزش شود عبارتند از: لوپوس، بیماری سلیاک و روماتیسم مفصلی. برای تشخیص این بیماری‌ها از سوابق خانوادگی خود در این بیماری مطمئن شوید و معاینات فیزیکی و آزمایش‌های لازم را انجام دهید. درمان اینگونه بیماری‌ها مصرف داروها و تغییرات غذایی است.

۱۳– دیابت: دیابت به افزایش قند خون منجر می‌شود که ممکن است باعث آسیب عصبی شود. افراد مبتلا به دیابت ممکن است به نوعی سوزش پایدار مبتلا شوند که بیماری نوروپاتی دیابتی نامیده می‌شود. از دیگر علائم دیابت، می‌توان به احساس تشنگی زیاد، ادرار مکرر، افزایش گرسنگی، خستگی، تاری دید، کاهش التیام زخم‌ها و کاهش وزن نامعلوم اشاره کرد. برای درمان دیابت از داروهایی مانند انسولین به منظور کنترل قند خون و تغییرات تغذیه‌ای و ورزش استفاده می‌شود.

۱۴– بیماری سرخرگ محیطی: بیماری سرخرگ محیطی (PAD) بر سیستم گردش خون اثر گذاشته و باعث تنگ شدن عروق خونی و گردش خونی ضعیف می‌شود که در نهایت احساس سوزش را ایجاد می‌کند. در صورت عدم درمان این بیماری، ممکن است به دلیل تصلب شرائین ناشی از تجمع پلاکت‌ها در عروق، سکته قلبی یا مغزی رخ دهد. از درمان‌های PAD می‌توان مصرف دارو، تغییر سبک زندگی یا جراحی را نام برد.

۱۵– سکته مغزی: سوزش دست‌ها و پاها ممکن است نشانه‌ای از وقوع سکته مغزی باشد. این علائم به طور ناگهانی ظاهر شده و ممکن است شامل این موارد باشد: بی حسی یا ضعف در صورت، بازوها، ‌پاها به ویژه در یک سمت از بدن، گیجی، اختلال در تکلم، مشکل در ادراک، تاری دید، مشکل در راه رفتن، سرگیجه، از دست دادن تعادل هماهنگی. در صورت تجربه یک یا چند مورد از این علائم بلافاصله با اورژانس تماس بگیرید. درمان سکته مغزی توسط داروهای ترومبولیتیک که به درمان لخته‌های خونی کمک می‌کند، صورت می‌گیرد.

تمرینات ورزشی برای کاهش سوزن سوزن شدن دست و پا

کشش کف پا: روی زمین بنشینید و پای خود را صاف جلوی خود قرار دهید. به سمت جلو خم شوید و انگشتان پای خود را بگیرید و آنها را به سمت بدن خود بکشید. در صورتی که نمی توانید به راحتی به انگشتان پای خود دسترسی داشته باشید، یک حوله تا شده را روی گردی پای خود قرار دارد و هر کدام از لبه های حوله را در حین کشیدن در یک دست قرار دهید. این حرکت به کاهش علائمی نظیر بی حسی پا، خواب رفتن پا و گزگز پا می شود.

کشش انگشت های پا: با نشستن بر روی یک صندلی و قرار دادن یک پا بر روی یک زانو به صورت ضربدری انگشتان پای خود را بکشید. انگشتان دست خود را از انگشتان پای خود عبور دهید و به آرامی به بالا و خارج هل دهید و هر انگشت پا را بکشید. سعی کنید بدون استفاده از انگشتان دست انگشتان پای خود را بکشید تا عضلات آنها قوی تر شوند با اینکار به کاهش سوزن سوزن شدن پا کمک می شود.

کشش عصب سیاتیک: در صورتی که گزگز پا، ساق پا یا ران را نیز در بر می گیرد، سعی کنید عضلات گلابی شکل که در کنار عصب سیاتیک قرار دارند، بکشید. به پهلو دراز بکشید و پای پایینی خود را صاف بگیرید. زانوی بالایی خود را خم کنید و آن را روی زمین در مقابل خود قرار دهید و بوسیله ران خود بکشید. همچنین، می توانید به پشت بخوابدی و هر دو زانوی خود را به سمت سینه خود بکشید. زانوهای خود را ضربدری شکل کنید و سپس زانوی پایینی را به عقب هل دهید تا ران مخالف کشیده شود.

افرادی که مکررا دچار احساس سوزش در دست‌ها و پاهای خود می‌شوند باید حتما به پزشک مراجعه و زودتر به درمان آن اقدام کنند. از درمان های اینترنتی خودداری کنید. مصرف کافی آب در طول روز، تحرک کافی و سبک زندگی سبز را برای جلوگیری از سوزن سوزن شدن دست و پا در نظر داشته باشید.


دردشناسی «دست»


روزنامه سازندگی – علی ملائکه:

ارگونومی و شخصی کردن ایستگاه کاری

اگر در دفتر کار می کنید، باید وضعیت ارگونومیکی فضای کاری تان را ارزیابی کنید تا از عاداتی که شما را در معرض خطر آسیب های فشار مکرر قرار می دهند، پرهیز کنید. برای این کار به این نکات توجه کنید:

مچ های تان را هنگام کار با کامپیوتر در وضعیتی خنثی قرار دهید، نه خم شده به سمت پایین یا باز شده به سمت بالا. برای چک کردن، مچ تان را در حالی که کف دست تان به سمت پایین است روی یک سطح صاف و سخت قرار دهید. یک چسب زخم روی بالای مچ تان بچسبانید، بعد دست تان را به سمت صفحه کلید ببرید و تایپ کنید. اگر چسب زخم کشیده شود یا از جای خود کنده شود، مچ های شما در وضعیت خنثی قرار ندارند.

دست کم هر ساعت یک بار از پشت میزتان بلند شوید و به خودتان کش و قوس دهید. در این فاصله وقفه های کوتاه تری در کارتان بدهید تا به دست های تان استراحت دهید، کف دست ها را به سمت بالا بگیرید و آن را روی پشت ران تان یا روی یک تکیه گاه مچ بگذارید. همچنین می توانید نرم افزاری روی کامپیوترتان نصب کنید که به شما یادآور می کند وقفه های کوتاهی در کارتان ایجاد کنید و زمان روزانه کارتان با کامپیوتر را هم محدود می کند.

درباره صفحه کلیدهای با اشکال جديد يا ماوس هایی با ادعای طراحی ارگونومیک، محتاط باشید. سال ها طول خواهد کشید تا معلوم شود آیا این تغییرات باعث کاهش اختلالات عضلانی – اسکلتی اندام فوقانی می شوند یا نه.

دردشناسی «دست»

محل کارتان را شخصی کنید

متخصصان ارگونومی که راهبردهایی برای بهبود تناسب میان کارمندان و کارگران و شغل های شان طراحی می کنند، ایجاد این ترتیبات را در ایستگاه کاری کامپیوتری پیشنهاد می کنند:

اسناد، تلفن، صفحه کلید، ماوس و سایر ملزومات را در یک فاصله افقی در دسترس قرار دهید که بیشتر از ۴۰ تا ۴۶ سانتی متر از شما فاصله نداشته باشند.

مونیتور کامپیوتر را با فاصله یک بازو به طور مستقیم در جلوی تان قرار دهید، به طوری که خط بالایی صفحه نمایش در امتداد سطح چشم یا اندکی پایین تر قرار بگیرد. (شاید کمی پایین تر برای شخصی که عینک دو کانونی یا سه کانونی دارد).

صفحه کلیدتان را روی سینی متصل به میز که قابل تنظیم است، قرار دهید تا ساعدهای تان به موازات کف زمین قرار بگیرد، مچ های تان باید کشیده و هم راستا با ساعدهای تان باشد و آرنج های تان شل و خم شده در زاویه ۹۰ درجه در کنار کمرتان قرار بگیرند.

ماوس تان را نزدیک به صفحه کلید و در همان ارتفاع صفحه کلید، در صورت امکان با قرار دادن یک تکیه گاه مچ بالشتک دار، قرار دهید.
از صندلی قابل تنظیم استفاده کنید که البه جلویی مدور و حمایت خوب از کمر و پشت داشته باشد. طوری بنشینید که زانوهای تان اندکی پایین تر از لگن تان قرار بگیرد و پاهای تان به طور محکم روی زمین یا جاپایی قرار گیرد.

عوارض تکنولوژی

حرکات مکرر و وضعیت بد قرارگیری بدن می تواند به دردهای مبهم و حاد منجر شود. ممکن است شما در فرستادن پیام متنی، ایمیل کردن و جستجوی وب روی تلفن هوشمند و کامپیوترتان استاد شده باشید، اما دستیابی به این قدرت های دیجیتال، با عوارض جانبی غير قابل انتظاری هم همراه است، دردهایی که ممکن است از دست ها تا ستون فقرات تان را گرفتار کند.

درد دست: حرکات مکرر برای پیام متنی فرستادن یا تایپ کردن می تواند به درد کلی دست ناشی از آرتروزيا استئوآرتریت (تحلیل رفتن غضروف در مفاصل) بینجامد. استفاده از این گجت ها باعث استئوآرتریت نمی شود، اما اگر مستعد ابتلا به آن باشید، این حرکات باعث بروز و تشدید علائم می شود. استفاده بیش از حد از شست های تان برای فرستادن پیام متنی می تواند باعث جراحات ناشی از فشار با استفاده بیش از حد تاندون هایی شود که مچ را به شست کشیده میشوند (عارضه ای که «تنوسینویت دو کرون» نامیده می شود). علائم شامل درد در طرف شستی مچ است که می تواند به تدریج یا ناگهان ظاهر شود و به سمت ساعد بالا می رود.

فشار آوردن زیادی روی دکمه ها ممکن است به التهاب در اطراف تاندون ها و پولی های بینجامد که امکان خم کردن انگشتان را فراهم می کنند و به این ترتیب خطر دچار شدن به عارضه «انگشت ماشه ای» (به اصطلاح پزشکی تنوسینویت تنگ کننده») افزایش می یابد. علائم این عارضه شامل درد، ترق و تروق مفصل و احساس قفل شدن انگشت در هنگامی است می خواهید آن را خم یا راست کنید.

بی حسی و گزگز کردن دست: تایپ کردن روی لپ تاپ یا دسک تاپ علت ایجاد «نشانگان تونل کارپال» نیست؛ اما تایپ کردن می تواند باعث بروز علائم این عارضه مانند درد، گزگز کردن و بی حسی در انگشت شست، انگشت اشاره، انگشت میانی و نیمه درونی انگشت انگشتری شود، تکیه کردن بیش از حد روی آرنج هنگام کار با این ابزارها می تواند «نشانگان تونل کوبیتال » را بدتر کند. در این نشانگان عصب اولنار هنگامی که از درون بافتی نزدیک به آرنج به نام «تونل کوبیتال» می گذرد، تحت فشار قرار می گیرد. علائم این نشانگان شامل درد، بی حسی یا گزگز کردن در انگشت انگشتری یا انگشت کوچک همراه است.

درد گردن و پشت: نگاه کردن به یک وسیله الکترونیکی به مدت طولانی می تواند به درد گردن و پشت منجر شود. در چنین وضعیتی عضلات، رباط ها و تاندون ها در گردن و بخش بالایی پشت تحت کشش قرار می گیرند. مشکل در اینجا به وضعیت قامت شما و مدت زمانی مربوط می شود که در آن وضعیت باقی می مانید. این درد معمولا گذرا است و باعث مشکلات دائمی گردن با پشت نمی شود؛ اما این درد آزارنده است و ممکن است با تحت فشار قرار گرفتن عصب پس سری، در محل اتصال ستون فقرات به قاعده جمجمه، باعث ایجاد سردرد شود.

درمان ها برای دست و مچ: درمان ها برای عوارض دست و مچ که در بالا اشاره شد، در قدم اول کنار گذاشتن فعالیتی است که این عارضه را ایجاد کرده است، استفاده از آتل یا اسپلینت. مصرف کوتاه مدت داروهای ضد درد معمول مانند ایبوپروفن یا استامينوفن، تمرین هایی برای تحت کشش قرار دادن تاندون ها و گاهی تزریق داروهای کورتونی با استروئیدی.

همچنین باید شیوه استفاده از وسیله الکترونیکی را تغییر بدهید. اگر فرستادن پیام متنی با شست های تان باعث درد می شود، شاید لازم باشد از انگشت های دیگرنان یا از قلم مخصوص برای این کار استفاده کنید. برای تخفیف درد نشانگان تونل کارپال باید میز کارتان را طوری ترتیب دهید که ساعدهای تان به موازات کف زمین قرار گیرند، مچ های تان به طور کشیده و در راستای ساعدهای تان باشند و آرنج های تان وضعیتی شل و آرمیده داشته باشند و با زاویه ۹۰ درجه در کنار بدن تان خم شده باشند. استفاده از ماوس های عمودی دست را وضعیتی با استرس کمتر قرار می دهید. به یاد داشته باشید که همیشه ماوس باید در جلوی شما باشد نه در کنار شما.

درمان درد پشت و گردن: برای تخفیف درد پشت و گردن، هنگام استفاده از وسیله الکترونیکی به وضع قامت تان توجه داشته باشید. نگاه تان را به موازات كف زمین نگهدارید و نه به سمت پایین. بهتر است سطح مونیتور کامپیوترتان را بالا بیاورید تا در سطح چشم های تان قرار گیرد. همین کار را با وسایل دستی با گذاشتن آنها روی چند بالش انجام دهید.

نکته مهم تر این است که به طور مکرر وقفه هایی در کار برای استراحت به خودتان بدهید و به علائم ناراحتی بدن تان توجه کنید. اگر حس می کنید که گردن تان خشک شده است، وضعیت قرارگیری تان را اصلاح کنید. یک اقدام دیگر برای پیشگیری از چنین دردهایی تمرین دادن و تقویت کردن عضلات تته است که از ستون فقرات حمایت می کنند. آمادگی کلی بدنی شما هم مهم است، اگر بدنی ساخته و آماده داشته باشید، با احتمال کمتری دچار درد گردن با پشت می شوید.


خبرگزاری آريا – ريش و قيچي به دست جوانان نابلد!


ريش و قيچي به دست جوانان نابلد!

خبرگزاري آريا –
آشنايي قبل از ازدواج, دختر و پسرهاي جوان
تا همين چند سال پيش، مادر يا خواهر پسرها با کمک دوستان و آشنايان دختران را رصد مي‌کردند و پس از انتخاب موردي مناسب و توافقات اوليه با خانواده دختر، جلسات خواستگاري شروع مي‌شد و در نهايت ازدواج سر مي‌گرفت.
آشنايي قبل از ازدواج
اما حالا دختر و پسرهاي جوان ترجيح مي‌دهند پيش از جلسات رسمي خواستگاري مدتي با هم آشنا باشند و با معاشرت کردن يکديگر را بيشتر بشناسند‌. هم اکنون آشنايي پيش از ازدواج، يکي از ملاک‌هاي انتخاب همسر ايده‌آل در بسياري جوانان شده است. درست يا غلط بودن اين ملاک چندان مهم نيست بلکه سوال اصلي اين‌جاست که آيا اين نوع از آشنايي‌ها مي‌توانند تضميني براي ازدواج موفق باشند و از همه مهم‌تر آن که حد و مرز اين آشنايي‌ها چيست و رعايت چه اصولي الزامي است؟
يکي مي‌بُرد و ديگري مي‌دوزد اما اين که به تن بيايد يا نه، به دست خانواده‌هاست! خانواده‌هاي دختر و پسري که در آخرين لحظات متوجه مهم‌ترين تصميم فرزندشان شده‌اند، هرگز گوش به زنگ نمي‌مانند و از همان ابتدا ساز ناسازگاري را مي‌نوازند! چطور با هم آشنا شديد؟ خانواده‌اش کيه؟ کجا رفتيد؟ چه کرديد؟ و… باب مخالفت (چه درست، چه غلط) باز مي‌شود و گفته‌هايي نه چندان خوشايند رد‌و‌بدل مي‌گردد و در نهايت نيز ممکن است کار به بي‌احترامي و گسسته شدن رشته‌هاي گرم ارتباطي بين دختر و پسر با خانواده‌هايشان منجر شود.
آشنايي‌هاي لبه تيغ!
آشنايي‌هايي پنهان و به دور از چشم خانواده، از نوع آشنايي‌هاي بي‌ضابطه است. اين نوع آشنايي‌ها‌، رابطه‌هاي بي‌سمت و سويي هستند که هميشه سطحي و ظاهري بوده و هيچ‌گاه از مولفه تعهد در آن‌ها خبري نيست. روابط دروغين و کاذبي که غالبا فانتزي و رويايي است و بر اساس عواطف و هيجانات دلنشين و شيرين اما موقت و زودگذر دختر و پسر شکل گرفته و ادامه مي‌يابد. حکم‌فرمايي عشق مجازي و دلبستگي به آن، صورتي از عشق است که هرگز واقعيت خارجي ندارد. تحقيقات مويد آن است که اغلب پسرها قصدي فراتر از آشنايي ندارند و صرفا به فکر کام‌روايي خويش هستند و طولاني شدن يک رابطه تنها براي رسيدن به آن مقصود است و لاغير.
جالب اينکه تحقيقات دانشمندان آمريکايي نيز نشان داده آشنايي‌هاي قبل از ازدواج نه‌تنها صحيح و پسنديده نيست، بلكه ازدواج مفيد و موفقي هم در پي ندارد و سبب دوام زندگي زناشويي نمي‌شود. آنان معتقدند بدبيني بسيار، طبيعت ارتباطات آزاد است و بدبيني، انگيزه‌اي درست براي حل مسائل باقي نمي‌گذارد و مانع از حل مشکلات مي‌شود. از سوي ديگر تمايلات منفي بسيار باعث مي‌شود آنان کم‌تر يکديگر را تحمل کنند و هميشه ناسازگار باشند.
آشنايي‌هايي قبل از خواستگاري، حرکت بر لبه تيغ است. آشنايي‌هاي که در نهايت به جدايي ختم مي‌شوند و افسردگي ماحصل بي‌گمان آن است و يا در صورت وصال هم غالبا ناموفق بوده و شکست در ازدواج و يا طلاق انتهاي مسير است.
آشنايي منطقي و ضابطه‌مند
اگر فرد موردعلاقه‌تان را يافته‌ايد و مي‌خواهيد همسر آينده‌ي شما باشد بايد مواردي را در نظر بگيريد؛ در اولين گام خانواده را در جريان بگذاريد. با اطلاع خانواده‌ها دوران شناخت اوليه را در طول سه يا چهار جلسه به پايان برسانيد. اين مدت‌، زمان مناسبي است که مي‌توانيد با کمک خانواده‌تان با لايه‌هاي سطحي شخصيت، خانواده و فرهنگ فرد مقابل‌تان آشنا شويد.
اين آشنايي‌هاي هدفدار ابتدايي علاوه بر شناخت اوليه، پيش زمينه‌اي براي دوران نامزدي است، اما هرگز به معناي وعده حتمي براي نامزدي و ازدواج نيست. گاهي شناخت از برخي حقايق، باعث مي‌شود يکي از طرفين حاضر به ادامه رابطه نباشند.
وقت نامزدي است!
آشنايي در چهارچوب خانواده ها مي تواند به نامزدي ختم شود. در اين دوران شما با تعهدي بيشتر مي توانيد پيش برويد و با ارتباطات بسيار اما آگاهانه، شناخت خود را عميق تر سازيد. اين دوران زمان مناسبي است که شما مي توانيد تصورات فانتزي و خيالات ذهني خود را به چالش بکشيد و آينده زندگي مشترک را آنگونه که هست دريابيد و در صورت لزوم، در باورهاي خود تجديد نظر کنيد و يا اصلاح نمائيد.
اين دوران نبايد طولاني باشد. فرصت چهار تا شش ماهه کافي است. اگر دلايلي روشن براي ختم اين رابطه داريد تعلل نکنيد. صبر و تحمل خودشکن و بي فايده نداشته باشيد. اين اصل را بپذيريد که گذر زمان دردي را دوا نمي کند، تنها باعث وابستگي عاطفي كاذب مي شود. ناديده گرفتن تضادها و تفاوت هاي شخصيتي ازجمله عواقب منفي وابستگي عاطفي است.
نامزدي فرصت است
رسميت نداشتن نامزدي و ترس از بهم خوردن رابطه و بر سر زبان افتادن داستان زندگي فرزند، باعث مي شود بسياري از خانواده ها نامزدي را به دوران بعد از عقد موکول کنند.
اما بهتر است پيش از پافشاري بر اين امر، در قطب مخالف، ترس از ترک و رهايي قرار گيريد. اگر پس از شناخت دقيق دختر/ پسر انتخابي تان، متوجه شديد اين فرد به درد زندگي با شما نمي خورد چه؟!!
اينجاست که شما مي توانيد به راحتي وعده ازدواج را منتفي کنيد بدون آنکه عقدي انجام شده باشد و يا نامي در شناسنامه وارد شده باشد. لذا، نامزدي را فرصت ببينيد نه تهديد!
فرصتي که جدايي در اين دوران را آسان تر مي کند و از متحمل شدن هزينه هاي عاطفي، اقتصادي و اجتماعي مي رهاند.
حد و حدود نامزدي را بشناسيد
بر دختر و پسر جوان واجب است حفظ حرمت کنند و با مراعات ارزشهاي اخلاقي و فرهنگي، حد و مرز رابطه هايشان را مشخص کنند و با رفت و آمدهاي خانوادگي و نشست هاي خصوصي،شناخت اين دوران را تکميل تر کنند.
منبع: باشگاه فعلن مجردها



خبرگزاری آريا – چرا دست و پايمان خواب مي‌رود؟


چرا دست و پايمان خواب مي‌رود؟

خبرگزاري آريا – وقتي براي مدت زيادي به صورت ثابت در يک جا مي‌نشينيم، دست يا پايمان خواب مي‌رود. چه اتفاقي در بدن افتاده که چنين مي‌شود؟ آيا اين خواب رفتن اندام‌هاي حرکتي ما خطرناک است؟
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از دويچه‌وله، خواب‌رفتگي، مورمور و کرخ شدن موقت دست يا پا را چه کسي است که در طول زندگي خود تجربه نکرده باشد؟
وقتي براي مدت زيادي در حالتي يکنواخت مي‌نشينيم ناگهان متوجه مي‌شويم که پايمان کرخ و سنگين شده و موقع حرکت سوزن‌سوزن مي‌شود. اين علائم را اصطلاحا شکايات حسي خواب رفتن دست يا پا مي‌نامند.
اين حالت در اغلب موارد بي‌ضرر است و خطري ندارد، سريع ظاهر مي‌شود و سريع هم از بين مي‌رود. اندام را حرکت مي‌دهيم يا شل مي‌گذاريم تا آرام‌آرام اين حالت‌ رفع شود و پايمان به وضعيت طبيعي برگردد.
همين حالت در دست‌ها هم رخ مي‌دهد. اصولا هر قسمت از بدن مي‌تواند خواب برود. اما چرا؟
دليلش معمولا يک يا چند عصب است؛ اعصابي که تحت فشار قرار گرفته‌اند يا اکسيژن و مواد غذايي لازم را مثلا به علت بد نشستن دريافت نمي‌کنند. در اين صورت اطلاعاتي که دائما ميان آن عصب و مغز در جريان است درست رد و بدل نمي‌شود. وقتي عملکرد انتقال پيام‌ها از اعصاب محيطي به مغز مختل شد پارستزي يا حالاتي مانند مورمور يا گزگز شدن آن موضع خاص رخ مي‌دهد.
اگر اطلاعات مربوط به اين عصب گيرافتاده به مغز ارسال شود مغز به ما فرمان مي‌دهد که با حرکت کردن، آن عصب را از فشار برهانيم. در غير اين صورت دست يا پايمان مدت زيادي در حالت خواب‌رفته باقي مانده و کرخ مي‌شود.
با اين حال اگر کسي دست و پايش اغلب مواقع خواب مي‌رود و با حرکت هم مدتي طولاني لازم است که به وضعيت طبيعي برگردد بايد به پزشک مراجعه کند، چون که اين مي‌تواند علامتي از يک بيماري جدي باشد. براي مثال در بيماري‌هاي بيرون‌زدگي ديسک کمر، مولتيپل اسکلروزيس (ام‌اس) يا پلي‌نوروپاتي که آسيب اعصاب محيطي است چنين علامتي وجود دارد. پلي‌نوروپاتي يک بيماري ارثي است که در آن اعصاب به فشار بسيار حساس‌اند.


خبرگزاری آريا – پيشگيري از حساسيت پوست دست ها به مواد شوينده‌


پيشگيري از حساسيت پوست دست ها به مواد شوينده‌

خبرگزاري آريا –
حساسيت پوست دست‌,علائم حساسيت پوست دست,درمان حساسيت پوست دست
حساسيت پوست دست‌ها به مواد شوينده‌
شوينده‌هاي مختلف که به طور مرتب توسط خانم خانه استفاده مي‌شود، موجب از بين رفتن رطوبت و چربي سطح پوست مي‌شود. با از بين رفتن اين لايه‌هاي محافظ مواد محرک حساسيت‌زاي موجود در شوينده‌ها به لايه‌هاي عمقي پوست نفوذ مي‌کنند و باعث آسيب مي‌شوند. از اين مرحله است که مشکلات خانم خانه شروع مي‌شود. وقتي پوست خشک شد، حتي مواد بي‌ضرري مانند آب و شامپوي بچه هم مي‌توانند موجب تحريک بيشتر پوست و بدتر شدن ضايعه شوند.
حساسيت دست‌ها به مواد شوينده‌
مواد مضر براي پوست دست
عوامل زيادي مي‌توانند به پوست دست آسيب برسانند. تماس زياد با آب و هواي خيلي خشک، صابون‌ها، مواد پاک‌کننده، پودرهاي رختشويي، حلال‌ها، مواد شيميايي، دستکش‌هاي لاستيکي و حتي مواد به کار رفته در کرم‌ها و فرآورده‌هاي بهداشتي مي‌توانند موجب حساسيت دست‌ها شود.
علائم حساسيت پوست دست
بعد از تحريک اوليه توسط مواد حساسيت‌زا، ابتدا پوست معمولا خشک و پوسته‌پوسته شده و دچار خارش مي‌شود. پوست نوک انگشتان و پشت دست که حساس‌تر هستند قبل از بقيه نقاط دچار اين مشکل مي‌شوند.
قرمزي، ترک‌خوردگي و براق شدن پوست در مراحل بعد رخ مي‌دهند.
در موارد شديد ممکن است پوست دچار تاول‌هاي ريزي شود و کف دست و لاي انگشتان نيز درگير شوند.
معمولا بعد از چندين بار ايجاد علائم، پوست ناحيه مبتلا ضخيم‌تر از ساير نقاط بدن خواهد شد.
خارش زياد بزرگترين مشکل اين بيماري است که مبتلايان را آزار مي‌دهد. شدت خارش به حدي است که معمولا در اثر خاراندن زياد، خونريزي و زخم‌هاي کوچک در دست ديده مي‌شود.
مواد شوينده در تماس با پوست دست، چربي‌هاي موجود بر روي پوست را از بين مي‌برد و آن را در برابر عوامل خارجي نفوذپذير مي‌کند
درمان حساسيت دست
معمولا حساسيت دست با قطع تماس با ماده محرک به مرور زمان خودبه‌خود بهبود مي‌يابد، اما با تماس مجدد با ماده محرک علائم مجددا تکرار مي‌شود.ممکن است پزشک براي درمان و ترميم پوست شما از مجموعه‌اي از روش‌ها استفاده کند.در درمان، کرم يا پماد مرطوب کننده معمولا استفاده مي‌شود. اين کرم بايد به تنهايي مصرف شود و آن را نبايد همراه با ساير کرم‌هاي دست به پوست ماليد.
گاهي پزشک از پمادهاي حاوي کورتون جهت درمان حساسيت دست استفاده مي‌کند.
گاهي نيز براي درمان مشکل پوست بايد آنتي‌بيوتيک‌هاي خوراکي مصرف شود.
در پاره‌اي موارد زماني که ضايعات پوستي دست‌ها در حال ترميم هستند، منظره ناخوشايندي (به خاطر دلمه بستن) پيدا مي‌کنند که به تدريج برطرف مي‌شود. گاهي هم اين ضايعات پس از بهبودي دوباره عود مي‌کنند.
در صورت عود بيماري، حتما پزشک خود را از عود مجدد ضايعه پوستي دست‌هايتان مطلع کنيد.
ضايعات پوست دست‌ها معمولا دير درمان هستند. ادامه درمان، رعايت دستورات پزشک و نيز حفظ ارتباط بيمار با پزشک در مدت درمان، بسيار اهميت دارد.
حساسيت دست‌ها به شرط رعايت نکات فوق، درمان شدني است. اما به ياد داشته باشيد که حتي پس از بهبودي کامل حساسيت دست در صورت عدم رعايت، احتمال عود آن زياد است. پس سعي کنيد نکات زير را به صورت عادت روزمره درآورده و هميشه آنها را رعايت کنيد.
برخي مواد شوينده مي‌توانند به درون پوست نفوذ کرده و التهاب شديد پوستي و سوختگي‌هاي شيميايي را سبب شوند.
پيشگيري از حساسيت پوست دست
براي جلوگيري از آسيب رسيدن به پوست دست‌هايتان توصيه‌هاي آسان زير را اجرا کنيد:
– با پوشيدن دستکش مي‌توان از دست‌ها در برابر صابون‌ها، پاک‌کننده‌ها و ساير مواد شيميايي مراقبت کرد. در فواصلي که از دستکش استفاده نمي‌کنيد، آنها را در هواي آزاد آويزان کنيد تا خشک شوند.
– زمان کار با مواد شوينده علاوه بر دستکش مناسب و نفوذناپذير، از کرم‌هاي مرطوب‌کننده نيز استفاده کنيد.
– در انجام کارهاي روزمره منزل مثل سبزي پاک کردن يا آب‌ليمو ‌گرفتن، دستکش نخي دست کنيد.
– در صورت امکان حتما براي شستشوي لباس‌ها از ماشين لباسشويي استفاده کنيد.
– در موقع شستن دست‌ها از آب ولرم استفاده کنيد و مقدار کمي صابون به کار ببريد.
– در هر بار شستشوي دست، حلقه و انگشتر را از دست خارج کنيد. حلقه و انگشتر، صابون و رطوبت را در زير خود جمع کرده و موجب آزرده شدن پوست مي‌شوند.
– به منظور حفظ رطوبت پوست پس از شستن دست‌ها، از کرم مرطوب کننده استفاده کنيد.
– زمستان‌ها از دستکش استفاده کنيد تا مانع از خشکي و پوسته شدن دست‌هايتان شود.
– به خاطر بسپاريد که تماس با کدام فرآورده يا انجام کدام فعاليت سبب ايجاد حساسيت مي‌شود.
در صورت مشاهده علائمي مانند تغيير رنگ پوست ، سوزش ، خارش و درد ، به منظور جلوگيري از بيماري‌هاي پوستي لازم است سريع به پزشک مراجعه شود
مواد شوينده به ريه آسيب مي‌رسانند
شوينده‌هايي مانند وايتکس که خانم‌هاي خانه‌دار از آنها براي شست‌وشوي زمين و در و ديوار استفاده مي‌کنند، علاوه بر اين‌که مي‌توانند به علت داشتن ترکيبات قليايي موجب سوختگي و آسيب پوست شوند، استنشاق آنها نيز به خاطر تبخير سريع، مي‌تواند به بافت‌هاي ريه آسيب برساند.
جوهرنمک نيز خواصي مانند وايتکس دارد. اگر جوهر نمک به صورت تصادفي با دست تماس پيدا کرد، بهترين اقدام درماني اين است که ناحيه موردنظر به سرعت با آب شسته شود.
چنانچه هنگام استفاده از موادي چون وايتکس و جوهرنمک در فضاي بسته فرد دچار سوزش چشم و سرفه شد، بايد به‌ سرعت از آن فضا که مملو از گازهايي با غلظت اسيدي و قليايي بالاست، خارج شود. بهترين راه پيشگيري از آن هم، زدن ماسک است.
منبع: seemorgh.com



خبرگزاری آريا – دست و دل تان به کار نمي‌رود؟


دست و دل تان به کار نمي‌رود؟

خبرگزاري آريا –
بي حوصلگي
گاهي کار زيادي براي انجام دادن داريم اما دست و دل مان به کار کردن نمي رود‎
همه ما در چنين شرايطي بوده ايم که کار زيادي براي انجام دادن داشتيم اما دست و دل مان به کار کردن نمي رفت. من اسم اين لحظات را «لحظات تهي» مي نامم. در گذشته خيلي پيش مي آمد که دچار چنين احساسي شوم و در نتيجه بسياري از کارهايم در زندگي عقب مي افتادند اما پس از مدتي ياد گرفتم که چگونه بايد از اين لحظات تهي استفاده و آنها را به لحظات مفيد و موثري تبديل کنم.
۱٫ اين لحظات را به رسميت بشناسيد
دوتا از بدترين کارهايي که مي توانيد در اين لحظات انجام دهيد، انکار کردن آنها و فرار از واقعيت است. هر دو اين کارها باعث مي شوند که اسير يک چرخه باطل شويد. به جاي مبارزه کردن با اين لحظات، آنها را به رسميت بشناسيد. از اين که جلوي آينه به خود بگوييد که روز بدي داشتيد، ذهن تان کار نمي کند و احساس مي کنيد که داريد عقل تان را از دست مي دهيد، نترسيد، هيچ اتفاقي نمي افتد.
هر چه راحت تر اين لحظات را به رسميت بشناسيد، راحت تر مي توانيد مديريت شان کنيد. به ياد داشته باشيد که حتي بزرگ ترين کارآفرينان دنيا هم درگير چنين لحظاتي مي شوند. همه ما همين طور هستيم.
۲٫ محدوده زماني قائل شويد
وقتي توانستيد به هنر اعتراف کردن به اين لحظات تهي، که ترکيبي از بن بست خلاقيت، اضطراب و کلافگي هستند دست پيدا کنيد، بايد صبوري پيشه کنيد و به خودتان بگوييد ايرادي ندارد که دچار چنين لحظاتي شده ايد؛ اما فقط مجازيد چند ساعت يا يکي دو روز با اين مسئله درگير باشيد، بعد از آن بايد به سراغ کارهاي تان برويد و با جان و دل انجام شان دهيد. اگرچه نمي توانيد لحظات تهي را از بين ببريد، اعمال يک بازه زماني مي تواند چاره کار شما براي کنترل اين لحظات باشد. به خودتان اجازه دهيد يکي دو روز استراحت کنيد، اما آن را بيش از حد طول ندهيد.
۳٫ درس بگيريد
روي مبل لم ندهيد و منتظر الهام شدن علم و دانش به خود نباشيد. اجازه دهيد ذهن تان به موضوعات مختلفي فکر کند و ايده هاي متفاوتي را شکار کند. اجازه دهيد علاوه بر تجربه عملي برخي چيزها، با فکر کردن هم چيزي بياموزيد.
زماني که دچار اين لحظات تهي شديد، در مورد آنها فکر کنيد. چه اتفاقي افتاد که ديگر دست و دل تان به کار کردن نرفت؟ داشتيد به چه چيزي فکر مي کرديد؟ شايد مدتي طولاني را به تنهايي صرف انجام پروژه اي کرده ايد و حالا ذهن تان نيازمند شارژ مجدد است. سعي کنيد از هر موقعيتي درس بگيريد.
۴٫ سفر کنيد
گاهي اوقات بهترين روش براي کنار آمدن با لحظات تهي، اين است که به مراقبت ويژه از خود بپردازيد. تنها سفر کردن روش موثري براي مهرورزي به ذهن، بدن و روح تان است. به دوردست ها سفر کنيد و تنها سفر برويد. آن بازه زماني دو روزه را يادتان هست؟ آن دو روز را در مکان جديدي بگذرانيد.
اگر به طور مرتب دچار اين لحظات تهي مي شويد، کمي به خودتان فشار وارد کنيد و به رغم عدم تمايل تان به کار کردن، سعي کنيد موتور خلاق ذهن تان را دوباره روشن کرده و شروع به کار کنيد.
۵٫ محدوديت هاي خود را بپذيريد
روش هايي براي گول زدن ذهن و بدن تان براي افزايش خلاقيت وجود دارد اما گاهي اوقات فقط بايد بنشينيد، نفس عميقي بکشيد و اين حقيقت را بپذيريد که شما نيز محدوديت هايي داريد. تجربه به من نشان داده است که هر چقدر براي مفيد ساختن آن لحظات تهي تلاش کنم، باز هم اگر اين طور فکر کنم که همه چيز را تحت کنترل دارم، بيشتر دچار خستگي و نااميدي مي شوم.
هر از گاهي به خود يادآوري کنيد که شما سوپرمن نيستيد و محدوديت هايي دارد که يکي از آنها، اين است که نمي توانيد کاري براي آن لحظات تهي تان انجام دهيد. اين موضوع را بپذيريد. به خود کمي زمان بدهيد و سپس کم کم شروع به کار کنيد.
۶٫ قدرت خود را به خود يادآوري کنيد
شما اين توانايي را داريد که خلاقيت و کارايي تان را دوباره به کار بيندازيد. کمي زمان مي برد تا ياد بگيريد چطور بايد با اين لحظات تهي کنار بياييد. اگر در دو يا سه تلاش اول به نتيجه نرسيديد، خودخوري نکنيد. صرفا اگر بدانيد که قدرت کنترل اين لحظات را داريد، از شر افکار نااميد کننده دور خواهيد ماند. هر زمان که بخواهيد، مي توانيد خود را از اين چاله بيرون بکشيد.
استفاده از لحظات تهي به معناي دوري کردن از آنها و انکارشان نيست، بلکه بايد ياد بگيريد که چطور آن لحظات را بي فايده سپري نکنيد. گاهي اوقات بايد هيچ کاري به جز استراحت انجام ندهيد و چيزهاي زيباي زندگي را به خود يادآوري کنيد.
منبع: مجله پنجره خلاقيت



1 2