Category Archives: cat1

خبرگزاری آريا – زندگي خودشيفته‌ها و مشکلات ارتباط با آنها


زندگي خودشيفته‌ها و مشکلات ارتباط با آنها

خبرگزاري آريا –
نشانه‌ها ي خود شيفته ها ,گسترش خودشيفتگي در افراد, ارتباط با خودشيفته‌ها
بايد دقت کنيم دوست داشتن خود، به خودشيفتگي منجر نشود
در صورتي که تازه با يک فرد خودشيفته آشنا شده‌ايد و رفتارهاي فوق را در او مشاهده کرديد، بهتر است در انتخاب ادامه راه تامل کنيد، زيرا دوستي با چنين فردي شايد در ابتدا جذاب و فريبنده باشد، اما در طولاني‌مدت بسيار فرسايشي و آسيب‌زا خواهد بود.در صورتي که با فرد خودشيفته‌اي براي ازدواج آشنا شديد، تنها اگر تمايلات خودآزارگرانه داشته باشيد چنين همسري را انتخاب خواهيد کرد زيرا در رابطه عاطفي اين چنين جدي، طولاني و عميق اين افراد هرگز رفيقان خوبي نيستند و نخواهند بود.
«من اخلاقم همين‌طوره»، «ما کلا خانوادگي اين‌طور هستيم»، «من به دليل قابليت‌هايم مورد توجه همه هستم»، «من هرطور بخواهم رفتار مي‌کنم» و … ممکن است جمله‌هاي اين چنيني را از بعضي از افراد زياد شنيده باشيد؛ جمله‌هايي که با من شروع مي‌شوند و فقط به قصد بزرگ و عزيز نشان دادن خود هستند.
امروزه روان‌شناسان بسيار بيشتر از قبل بر اين قضيه که بايد خود را دوست داشته باشيم و براي وجود خود ارزش قائل باشيم، تاکيد مي‌کنند، اما با وجود اين مساله که دوست داشتن خود بسيار خوب است و باعث اعتماد به نفس و پيشرفت و رسيدن به اهداف خود مي‌شود، اما بايد دقت کنيم اين دوست داشتن خود، به «خودشيفتگي» منجر نشود.
خودشيفتگي معمولا از سنين نوجواني يا اوايل جواني شروع شده و باعث ايجاد اختلال در عملکرد بين فردي و اجتماعي افراد مي‌شود.
حدود ۷ درصد مردان و ۴ درصد خانم‌ها در جوامع، دچار اختلال شخصيت خودشيفته هستند و بخش مهمي‌از مراجعات به مطب‌هاي روان‌درماني و خانواده‌درماني از آنجا شکل مي‌گيرد که خانواده يا فرد در ارتباط با يک شخصيت خودشيفته آسيب‌هاي زيادي را ديده‌اند زيرا خودشيفته‌ها مي‌توانند آسيب‌هاي روحي و رواني زيادي را به اطرافيان خود تحميل کنند.خودشيفتگي هيچ پشتوانه‌اي ندارد و معمولا متکي بر توهمات و خيالات فرد است. افراد خود‌شيفته تصور مي‌کنند بسيار آدم‌هاي مهم و بزرگي هستند و جالب اينجاست که مي‌خواهند ديگران را هم وادار کنندکه اين تصورات باطل را بپذيرند، آنها بيش از حد تعادل و به شکلي بيمارگونه به خود توجه دارند. اين گونه افراد، بشدت دچار اضطراب هستند و بدترين درد برايشان اين است که کسي به آنها توجه نکند، بنابراين براي جلب توجه ديگران، دست به هر کاري مي‌زنند.
خودشيفته‌ها فقط خود را مي‌بينند و ديگران را به‌حساب نمي‌آورند که همين مساله باعث پراکنده شدن اطرافيان از دور و بر آنها مي‌شود که معمولا نتيجه آن در دراز‌مدت، ابتلاي فرد خودشيفته به اختلالات اضطراب و افسردگي است.جالب است بدانيد واژه «نارسيسيسم» يا همان خودشيفتگي برگرفته از يک اسطوره يوناني به نام نارسيس است که عاشق تصوير خود در آب شده و قادر به چشم برداشتن از آن نبود و سرانجام هم ناتواني‌اش از دسترسي به تصوير درون آب باعث مرگ او شد.
نشانه‌ها ي خود شيفته ها رابشناسيد
مهرداد ۲۷ سال دارد و بسختي توانسته در رشته شيمي‌ مدرک کارشناسي خود را بگيرد، البته هنوز نتوانسته شغل مورد نظر خود را که به قول خودش در شأن و شخصيت او باشد، پيدا کند و معتقد است خيلي از جاهايي را که ممکن است براي کار بپذيرند، لياقت او را ندارند! مرتب خانواده‌اش را تحقير مي‌کند و با حرف‌ها و کارهايش آنها را مي‌رنجاند.
دکترشاه‌حسيني، روان‌شناس در اين‌باره مي‌گويد: خودشيفته‌ها در خانواده خود جا نمي‌شوند، يعني وقتي خود را بزرگ‌تر از آن چيزي که هستند، مي‌بينند، از خانواده فاصله مي‌گيرند، مغرور مي‌شوند و به آنها فخرفروشي مي‌کنند و کساني هم که با آنها زندگي مي‌کنند احساس مي‌کنند کارمند و زيردستشان هستند و مدام بايد از اين فرد تعريف کنند و در رابطه با او حق انتخاب ندارند.
وي مي‌افزايد: فانتزي قدرت و مقبوليت و زيبايي، مشغوليت ذهني افراد خودشيفته است و چون ذهن آنها معطوف به خودشان است، به‌هيچ‌وجه به ديگران حتي اعضاي خانواده توجه نمي‌کنند و مرتب به‌دنبال اين هستند که چه کاري انجام دهند که ديگران از آنها تعريف و تمجيد کنند.آنها عاشق خودشان هستند و اين عشق افراطي نسبت به خود موجب مي‌شود تا نسبت به محيط و اطرافيان ناسازگار باشند. اين نبود سازگاري به‌دليل انتظارات زياد آنها از محيط است.خودشيفته‌ها دوست دارند ديگران را هدايت کنند و به آنان امر و نهي کنند، اغلب دروغ مي‌گويند تا بهتر از ديگران به نظر برسند، به جذابيت ظاهري و لباس پوشيدن خيلي اهميت مي‌دهند، بيشتر از ديگران تمايل به بد و بيراه گفتن و تحقير کردن افراد دارند و نيازها و خواسته‌هاي خودشان را نسبت به ديگران در اولويت قرار مي‌دهند.
خودشيفته‌ها به روابط کوتاه مدت بيشتر علاقه دارند و در روابط با ديگران آنها را فريب مي‌دهند، اصلا از آزار ديگران احساس پشيماني نمي‌کنند، وقتي ديگران از آنها پيروي نمي‌کنند، تمايل به تنبيه طرف مقابل دارند و با کم‌ارزش جلوه دادن ديگران در پي جلب تحسين براي خود هستند.جالب است بدانيد علاوه بر همه اين علائم و نشانه‌ها، خود‌شيفته‌ها در همه موارد بشدت خود را حق به جانب مي‌دانند و قادر به تشخيص احساسات و نيازهاي ديگران نيستند.
دلايل از خود متشکر شدن
نحوه زندگي امروز، خودشيفتگي را در افراد تقويت مي‌کند؛ فرهنگي که بر پايه شهرت بنا شده و حتي در شبکه‌هاي مجازي و اخبار دائم خبرهاي مربوط به افراد مشهور با جزئيات منتشر مي‌شود و همين مساله باعث گسترش خودشيفتگي در افراد و تشديد آن مي‌گردد. اما مساله بدتر آن است که امکان اين‌که اين رفتار به مرور به‌عنوان يک رفتار طبيعي تلقي شود، وجود دارد.دکتر علي شاه‌حسيني، روان‌شناس درباره دلايل خودشيفته شدن افراد مي‌گويد: درصد خيلي کمي‌ از افرادي که به خودشيفتگي دچار هستند، بيماريشان ذاتي و به‌صورت ژنتيکي است؛ اما باقي آنها اکتسابي است و بر اثر تربيت و محيط زندگي فرد به‌وجود مي‌آيد.
وي مي‌افزايد: در جامعه امروز ما که تعداد زيادي از افراد تک‌فرزند هستند، والدين آنها با برآورده کردن تمام خواسته‌هايشان و اعتقاد به اين‌که کودکان آنها استثنائي و فوق‌العاده باهوش هستند، دائم به آنها القا مي‌کنند که از ديگران برتر و بالاترند، بدون اين‌که بدانند با اين مسائل حس خودشيفتگي را در آنها تقويت مي‌کنند.
دکتر شاه‌حسيني معتقد است، تحقير فرد در دوران کودکي نيز همين نتيجه را دارد و مي‌گويد: کسي که در دوران کودکي سختي بسياري را متحمل شده، تحت فشار بوده و چون در کودکي مورد ستايش قرار نگرفته و از او تعريف نشده است، به محض اين‌که در ابتداي جواني و بزرگسالي به فرصتي دست پيدا کند، مي‌خواهد از تمام دنيا انتقام بگيرد و دائم ديگران را مجبور کند تا از او تعريف کنند و به همه حرف‌ها و خواسته‌هايش عمل کنند، يعني خودشيفتگي هم بر اثر توجه بيش از حد و هم بر اثر توجه ناکافي خانواده‌ها به کودک ايجاد مي‌شود.
مهتاب بيات، مشاور خانواده هم به نوع اعتماد به نفس به‌عنوان يکي ديگر از دلايل خودشيفتگي اشاره مي‌کند و مي‌گويد: اگر اعتماد به نفس را در سه گروه اعتماد به نفس پايين، بالا و کاذب تقسيم‌بندي کنيم، افراد خودشيفته جزو دسته‌بندي سوم يعني افرادي با اعتماد به نفس کاذب هستند.وي مي‌افزايد: افراد خودشيفته در ظاهر خود را بسيار قوي و قدرتمند نشان مي‌دهند و به همين دليل در نگاه اول انسان‌هاي توانمند و جذابي به نظر مي‌رسند، اما اعتماد به نفس آنها وابسته به تاکيد بيروني است و اساس شخصيتي آنها احساس حقارت است؛ آنها در درون، خود را پذيرش نکرده‌اند و من واقعي‌شان با من ايده‌آلشان بسيار فاصله دارد به همين دليل دچار تضاد و تعارض هستند و به‌دليل اعتماد به نفس کاذبشان دائم در حال نمايش خود به‌عنوان يک فرد موفق هستند.
مشکلات ارتباط با خودشيفته‌ها
ارتباط با افراد خودشيفته بسيار مشکل است، زيرا آنها تمام مسائل را فقط از ديد خود نگاه مي‌کنند و فکر مي‌کنند فقط آنچه که آنها مي‌گويند درست است و ديگران صلاحيت اظهارنظر و تصميم‌گيري ندارند و اصلا نمي‌توانند از دريچه نگاه ديگران بنگرند و درک کنند که امکان دارد طرف مقابلشان نظري غير از نظر آنها داشته باشد.
مهتاب بيات، مشاور خانواده در اين‌باره مي‌گويد: از آنجا که افراد خودشيفته تحمل نپذيرفتن حرف‌هايشان را از سوي اطرافيان ندارند و همين‌طور نمي‌توانند کسي را که از آنها انتقاد کند، تحمل کنند، ارتباط با آنها براي ديگران بسيار سخت مي‌شود؛ هرچند در ابتدا براي اطرافيان جذابيت دارند، اما به مرور ديگران از دست آنها که مدام انتظار مدح و ستايش دارند، خسته مي‌شوند يا از آنها مي‌ترسند و به‌طور معمول دوري کردن را ترجيح مي‌دهند. وي مي‌افزايد: خودشيفته‌ها به‌دليل اعتماد به نفس شکننده‌شان هم در روابط بين‌فردي بسيار ناموفق هستند و اگر کسي ذره‌اي با آنها مخالفت کند يا خواسته آنها را انجام ندهد، آنها واکنش نشان مي‌دهند و به فکر تنبيه فرد مقابل مي‌افتند.همچنين افراد خودشيفته طوري با ديگران رفتار مي‌کنند که افراد در ارتباط با آنها کرامت و حرمت خود را از دست مي‌دهند و احساس مي‌کنند «هيچي» نيستند، اما مهتاب بيات معتقد است در واقع اين خودشيفته‌ها هستند که احساس «هيچي نبودن» دروني خود را به ديگران منتقل مي‌کنند تا خودشان روي خاکستر روان ديگران احساس قدرت کنند.
ارتباط با خودشيفته‌ها,مشکلات ارتباط با خودشيفته‌ها,ازدواج با خودشيفته‌ها
فرد خودشيفته نمي‌تواند وارد يک رابطه طولاني‌مدت شود
ازدواج با خودشيفته‌ها، خودکشي تدريجي
کسي که خودشيفته است، نمي‌تواند افراد ديگر را دوست داشته باشد و کلمه دوست داشتن براي او معنايي ندارد. او مدام افراد زيردست خودش را تحقير ‌کرده و ديگران را مسخره مي‌کند. اين را بدانيد که او براي گول زدن ديگران و به دام انداختن آنها در ابتداي رابطه از کلمه دوست داشتن بسيار استفاده خواهد کرد، اما تمام اينها نقش ويک بازي بيش نيست. ‌بايد متوجه باشيد که اين اشخاص بسيار چرب‌زبان هستند و در اولين ديدار شما را بشدت مجذوب خود خواهند کرد.
دکتر شاه‌حسيني، روان‌شناس هم مي‌گويد: فرد خودشيفته ممکن است سال‌ها با همسرش زندگي کند، اما آنها به‌طور قطع از هم جدا هستند، زيرا فرد خودشيفته نمي‌تواند وارد يک رابطه طولاني‌مدت شود چون طرف مقابل را به هيچ عنوان قبول ندارد و مرتب مي‌گويد او به من احترام نمي‌گذارد، او از من انتقاد مي‌کند، او لياقت من را ندارد و … .
وي مي‌افزايد: افراد خودشيفته حتي به فرزندانشان هم توجه نمي‌کنند و در واقع همسر و فرزند و زندگي و آرامش خانواده را فداي قدرت و موفقيت خود مي‌کنند به همين دليل هميشه زندگي با اين افراد با اختلالاتي همراه است.شايد به همين دليل هم است که در بعضي از جوامع معتقدند کسي که دچار خودشيفتگي است فقط بايد کار کند، پست بگيرد و مقام‌ها را اشغال کند، اما لياقت ازدواج و پدر و مادر شدن را ندارد.
دکتر شاه‌حسيني مي‌گويد: ممکن است براي دختران و پسران دم‌بخت اتفاق بيفتد که با کسي آشنا مي‌شوند، به خواستگاري مي‌روند يا به خواستگاري‌شان مي‌آيند که در تمام اين برخوردها، اولين چيزي که جلب‌نظر مي‌کند «من» طرف مقابل است. اين افراد بايد بسيار هوشيار باشند و با علائم ديگري مثل طرز نشستن به طوري که نشان از فخرفروشي باشد، طرز حرف زدن و شروع تمام جملات با «من» و حتي نوع پوشش که معمولا پوشش آنها طوري است که سعي در جلب توجه کردن دارند، مي‌توانند حدس بزنند که طرف مقابل نشانه‌هاي خود‌شيفتگي را دارد و براي مطمئن شدن از اين مساله بهتر است موضوع را با يک مشاور در ميان بگذارند.
همچنين بايد به اين نکته دقت کنيد که افراد خودشيفته دوست دارند زياد صحبت کنند و کسي حرفشان را قطع نکند. اگر در جلسه خواستگاري به‌طور اتفاقي وسط صحبت آنها حرفي بزنيد، معمولا خيلي گستاخانه به شما مي‌گويند: «لطف کنيد حرف من را قطع نکنيد»، اما همين فرد بعدا در زندگي مشترک به احتمال زياد در همين موقعيت مي‌گويد: «دهنت را ببند من دارم حرف مي‌زنم!»
دکتر شاه‌حسيني تاکيد مي‌کند يادمان باشد که مشکلات همسر فقط اعتياد و بزهکاري نيست بلکه بعضي از مشکلات شخصيتي و رواني افراد، زندگي و روح و روان فرد مقابل و حتي نسل بعدي را نابود مي‌کند.
مهتاب بيات، مشاور خانواده هم درباره ازدواج با فرد خودشيفته مي‌گويد: ما به هيچ وجه ازدواج با اين افراد را توصيه نمي‌کنيم زيرا زندگي با آنها بسيار دشوار است و اگر فردي بخواهد با آنها زندگي کند بايد به‌طور کامل اين شخصيت‌ها را بشناسد و در عين حال فردي بسيار قوي و توانمند باشد.
درمان خودشيفته‌ها به شرط پذيرفتن مساله
زماني مي‌رسد که فرد خودشيفته مي‌بيند هيچ‌کس در اطرافش باقي نمانده و در بعضي موارد ممکن است او به مشکل خود پي ببرد و نسبت به رفع مشکل اقدام کند که البته اين مساله خيلي کم در بين اين افراد پيش مي‌آيد چون اغلب آنها فکر مي‌کنند همه اعمال و رفتارشان کاملا درست است و اين ديگران هستند که در مورد آنها اشتباه مي‌کنند. اما مهتاب بيات، مشاور مي‌گويد: افراد خودشيفته با تلاش خانواده بايد تحت درمان قرار گيرند و با کمک يک مشاور يا روان‌شناس به آن شناختي که هر فرد بايد نسبت به خود داشته باشد، برسند.دکتر علي شاه‌حسيني، روان‌شناس و مشاور هم معتقد است، خودشيفتگي قابل درمان است و مهم‌ترين مساله اين است که فرد خودشيفته روي نفس خود کار کند، زيرا آنها افرادي هستند که به نفس خودشان تکيه ندارند و از درون خالي هستند.وي مي‌افزايد: بيش از نيمي‌ از افراد خودشيفته مي‌توانند با مطالعه و خودآگاهي تا حدي خودشان را اصلاح کنند و نيم ديگر نيز بهتر است از کمک يک مشاور يا روان‌شناس استفاده کنند اما درصد خيلي کمي‌ از آنها هم نياز به روانپزشک و بستري و دارودرماني دارند.
چطور رفتار کنيم؟
حفظ رابطه و رفتار با افراد خودشيفته نيازمند صرف زمان و انرژي زياد است و از همه مهم‌تر اين است که در رابطه با اين افراد اعتماد به نفس خود را حفظ کنيد.زندگي با اين افراد، بويژه براي کودکان، بسيار دشوار و آسيب‌رسان است.
از آنجا که انسان خودشيفته، معمولا نمي‌پذيرد که بيمار است، بايد به اطرافيان او ياد داد که حتي‌الامکان، خود را از تأثير القائات او دور نگه دارند و قوي باشند و اگر مجبور به زندگي با يک فرد خودشيفته هستيد بايد دانش خود را در اين زمينه افزايش دهيد تا اين اطلاعات بتواند به شما در شناسايي نقاط ضعف و محدوديت‌هاي او و کم کردن انتظارات از او کمک کند.
نکته ديگر در رفتار با فرد خودشيفته اين است که از او درخواست احترام کنيد و به‌وضوح به او بگوييد که از زبان بي‌ادبانه و رفتارهاي کنترل‌کننده و خشم غيرمنطقي او خسته شده‌ايد، اما بايد بدانيد که به‌طور معمول هيچ‌گاه قادر به تغيير کامل فرد خودشيفته نخواهيد شد، بلکه مي‌توانيد فقط تا حدودي رفتارهاي او را با رفتارهاي مناسب تعديل کنيد.
درد بي‌درمان خودشيفتگي
دکتر رازقي/ روان‌شناس :همه ما در کودکي با نوعي خودمحوري و خودشيفتگي زندگي مي‌کنيم. يک کودک فقط نيازهاي خودش را مي‌بيند و همه چيز را از منظر ديد خود نظاره مي‌کند و فکر مي‌کند ديگران در زندگي موظفند نيازها و خواسته‌هاي او را برآورده کنند. طي تحول روان‌شناختي، درک ديدگاه ديگران رشد مي‌کند و کودک مي‌تواند ديدگاه ديگران را نيز بفهمد و برمبناي اين درک، روابط بين‌فردي و اجتماعي مورد قبولي داشته باشد. اين در حالي است که افراد بزرگسالي اطراف ما هستند که هنوز خود‌محوري و خود‌مرکز‌بيني کودکي در آنها کاملا مشهود است؛ افرادي که رفتار و گفتارشان رنگ و بوي خودخواهي و خودپسندي دارد؛ «من هر طور دوست داشته باشم، رفتار مي‌کنم» و «منم، منم کردن» ويژگي اصلي آنهاست. فکر مي‌کنند استحقاق بهترين‌ها، زيباترين‌ها و برترين‌ها را دارند. دغدغه افراطي براي موفقيت، زيبايي، مقام، قدرت و شهرت دارند.خود‌شيفته‌ها اغلب نقاط‌قوتي داشته‌اند که متاسفانه موجب ايجاد هسته مرکزي اين اختلال بوده است. دختران زيبا يا پسران خوش‌تيپ، افرادي که استعدادهاي خاصي دارند مثلا هنرمند موفقي هستند يا هنرپيشه محبوبي هستند يا موفقيت‌هايي در برخي زمينه‌هاي تحصيلي و شغلي داشته‌اند.
افراد خودشيفته قادر نيستند به‌طور واقعي کسي را دوست داشته باشند، تمسخر و تحقير ديگران برايشان عادي است و حسادت نسبت به ديگران در آنها وجود دارد زيرا هر زمان پيشرفت يا موفقيت کسي را مي‌بينند، احساس حقارت آنها بيدار مي‌شود. وقتي به شما علاقه دارند که نيازهايشان را برآورده کنيد و به خواسته‌هاي بي‌پايانشان پاسخ مثبت دهيد. در ابتداي رابطه نقش بازي مي‌کنند و خوش سر و زبان هستند تا ديگران را جذب خود کنند و در طولاني مدت ديگران را استثمار مي‌کنند؛ ظاهرا اعتماد به نفس بالايي دارند، اما با کوچک‌ترين انتقادي از هم مي‌پاشند.
براي ارتباط و کنار آمدن با اين افراد بايد با روحيات آنها آشنا شويد. اين افراد احساساتي شامل خود‌مهم‌بيني، خودبزرگ‌بيني، احساس قدرت، تمايل به ديده شدن و پررنگ بودن، اعتماد به نفس بسيار شکننده و احساس حق به جانب بودن دارند. احساس مي‌کنند تافته جدابافته هستند و نسبت به ديگران احساس برتري زيادي مي‌کنند. اغلب مردم از ديد اين افراد، ارزشمند نبوده و آنها هيچ‌کس را شايسته خود نمي‌دانند؛ چون خود را در اغلب موارد محق مي‌دانند نه احساس پشيماني به آنها دست مي‌دهد نه احساس گناه. خودشيفته‌ها با کم‌ارزش جلوه دادن ديگران به‌دنبال کسب تائيد و تحسين خود هستند. احساس محق بودن دارند و به شکل نامعقولي انتظار دارند ديگران برخوردي بي‌نظير و خوشايند با آنان داشته باشند و اطرافيان مطابق انتظارات آنان عمل کنند و همواره تسليم و مطيع آنها باشند. خود را فردي بي‌همتا و استثنايي مي‌دانند که ديگران قدرت درک آنها را ندارند.رابطه اين افراد با ديگران يک رابطه يک‌طرفه است يعني اغلب دريافت‌کننده هستند، زيرا خود را مرکز دنيا مي‌بينند. رفتارهاي سلطه‌جويانه دارند، اغلب متوقع‌اند، در شنيدن و درک ديگران ناتوانند، به‌دليل ناتواني در تشخيص احساسات و نيازهاي ديگران قادر به همدردي و همدلي نيستند. اغلب متکبرند و حقي براي ديگران قائل نيستند. گاهي از اطرافيان سوءاستفاده مي‌کنند و مانند برده با آنان رفتار مي‌کنند. براي کسب منافع شخصي خود نگاه ابزاري به ديگران دارند. در برقراري روابط سالم مشکل دارند و چندان علاقه‌اي به روابط صميمي ‌و نزديک نشان نمي‌دهند زيرا توانايي برقراري رابطه طولاني را ندارند. شايد در اوايل رابطه جذاب باشند، اما در ادامه به‌دليل رفتارهاي خودخواهانه و متکبرانه غيرقابل‌تحمل آنها، رابطه ادامه پيدا نمي‌کند، زيرا تلاش‌هاي يک‌طرفه ديگران براي حفظ رابطه در جايي متوقف خواهد شد و وقتي نيازها و خواسته‌هاي افراد خودشيفته برآورده نشود، رابطه قطع مي‌شود. نه گله‌هاي ديگران را درک مي‌کنند و نه تغييري در رفتار خود ايجاد مي‌کنند. اغلب نظر خودشان مهم است و عقايد و خواسته‌هاي ديگران اهميتي ندارد. گاهي حتي براي رسيدن به مقاصد خود يا بهتر جلوه دادن خود دروغ مي‌گويند. طبق آمار مردان بيشتر به دام خودشيفتگي مي‌افتند که مي‌تواند دلايل اجتماعي و فرهنگي هم داشته باشد.برخورد با چنين افرادي به نوع و شکل رابطه بستگي دارد. در صورتي که فرد خودشيفته يکي از نزديکان يا اعضاي خانواده شماست و نمي‌توانيد او را ترک کنيد و ناچاريد با او کنار بياييد، بهتر است به وي سرويس اضافه ارائه ندهيد، رفتارهاي خودپسندانه و متکبرانه او را تقويت نکنيد، يعني در برخي موارد که قابل اغماض است، ناديده بگيريد، در مواردي که شديد است مقابل چنين رفتارهايي بايستيد و در موارد بسيار شديد مکان را ترک کنيد. متاسفانه گاهي اوقات مادران يا يکي از اعضاي خانواده با نيتي به اصطلاح خير به تثبيت چنين رفتارهايي دامن مي‌زنند.
در صورتي که تازه با يک فرد خودشيفته آشنا شده‌ايد و رفتارهاي فوق را در او مشاهده کرديد، بهتر است در انتخاب ادامه راه تامل کنيد، زيرا دوستي با چنين فردي شايد در ابتدا جذاب و فريبنده باشد، اما در طولاني‌مدت بسيار فرسايشي و آسيب‌زا خواهد بود.در صورتي که با فرد خودشيفته‌اي براي ازدواج آشنا شديد، تنها اگر تمايلات خودآزارگرانه داشته باشيد چنين همسري را انتخاب خواهيد کرد زيرا در رابطه عاطفي اين چنين جدي، طولاني و عميق اين افراد هرگز رفيقان خوبي نيستند و نخواهند بود؛ زيرا به‌دليل تمايلات خودبزرگ‌بينانه شديد قادر به برقراري و حفظ يک رابطه بادوام نخواهند بود، هميشه حق به‌جانب هستند و قبول نمي‌کنند که رفتارهاي ذکر شده ناپسند و نامناسب است و نياز به تغيير نمي‌بينند.
در صورتي که فکر مي‌کنيد خودتان بخشي از رفتارهاي فوق را نشان مي‌دهيد، توصيه مي‌شود که به دنبال اعتماد به نفس واقعي باشيد نه خيالي. تمايلات خود را با واقعيات تطبيق دهيد نه براساس ذهنيت‌هاي خودتان. اهداف، خواسته‌ها و انتظارات متضاد خود را شناسايي کنيد و آنها را با واقعيت‌هاي بيروني تطبيق دهيد. براي شناخت بهتر رفتارها و نگرش‌هاي خود از دوستان نزديک يا اعضاي خانواده کمک بگيريد و در صورت لزوم از ياري يک درمانگر متخصص بهره ببريد.
منبع:سلامت نيوز



۱۴ روز سخت برای ترک سیگار


هفته نامه سلامت – ترجمه دکتر علی ملائکه: اگر هم اکنون تصمیم به ترک سیگار گرفته و همین ۵ دقیقه پیش آخرین سیگارتان را کشیده اید، چند ساعت و چند روز بعدی سخت ترین تجربه برای شما در مسیر تبدیل شدن به یک سیگاری سابق است. شما باید از راهبردهای عملی استفاده کنید تا بتوانید بر میل شدیدتان برای نیکوتین و علائم ترک آن غلبه کنید و اعتیاد روانی سیگار کشیدن را رفع کنید.

پس از ترک سیگار


پس از اینکه سیگار کشیدن را کنار می گذارید، پدیده های خوب بسیاری به سرعت در بدن شما رخ می دهد. فقط در طول ۲۰ دقیقه سرعت ضربان قلب و فشار خون شما کاهش می یابد. در طول ۱۲ ساعت میزان گاز سمی مونوکسید کربن در بدنتان به حد عادی باز می گردد و در طول یکی- دو هفته وضعیت گردش خونتان بهبود می یابد و دیگر چندان سرفه نمی کنید یا خس خس سینه ندارید. اما در عین حال علائم آزاردهنده ای هم ممکن است بلافاصله برای شما ایجاد شود. علائم ترک نیکوتین شامل این موارد می شود:

•    اضطراب
•    تحریک پذیری
•    سردرد
•    اشکال در خوابیدن
•    خستگی

•    گرسنگی

 

14 روز سخت، برای ترک سیگار 
این علائم به سرعت بروز می کنند. پژوهش ها ن شان داده اند یک سیگاری معمولا در طول یک ساعت پس از کنار گذاشتن سیگار علائم ترک را تجربه خواهدکرد. احساس اضطراب، اندوه و اشکال در تمرکز در ۳ ساعت نخست پس از ترک بروز می کند. این علائم ناخوشایند و برای بخری افراد غیرقابل تحمل است زیرا ترک نیکوتین معمولا در طول ۳ روز پس از کنار گذاشتن سیگار به اوج خود می رسد و حدود ۲ هفته طول می کشد. بنابراین پیش از شروع ترک سیگار توجه داشته باشید در ۳-۲ هفته اول دوره سختی پیش رو دارید، سپس کار کمی آسان تر می شود.

برای ترک سیگار آماده شوید

 

شما پیش از ترک سیگار باید برای انجام آن طرح ریزی کنید. در هفته پیش از روز شروع ترک سیگار این آمادگی ها را باید داشته باشید:

 

•    فهرستی از دلایلی را که باعث شده بخواهید سیگار را ترک کنید، برای خودتان تهیه کنید. این فهرست را روی کارت های ایندکس پرینت کنید و آنها را در جایی که معمولا سیگارهایتان را می گذاشتید، بگذارید، مثلا درون کیف،  کشوی میز یا میز کنار تختخواب.

 

•    به زمان و مکان سیگار کشیدنتان و کسانی که با آنها سیگار می کشید، توجه داشته باشید. سپس طرح های معینی بریزید که چه کارهای جایگزینی می توانید انجام دهید. آیا معمولا صبح ها هنگام نوشیدن چای یا قهوه سیگار می کشید، آیا در میانه صبح در زمان استراحت همراه همکارتان سیگار می کشید؟ کارهای جایگزینی را که در این زمان ها می تواند ذهن و بدنتان را مشغول کند، یادداشت کنید. این طرح ریزی را به بعد از ترک سیگار هنگامی که میل شدید برای سیگار کشیدن دوباره سراغتان آمده، موکول نکنید.

 

•    یک «روز آرام» مناسب را برای شروع ترک انتخاب کنید. همه ما تحت استرس روزهای شلوغ زندگی مان هستیم، اما در برخی اوقات بیشتر دچار استرس می شویم. روزی را که برای ترک سیگار انتخاب می کنید، نباید در میانه شلوغ ترین ماه کاری تان باشد یا درست پیش از دادن امتحانات نهایی یا هنگامی که بچه تان بیماری شدیدی دارد. سعی کنید سیگار را زمانی ترک کنید که بتوانید برای دست کم ۱ تا۲ هفته از استرس عمده بپرهیزید.

 

•    خاکستر سیگار و ته سیگارهای درون جاسیگاری تان را برای یک هفته جمع کنید و داخل یک ظرف شیشه ای دردار بریزید و مقداری آب به آن بیفزایید. در ظرف را ببندید. بعد خواهیم گفت چگونه از این ظرف استفاده کنید.

پس از ترک سیگار

 

هنگامی که همه مقدمات را فراهم کردید، پاکت های سیگارتان را دور انداختید و آخرین سیگارتان را کشیدید، زمان شروع ترک یک سیگاری سابق فرا رسیده، اما کار بعدی چیست؟ اول لازم است که بیاموزید چطور میل به سیگار کشیدن را به تاخیر بیندازید. تقریبا بلافاصله پس از کشیدن آخرین سیگار دوباره میل به سیگار کشیدن سراغتان می آید. هر دوره میل شدید به سیگار کشیدن حدود ۳۰ ثانیه طول می کشد و بعد کاهش می یابد. بنابراین لازم است تا زمانی که این میل رفع می شود، ذهن و بدنتان را مشغول نگه دارید. از جمله می توانید این کارها را انجام دهید:

 

14 روز سخت، برای ترک سیگار 

• ۱۰ نفس عمیق بکشید، به سمت ظرفشویی بروید، یک لیوان آب یخ برای خود بریزید و به آرامی آن را بنوشید.

 

• یک میان وعده سالم برای خودتان درست کنید؛ ماده ای که باعث احساس تر و تازگی در دهان و دندان هایتان شود، مثلا گاز زدن به یک هویج یا خوردن مرکبات عالی است. همچنین می توانید برگ نعناع بمکید. هنگامی که احساس میل به سیگارکشیدن پیدا می کنید، یک کتاب و یک قلم یا ماژیک نشانه گذار بردارید و در حالی که یادداشت بر می دارید یا پاراگراف ها را نشانه گذاری می کنید، چند صفحه کتاب بخوانید. با این کار ذهن و دست هایتان را به انجام کار دیگری به جز کشیدن سیگار مشغول می کنید.

 

• فهرست دلایلتان را برای ترک سیگار در دست داشته باشید و آن را برای خودتان بخوانید. حتی اگر لازم است دلایل را با صدای بلند بخوانید.

 

• با دوست یا یکی از اعضای خانواده تان تماس بگیرید ک در تلاش هایتان برای ترک سیگار از شما حمایت می کند. لزومی ندارد با این دوست یا آشنا درباره سیگار کشیدن یا ترک کردن سیگار صحبت کنید، فقط تلفن را به جای سیگار در دست بگیرید و درباره ورزش، آب و هوا و تعطیلات بعدی تان صحبت کنید تا میلتان به سیگار کشیدن فروکش کند.

 

• از تکنولوژی جدید استفاده کنید. برنامه های ترک سیگار به شما کمک می کنند میلتان را به سیگار به تاخیر بیندازید. از جمله می توانید از برنامه Quitter استفاده کنید که مدت سیگار نکشیدن شما را ردیابی می کند و نشان می دهد به این ترتیب چه مقدار پول صرفه جویی کرده اید. بعد زمانی که می خواهید سیگار بکشید، به این نتایج نگاه کنید.

 

• ظرف شیشه ای محتوی خاکستر و ته سیگار را به یاد دارید؟ آن را در دسترس نگه دارید؛ درون کشوی میزتان یا زیر ظرفشویی آشپزخانه. هنگامی که به شدت میل به کشیدن سیگار دارید، این ظرف را بیرون بکشید، در آن را باز کنید و بوی مواد درون آن را استنشاق کنید. بوی واقعا ناخوشایندی را حس می کنید که باعث می شود دیگر نخواهید حتی روی سیگار را ببینید. بسیاری از افراد دانسته یا نادانسته در هفته های نخست ترک سیگار خودشان را تخریب می کنند. در طول این زمان هنگامی که شما بسیار آسیب پذیر هستید، خودتان را در موقعیت هایی قرار ندهید که شما را به سوی سیگار کشیدن سوق می دهد. برای مثال:

 

• با دوستان سیگاری تان چند هفته بیرون نروید. این موضوع به معنای آن نیست که به کلی رابطه تان را با دوستان سیگاری تان قطع کنید. فقط به آنها بگویید برای روزهای سخت ترک سیگار در حال استراحت هستید و هنگامی که احساس قدرت بیشتری کردید دوباره به جمع آنها باز می گردید.

 

• عاداتتان را تغییر دهید. رگ نشستن در بیرون قهوه خانه مطلوبتان در صبح ها و نوشیدن قهوه و کشیدن سیگار کار معمول روزانه تان بوده، ممکن است تقریبا برایتان ناممکن باشد که در چنین موقعیتی سیگاری روشن نکنید. در عوض ضمن خواندن روزنامه صبح آبمیوه بنوشید. به جای اینکه خودتان را تخریب کنید، هر بار که موفق می شوید، به خودتان پاداش دهید.

بسیاری از کارشناسان توصیه می کنند پس از ۱ یا ۲ هفته ترک کردن به خودتان پاداش دهید، اما شاید لازم نباشد این همه منتظر بمانید. می توانید در طول ۲ هفته اول برای هر روز ترک به خودتان پاداش کوچکی دهید و در پایان هفته اول یا دوم پاداش بزرگ تری در نظر بگیرید. پاداش های کوچک می تواند خریدن یک کتاب، دی وی دی یا بازی ویدئویی جدید، خریدن گوشواره های جدیدی، مانیکورکردن ناخن ها (به این ترتیب دست هایتان بدون سیگار بسیار جذاب تر به نظر خواهدرسید) یا یک بسته شکلات مرغوب باشد. البته برای اینکه دچار اضافه وزن پس از ترک سیگار نشوید، خوردن شکلات را به یک وعده در بعد از ظهر محدود کنید. پاداش های بزرگ تر می تواند خوردن شام عالی در رستوران، رفتن به کنسرت یا رویداد ورزشی، پارک و تزیین کردن ماشین، رفتن به سینما یا تئاتر، ماساژ صورت یا بدن انجام دادن و مسافرت در آخر هفته باشد.

شما خودتان مواردی که انگیزه تان را بالا می برد، می شناسید. برای هر روزی که بدون سیگار کشیدن از سر می گذرانید، با آنها خودتان را تشویق کنید. در نهایت، باید بیاموزید بر شیوه های آموخته شده قبلی فکر کردنتان غلبه کنید که باعث می شوند سیگار روشن کنید. در بسیاری موارد افراد هنگامی سیگار می کشند که احساس استرس، اضطراب یا افسردگی دارند. هنگامی که این احساسات سراغتان می آید، توقف کرده و به این موضوع فکر کنید که چرا این احساس را دارید. برای مثال اگر کاری را در یک ضرب الاجل نتوانسته اید تمام کنید، ممکن است احساس کنید را رییستان دچار مشکل خواهید شد و کارتان را از دست خواهید داد.

 

یک فرد سیگاری به این فکر می افتد: «باید یک سیگار بکشم!» اما شما دیگر سیگاری نیستید. به جای آتش زدن سیگار با خودتان بحث کنید. منتقد خودتان باشید و با افکار غیرمنطقی تان مخالفت کنید. در مقابل این فکر «شغلم را از دست خواهم داد.»، به خودتان پاسخ دهید. نه! شغلم را از دست نمی دهم. من کلی کارهای عالی انجام داده ام و رییسم به خاطر یک تاخیر در ضرب الاجل کاری من را اخراج نمی کند. این بحث را با خودتان ادامه دهید تا احساس فوری استرس یا افسردگی در شما فروکش کند و تمایلتان به سیگار کشیدن رفع شود.

منبع: WebMD


دکتر ادیب – مزیت های ایمپلنت دندان


از گذشته تا کنون انسان به دنبال راهکاری برای جایگرینی دندان‌های از دست رفته خود بوده است. آزمون و خطا‌های بسیاری توسط پزشکان و دانشمندان صورت گرفت تا در آخر یک پزشک سوئدی به نام دکتر Branemark توانست ایمپلنتی از جنس فلز تیتانیوم را به جهانیان معرفی کند.

از آن به بعد تمام پیشرفت‌های علم معطوف به فرم ایمپلنت و سطح ایمپلنت گردید تا بیشترین موفقیت دراز مدت را داشته باشد. تا چند سال پیش ایمپلنت یک عمل لوکس برای افراد خاص به حساب می‌آمد و تعداد کمی از دندانپزشکان این عمل را انجام می‌دادند، ولی امروزه با گسترش علم و ساده‌تر شدن روند کاشت دندان و برگزاری گسترده‌تر کلاس‌های آموزش ایمپلنت، این معجزه دندانپزشکی در دسترس همگان قرار دارد.

امری که تا چند دهه گذشته متصور نبود. سالیان قبل دندانپزشکان می‌بایست توضیحات مفصلی درباره ایمپلنت و لزوم آن جهت جایگزینی دندانهای از دست رفته برای مراجعین بدهد و آن‌ها را جهت ایمپلنت کردن توجیه کنند، ولی امروزه در صد زیادی از جراحی‌های ایمپلنت به درخواست خود مراجعین صورت می‌گیرد.

مزایای ایمپلنت دندان از زبان دکتر ادیب

 

ایمپلنت جایگزین بسیار مناسبی برای ریشه دندان‌ها است. ایمپلنت یک ریشه محکم برای دندان‌های دائمی و متحرک می‌باشد که با دندان‌های طبیعی هماهنگی دارد. اما ایمپلنت چه مزایایی دارد؟

ایمپلنت مزیت‌های بسیار زیادی دارد که تعدادی از آن‌ها را در زیر آورده ایم:
 

بهبود ظاهر

 

دکتر ادیب - مزیت های ایمپلنت دندان 

ایمپلنت دندان مانند دندان طبیعی است و آن را همانند دندان خودتان احساس خواهید کرد. از طرفی، چون به گونه‌ای طراحی شده که با استخوان ترکیب شود، به دندانی دائمی بدل خواهد شد.

بهبود گفتار

با وجود دندان مصنوعی با اتصالات ضعیف، مشکل در گفتار پیدا خواهید کرد. در حالی که ایمپلنت به دلیل ثابت بودن روی فک، به شما اجازه می‌دهد بدون هیچ نگرانی صحبت کنید.

غذا خوردن آسان

عمل جویدن غذا با دندان مصنوعی می‌تواند دشوار باشد. ایمپلنت مانند دندان طبیعی شماست و اجازه خواهد داد که خواراک تان را به راحتی و با خیال آسوده بجوید و میل کنید.

بهبود اعتماد به نفس

ایمپلنت دندان لبخند تان را به شما باز می‌گرداند و به شما کمک می‌کند تا احساس بهتری نسبت به خودتان داشته باشید.

بهبود سلامت دهان و دندان

در ایمپلنت دندان، نیازی به تراش دندان‌های کناری نیست. از آنجایی که دندان‌های کناری نقشی در ایمپلنت ندارند، بیشتر دندان‌های شما دست نخورده باقی می‌مانند؛ که این در بهداشت طولانی مدت دهان و دندان تاثیر گذار است.

دوام و ماندگاری

ایمپلنت‌های دندانی بسیار با دوام هستند و سالهای زیادی ماندگار خواهند بود. با مراقبت خوب، حتا خیلی از ایمپلنت‌ها تا آخر عمر باقی می‌مانند.

مزایای ایمپلنت در مقایسه با بریج‌های بر پایه دندان به این ترتیب می‌باشد:

دکتر ادیب در این باره خاطر نشان کرد: در روش ایمپلنت لازم نیست دندان‌های اطراف قسمت بی دندان تراشیده شوند و به همین علت سنج دندان‌ها از بین نمی‌رود چوت که ایمپلنت به دندان‌های کناری فشار نمی‌آورد.

ایمپلنت به نسبت بریج‌های دندانی از هر نظر به دندان‌های طبیعی بیشتر شبیه است.

از آنجایی که ایمپلنت‌های دندانی وارد ساختار استخوان شما می‌شوند از تحلیل لثه و از دست رفتن استخوان جلوگیری می‌کنند. در حالی که قرار دادن بریج یا استفاده از دست دندان متحرک در نهایت منجر به تحلیل استخوان فک خواهد شد. با استفاده از ایمپلنت از تحلیل استخوان فک جلوگیری می‌شود و هیچ کس در هیچ زمانی متوجه نمی‌شود که شما یک دندانتان را جایگزین کرده اید. حتی ممکن است خود شما فراموش کنید دندانی را از دست داده اید.

مطالعات نشان داده اند که میزان موفقیت طولانی مدت (بیست ساله) ایمپلنت‌های دندانی بالای ۹۰ درصد می‌باشد. یعنی از هر ده ایمپلنت قرار داده شده در دهان پس از بیست سال ممکن است یک ایمپلنت دچار مشکل شود و این مشکلات معمولا شکستن روکش ایمپلنت یا شل شدن روکش است که معمولا به راحتی قابل تعویض یا چسباندن مجدد می‌باشد.

دکتر ادیب - مزیت های ایمپلنت دندان 

ایمپلنت‌های دندانی بر خلاف دندان‌های زیر روکش دچار پوسیدگی نمی‌شوند، زیرا از جنس فلز می‌باشند.

بازسازی کامل فک بی دندانی با استفاده از ایمپلنت‌های دندانی و پروتز ثابت به شما اجازه می‌دهند تا دوباره به راحتی و با اطمینان صحبت کرده و غذا بخورید. این طرح درمان شما را از صدای آزاردهنده برخورد دست دندان‌ها و لقی آن‌ها نجات می‌دهند. آن‌ها به شما اجازه می‌دهند که با نگرانی‌های در ارتباط با جابجایی و چسب‌های دست دندان خداحافظی کنید.

دکتر ادیب افزود: در موارد بی دندانی کامل حتی استفاده از پروتزهای متحرک بر پایه ایمپلنت نیز بهتر از استفاده از دست دندان کامل می‌باشد. زیرا دست دندان به ایمپلنت‌های موجود در فک متصل می‌شود و لقی کمتری دارد. همچنین در فک بالا نیازی به پوشش کامل کام (سقف دهان) نیست. در نتیجه غذا خوردن و صحبت کردن بسیار راحت‌تر از زمانی است که شما از دست دندان استفاده می‌کنید.

 


 دکتر ادیب - مزیت های ایمپلنت دندان

دکتر محمود ادیب
جراح دندانپزشک و ایمپلنتولوژیست

 


 

برای اطلاعات بیشتر به سایت ما مراجعه نمایید. 

 


ایمپلنت به روش کاملا دیجیتال بدون برش و جراحی


ایمپلنت و مراقبت های پس از آن از زبان دکتر ادیب 

 

نویگیشن از روش‌های نوین در عرصه کاشت ایمپلنت است. در این روش طراحی و کاشت به صورت کاملا دیجیتالی صورت میگیرد. این روش نسبت به روش‌های سابق مزایای زیادی دربر دارد. می‌خواهیم به بررسی ویژگی‌های این فناوری جدید بپردازیم با ما همراه باشید.

با کمک این روش، تمامی فرآیند جراحی با استفاده از فایل قالب دیجیتال یا همان اسکن دهان متقاضی و فایل CBCT فک کامل وی در نرم افزار، فرآیند شبیه سازی صورت می‌گیرد و سپس، مناسب‌ترین موقعیت کاشت ایمپلنت با استفاده از کیفیت استخوان فک بیمار و جای قرارگیری سینوس یا عصب معین می‌شود و طرح نهایی به وسیله متخصص فک و صورت یا جراح لثه، تایید می‌شود.

این فناوری ویژگی هایی را برای داندانپزشکان و بیماران دربردارد که از جمله ویژگی‌های آن برای بیماران می‌توانیم به راحتی قبل و بعد از جراحی برای متقاضی تخفیف صدای گوش خراش موتور ایمپلنت در زمان جراحی، کم شدن زمان مراقبت‌های پس از جراحی به خاطر برش ندادن لثه و بخیه نزدن آن، دستیابی به زیبایی با کاشت و قرار دادن روکش ایمپلنت در ۱ جلسه و کم شدن تعداد جلسات مراجعه به کلینیک جهت انجام ایمپلنت از هفت به یک جلسه اشاره کرد.

به پایه تیتانیومی که با سلول‌های بدن انسان سازگاری دارد ایمپلنت می‌گویند. امروزه دندان پزشکان برای جایگزین کردن دندان‌های از بین رفته بیماران از ایمپلنت استفاده می‌کنند که ایمپلنت‌های دندانی بسیار مناسب و دائمی می‌باشند.

با پیشرفت علم دندانپزشکی و به وجود آمدن روش ایمپلنت امروزه دیگر بی دندانی یک مشکل جدی محسوب نمی‌شود و با ایمپلنت می‌شود این مشکل را برطرف نمود. از دست دادن دندان‌ها برای خیلی از افراد یک مشکل سخت و آزار دهنده است، اما دلایل بسیاری برای رو برو شدن با بی دندانی وجود دارد.

ایمپلنت و مراقبت های پس از آن از زبان دکتر ادیب 

میزان موفقیت ایمپلنت به چه مواردی بستگی دارد؟

دکتر ادیب افزود: اگر ایمپلنتی کیفیت خوبی داشته باشد و در کارخانه معتبری ساخنه شده باشد آن ایمپلنت مجوز استفاده در اروپا و آمریکا را کسب می‌کند. شرکت‌های ایمپلنت سازی که محصولات آن‌ها مجوز استفاده در آمریکا و اروپا را کسب کرده باشند دارای نشان FDA و CE می‌باشند. توسط دندانپزشکی که علم و تجربه کافی در مورد درمان‌های ایمپلنت داشته باشد قرار داده شود. میزان استخوان اطراف ایمپلنت کافی باشد یا به طریق صحیح پیوند و جایگزینی استخوان در اطراف ایمپلنت قبل از کاشت ایمپلنت یا حین کاشت ایمپلنت قرار داده شود. به ایمپلنت‌ها نیروی‌های مخرب وارد نگردد. درمورد نیروهای مخرب در جایگاه دیگر بطور کامل بحث می‌گردد.

 

ایمپلنت و مراقبت های پس از آن از زبان دکتر ادیب 

مزایای کاشت دندان بدون جراحی:

 ۱ – کاهش زمان کاشت دندان
 ۲ – کاهش درد بعد از کاشت دندان
 ۳ – کاهش تورم بعد از کاشت دندان
 ۴ – بهترین روش برای بیماران سیگاری
 ۵ – بهترین روش برای بیماران دیابتی
 ۶ – بهترین روش برای بیمارانی که عرض استخوان بسیار کمی دارند و به آن‌ها جراحی‌های وسیع پیوند استخوان پیشنهاد شده است.
 ۷ – بهترین روش برای بیمارانی که ارتفاع استخوان کمی دارند و به آن‌ها جراحی‌های پیشرفته جابجایی عصب پیشنهاد شده است.
 ۸ – بهترین روش برای کسانی که نیاز به روکش فوری دارند.
 ۹ – بهترین روش برای کسانی که ترس از جراحی کاشت دندان دارند.
 ۱۰ – جلوگیری از تحلیل استخوان بعد از کاشت دندان
 ۱۱ – کاهش خونریزی بعد از کاشت دندان
 ۱۲ – استفاده از غذای طبیعی بلافاصله بعد از کاشت دندان
 ۱۳ – انجام کارهای عادی روزمره بلافاصله بعد از کاشت دندان
 ۱۴ – حفظ لثه بین‌دندانی و درنتیجه ایجاد زیبایی در دندان‌های جلو و جلوگیری از گیر غذایی در دندان‌های عقب.

تکنیک جایگذاری بدون جراحی (بدون برش لثه) جهت حفظ ساختار لثه و استخوان فک و جلوگیری از تحلیل بیشتر لثه و استخوان به کار می‌رود. در این روش بعد از بی حسی موضعی لثه به قطر ایمپلنت پانچ می‌شود و از همان محل پانچ لثه ایمپلنت جایگذاری می‌شود. این روش نیاز به بخیه کردن ندارد و اصلا خونریزی بعد از جایگذاری ایمپلنت نخواهیم داشت.

این روش کمترین درد ممکن بعد از جایگذاری ایمپلنت را خواهد داشت و نیازی به استفاده از آنتی بیوتیک‌های وسیع الطیف نخواهد بود. این روش برای افرادی که حجم استخوان فک آن‌ها مناسب است استفاده می‌شود؛ و اگر دقیق و متبحرانه توسط متخصص ایمپلنت تهران انجام شود، نتایج عالی بدست می‌آید. این روش ضخامت لثه‌ای ایده آل ایجاد می‌کند که برای زیبایی دندان‌های جلویی از اهمیت بسزایی برخوردار است.

ایمپلنت بدون جراحی، روش پانچ

روش قرار دادن ایمپلنت بدون جراحی، روش پانچ یا کاشت دندان بدون جراحی که اصطلاحا فلپ لس گفته می‌شود در این روش جراح باید از وضعیت اناتومیک استخوان زیرین اطلاع کافی داشته باشد.

برای این منظور انجام سی بی سی تی ضروری است در صورتیکه وضع استخوان در نمای رادیوگرافی مناسب باشد و نیاز به پیوند استخوان و اعمال اضافی مانند اکسپنشن استخوان نباشد از روش فلپ لس می‌توان استفاده کرد.

در این روش محل قرار گیری ایمپلنت دندانی با یک وسیله مخصوص به اندازه قطر ایمپلنت پانچ می‌شود و از همان ناحیه ایمپلنت دندان قرار داده می‌شود از مزایای این روش ورم کمتر و عدم برش در ناحیه و کاهش تحلیل استخوان است باید توجه داشت در همه موارد این روش توصیه نمی‌شود و در صورت کاربرد نامناسب می‌تواند عوارض مانند سوراخ شدن و پرفوراسیون استخوان ایجاد کند.

بسیار مفتخریم که به عنوان اولین مرکز ارائه‌ی ایمپلنت دیجیتال، آماده‌ی خدمت به شما هستیم.

از جمله خدمات تخصصی مطب دکتر ادیب، روش مدرن ایمپلنت گذاری دیجیتال است که به کمک ارتباط با مراکز خاص میسر می‌شود.

در این روش، ابتدا دهان شما اسکن شده و CBCT نیز تهیه می‌شود و تمام اطلاعات به صورت دقیق در کامپیوتر ادغام و بازسازی می‌شوند و ما احاطه‌ی کاملی به وضعیت لثه، استخوان و دندان‌های شما خواهیم داشت و کیفیت استخوان و ابعاد آن، موقعیت اعصاب و سینوس‌ها به دقیق‌ترین صورت در اختیار ما قرار میگیرند تا کم خطر‌ترین و بهترین ایمپلنت حاصل شود.

کاشت دندان در کلینیک دندانپزشکی دکتر ادیب به روش نوین و پیشرفته پانچ (Punch) انجام می‌شود.
این روش نیاز به جراحی ندارد و بدون درد و خونریزی می‌باشد و توسط بهترین نوع ایمپلنت‌های دندانی انجام می‌شود.
بیماران می‌توانند، در شرایط خاص در همان روز که عمل کاشت دندان را انجام می‌دهند با دندان‌های جدید خود به خانه بازگردند.

اگر در جستجوی جایگزینی راحت و دائمی برای دندان غائب هستید، خبر خوشی برایتان داریم، دندانپزشکی دکتر ادیب جستجوی شما را پایان بخشیده است. با بهره‌گیری از روش‌های پیشرفته نه تن‌ها می‌توانید بدون مشکل غذا بخورید و صحبت کنید، بلکه می‌توانید به زیبایی نیز لبخند بزنید. برخلاف کاشت معمولی دندان که اتمام آن چندین هفته طول می‌کشد، ایمپلنت فوری به سادگی در یک جلسه انجام می‌شود. متخصصین ما در دندانپزشکی زیبایی دکتر محمود ادیب کاملاً می‌دانند که انتظار طولانی مدت و روزهای متوالی را بدون دندان گذراندن چقدر برای بیماران دشوار است؛ بنابراین متخصصین ما مرغوب‌ترین جایگزین‌های دائمی دندان را به سرعت به بیماران ارائه می‌دهند، تا بیماران مجبور نباشند حتی یک روز را بدون دندان بگذرانند.

اگر تمایل دارید بیشتر درباره کاشت فوری دندان بدانید یا می‌خواهید وقت مشاوره ایمپلنت فوری برایتان تنظیم شود، می‌توانید با شماره‌های ۰۲۱۶۶۴۰۰۴۸۳ – ۰۲۱۶۶۴۰۰۴۸۴ تماس حاصل فرمایید.

 

ایمپلنت و مراقبت های پس از آن از زبان دکتر ادیب 

 

از مزایای این روش می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

سریع و بدون انتظار: هیچ فردی دوست ندارد روز‌ها بدون دندان منتظر بماند تا جایگزین دندانش در لابراتوار آماده شود. در درمان ایمپلنت فوری کشیدن دندان بیمار و آسیب‌دیده و جایگزینی آن در یک روز انجام می‌شود. به این ترتیب دندان مصنوعی متصل به ایمپلنت دائمی در یک روز آماده می‌شود.

دوام: برخلاف دندان مصنوعی متحرک که مرتب به ترمیم یا جایگزینی نیاز پیدا می‌کند، پروتزهای با پایه ایمپلنت دائمی هستند و به ندرت نیاز به ترمیم می‌یابند. اگر از ایمپلنت مطابق دستورات دندانپزشک استفاده شود، انتظار می‌رود که تا پایان عمر دوام بیاورد.

حس طبیعی: ایمپلنت کاشته شده در استخوان فک تا حد زیادی شبیه دندان طبیعی است و پس از کاشت و جوش خوردن به استخوان عملکرد و حسی مانند دندان خود بیمار دارد.

حفظ حجم استخوان فک: ایمپلنت از تحلیل رفتن استخوان فک جلوگیری می‌کند و در واقع باعث می‌شود که استخوان در اطراف آن تشکیل شود. به این ترتیب یکپارچگی، حجم و کیفیت استخوان‌های باقیمانده فک حفظ می‌شود.

بهداشت دهان و دندان: دندان‌های با پایه ایمپلنت ثابت هستند و نیازی به درآوردن آن‌ها نیست. از این دندان‌های مصنوعی با پایه ایمپلنت باید مانند دندان‌های طبیعی مراقبت کرد. کافی است آن‌ها را به طور منظم مسواک بزنید و نخ یکشید تا با هیچ مشکلی مواجه نشوید.

لذت بردن از غذاهای مورد علاقه: می‌توانید با خیال راحت هر غذایی که دوست دارید بخورید، بدون آن که نگران درآمدن دندان مصنوعی باشید.

ایمپلنت و مراقبت های پس از آن از زبان دکتر ادیب 

مقایسه ایمپلنت فوری با ایمپلنت معمولی

هر دو ایمپلنت فوری و معمولی برای جایگزینی دائمی دندان غائب به کار برده می‌شود. اما اگر کاشت دندان به روش متعارف و طولانی مدت انجام شود، دندانپزشک باید چند هفته قبل از کاشت دندان صبر کند تا مطمئن شود که استخوان کافی اطراف ایمپلنت تشکیل شده است و استخوان می‌تواند به خوبی ایملپنت را نگه دارد. از سوی دیگر دندانپزشکان با بهره‌گیری از مهارت‌های جراحی پیشرفته می‌توانند کاشت دندان را بلافاصله پس از کشیدن دندان انجام دهند. به این ترتیب نیازی نیست که بیمار روز‌ها بدون دندان منتظر آماده شدن ایمپلنت بماند.

هزینه:

هزینه کاشت فوری دندان مسلماً از هزینه دیگر روش‌های جایگزینی دندان بالاتر است. بااین حال اگر مزایای ایمپلنت فوری، یعنی عدم نیاز به انتظار طولانی، استحکام و دوام بالا، راحتی و سهولت درمان را در نظر بگیرید، به احتمال زیاد به این نتیجه می‌رسید که کاشت فوری دندان ارزش این سرمایه‌گذاری بلندمدت را دارد.

دارای گواهینامه رسمی:

 

– ایمپلنت از آکادمی ایمپیلنتولوژی فرانسه
– پیوند استخوان (Bone Graft)   از دانشگاه NYU آمریکا (نیویورک)
– عضو کنگره بین المللی ایمپلنتولوژی ICOI 


ایمپلنت و مراقبت های پس از آن از زبان دکتر ادیب 

دکتر محمود ادیب
جراح دندانپزشک و ایمپلنتولوژیست

 


 

برای اطلاعات بیشتر به سایت ما مراجعه نمایید. 

 


خبرگزاری آريا – تسکين فوري ميگرن بدون دارو


تسکين فوري ميگرن بدون دارو

خبرگزاري آريا – برترين ها – ترجمه از هدي بانکي: وقتي درد ميگرن شروع مي‌شود واقعا مي‌تواند فلج کننده باشد. اين درد تند و تيز نه تنها در شقيقه‌ها بلکه در تمام سر پخش مي‌شود؛ احساس تهوع و ناراحتي گوارشي، ناتواني در تحمل نور، صدا و حتي کوچک‌ترين حرکت، از علائم شايع ميگرن هستند. به جاي اينکه تسليم درد وحشتاک ميگرن شويد، مي‌توانيد به شيوه‌هاي درستي تسکينش دهيد. در اين مطلب چند راهکار به شما توصيه مي‌کنيم که کمک‌تان مي‌کنند اين سردرد شديد را تا حدودي آرام کنيد، بدون اينکه نيازي به دارو داشته باشيد.
تسکين فوري ميگرن بدون دارو
آب انگور بنوشيد
شايد مدتها باشد که آب انگور ننوشيده باشيد اما خوب است بدانيد وقتي درد ميگرن شروع مي‌شود، نوشيدن آب انگور راهکار خوبي براي تسکين درد است. انگور يک مسکن عالي است. مي‌توانيد در خانه آب انگور طبيعي تهيه کنيد؛ انگورهاي تازه و رسيده را همراه با کمي آب در مخلوط کن بريزيد و آب انگور طبيعي در خانه درست کنيد.
آجيل بخوريد
اگر مکررا دچار ميگرن مي‌شويد بهتر است تغيير کوچکي در رژيم غذايي‌تان ايجاد کنيد: بيشتر آجيل بخوريد. مغزها هم پيشگيري کننده از درد هستند و هم تسکين دهنده‌ي درد. انواع آجيل حاوي عناصر مهمي به نام ساليسين هستند؛ ساليسين عاملي ضد درد است که در بسياري از داروهاي امروز وجود دارد. شايد فکر کنيد وقتي درد ميگرن سراغ‌تان مي‌آيد بايد حتما از داروهاي مسکن استفاده کنيد اما مي‌توانيد سراغ مغزها و آجيل برويد چون آنها نيز عناصر مهم ضد درد را دارند.
کمي فشار دهيد
هر چند وقتي درد ميگرن شروع مي‌شود احتمالا احساس مي‌کنيد که سرتان تحت فشار وحشتناکي قرار دارد اما فشار دادن قسمت‌هاي خاصي از بدن مي‌تواند درد و ناراحتي‌تان را تسکين بدهد. وقتي اولين جرقه‌ي ميگرن را حس کرديد، کمي به جمجمه‌تان فشار وارد کنيد. با فشار وارد کردن با انگشتان به نقاط خاص ميگرن مي‌توانيد مغزتان را وادار کنيد که آرام باشد و استراحت کند. فشار دادن را از نقطه‌ي بدون درد شروع کنيد. با فشار وارد کردن به جمجمه، تنشي که در مغزتان ايجاد شده به جاي ديگري فرستاده خواهد شد.
ريشه زنجبيل بجويد
آيا تا به حال جويدن يک تکه زنجبيل را تجربه کرده‌ايد؟ اگر قدرت زنجبيل را در تسکين درد بشناسيد، اين بار که ميگرن به سراغ‌تان آمد حتما ياد زنجبيل خواهيد افتاد. وقتي زنجبيل را مي‌جويد، توليد ليپيدها در درون سلول‌ها افزايش مي‌يابد؛ ليپيدها مي‌توانند عصب‌هايي را که با احساس درد واکنش نشان مي‌دهند آرام کند. ريشه زنجبيل مانع تشخيص درد توسط بدن شده و اجازه نمي‌دهد بدن به درد جواب بدهد و حتي مي‌تواند احساس تهوع را نيز برطرف کند. فقط کافيست يک تکه زنجبيل بجويد يا مقداري دمنوش زنجبيل بنوشيد.
بيشتر بوقلمون بخوريد
حتما شنيده‌ايد که خوردن بوقلمون در روز شکرگزاري مي‌تواند شما را به خواب ببرد چون تريپتوفان دارد. اما آيا مي‌دانستيد که براي تسکين فوري ميگرن نيز خوب است؟ تريپتوفان، اسيد آمينه‌ي ضروري است که دوپامين را در مغز افزايش مي‌دهد. دوپامين، هورمون شادي است و به ما کمک مي‌کند احساس خوبي داشته باشيم و ضمنا عامل مهمي در ترشح سروتونين در بدن است. سروتونين مسئول آرام کردن بدن، کاهش اضطراب و نگراني و منفي گرايي است. اما از همه‌ي اينها مهمتر اينکه تريپتوفان با کمکي که به توليد دوپامين مي‌کند باعث مي‌‌شود سروتونين، عضلات اطراف مغز را شل و آرام کند و مويرگ‌هاي پوست سر آرام شوند.
ماساژ دريافت کنيد
ماساژ گرفتن ممکن است لوکس به نظر برسد اما وقتي درد ميگرن شروع مي‌شود ماساژ مي‌تواند بهترين راه تسکين آن باشد. مي‌توانيد تکنيک‌هاي ماساژ‌هاي آرامشبخش را ياد بگيريد و خودتان مانع بدتر شدن درد ميگرن‌تان بشويد. با ماساژ و کشيدن گردن و پوست سر، جريان خون بيشتر و بهتر شده و سر دردتان آرام خواهد شد.
دماي متفاوتي را امتحان کنيد
اين روشي است که بيشتر ما وقتي دچار آسيب و درد ناشي از آن مي‌شويم به کار مي‌بريم: گرما يا سرما درماني. هر چند ممکن است کمپرس سرد يا گرم روي سر ايده‌ي جالبي به نظر نرسد اما واقعيت اين است که در عرض چند دقيقه جواب خواهد داد! کافيست ببينيد کدام‌شان (گرما يا سرما) براي ميگرن شما اثر مي‌کند. وقتي از گرما استفاده مي‌کنيد، عضلات‌تان شل شده و درد کاهش مي‌يابد. اگر از سرما استفاده کنيد، نواحي دردناک کرخت شده و در نتيجه درد کمتري حس خواهيد کرد.
دمنوش‌هاي گياهي را امتحان کنيد
هر چند حتي تصور اينکه با وجود درد ميگرن، بيرون برويد و زير نور آفتاب قرار بگيريد نيز ناخوشايند است، اما نزديک شدن به طبيعت مي‌تواند کمک‌تان کند، به شرط اينکه يک باغچه‌ي کوچک داشته باشيد. زنجبيل، نعنا فلفلي و فلفل کاين، مسکن‌هاي طبيعي هستند که شهرت خوبي در اين کار دارند و مي‌توانند سر درد و تهوع ناشي از آن را برطرف کنند. مصرف اين گياهان، سريع‌ترين روش درماني است. با ترکيب فلفل کاين، زنجبيل تازه و نعنا فلفلي و دم کردن آنها به مدت ۱۵ دقيقه، يک معجون عالي براي تسکين سر دردتان درست کنيد. اگر چاي داغ دوست نداريد مي‌توانيد با ترکيب ليموترش و اسطوخودوس، مرهم موضعي التيام بخش درست کنيد.
در تاريکي قرار بگيريد
وقتي سر درد معمولي هم داريد، نور مي‌تواند آن را تشديد کند چه برسد به درد ميگرن. پس در تاريک کردن محيط خود ترديد نکنيد. ميگرن معمولا با تحريک‌هاي حسي بوجود مي‌آيد و نور، يکي از اين محرک‌هاست. براي تسکين فوري سر درد، تا جايي که مي‌توانيد محيط خود را تاريک کنيد. بستن چشمها يا انداختن پرده‌ها ساده‌ترين کاري است که مي‌توانيد انجام دهيد. اگر باز هم نور اذيت‌تان مي‌کند عينک آفتابي بزنيد، حتي اگر در فضاي داخل هستيد.
کمي کافئين بنوشيد
هرچند کافئين خودش مي‌تواند علت سر درد باشد، اما مقدار کمي از نوشيدني‌هايي مانند قهوه يا نوشابه گازدار مي‌تواند سر دردها شديد ميگرني را تسکين بدهد. کافئين خاصيت تسکين دهندگي دارد به شرط اينکه مقدار کمي از آن مصرف کنيد. اگر به محض اينکه احساس کرديد درد ميگرن‌تان در حال شروع شدن است قهوه بنوشيد مانع پيشرفت دردتان مي‌شود، و ضمنا کافئين مي‌تواند تاثير استامينوفن، آسپرين و يا ساير مسکن‌ها را بهبود بدهد. اما اگر زياد کافئين مصرف کنيد، دردتان بيشتر خواهد شد. براي انتخاب راهکار مناسب جهت تسکين سر درد ميگرني‌تان بايد اول عامل بروز آن را پيدا کنيد. با اجتناب از يک سري از غذاها، عناصر و فعاليت‌ها مي‌توانيد از ميگرن در امان بمانيد و اين دردهاي وحشتناک را تحمل نکنيد.


تسکین فوری میگرن بدون دارو


برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: وقتی درد میگرن شروع می‌شود واقعا می‌تواند فلج کننده باشد. این درد تند و تیز نه تنها در شقیقه‌ها بلکه در تمام سر پخش می‌شود؛ احساس تهوع و ناراحتی گوارشی، ناتوانی در تحمل نور، صدا و حتی کوچک‌ترین حرکت، از علائم شایع میگرن هستند. به جای اینکه تسلیم درد وحشتاک میگرن شوید، می‌توانید به شیوه‌های درستی تسکینش دهید. در این مطلب چند راهکار به شما توصیه می‌کنیم که کمک‌تان می‌کنند این سردرد شدید را تا حدودی آرام کنید، بدون اینکه نیازی به دارو داشته باشید.

تسکین فوری میگرن بدون دارو

آب انگور بنوشید

شاید مدتها باشد که آب انگور ننوشیده باشید اما خوب است بدانید وقتی درد میگرن شروع می‌شود، نوشیدن آب انگور راهکار خوبی برای تسکین درد است. انگور یک مسکن عالی است. می‌توانید در خانه آب انگور طبیعی تهیه کنید؛ انگورهای تازه و رسیده را همراه با کمی آب در مخلوط کن بریزید و آب انگور طبیعی در خانه درست کنید.

آجیل بخورید

اگر مکررا دچار میگرن می‌شوید بهتر است تغییر کوچکی در رژیم غذایی‌تان ایجاد کنید: بیشتر آجیل بخورید. مغزها هم پیشگیری کننده از درد هستند و هم تسکین دهنده‌ی درد. انواع آجیل حاوی عناصر مهمی به نام سالیسین هستند؛ سالیسین عاملی ضد درد است که در بسیاری از داروهای امروز وجود دارد. شاید فکر کنید وقتی درد میگرن سراغ‌تان می‌آید باید حتما از داروهای مسکن استفاده کنید اما می‌توانید سراغ مغزها و آجیل بروید چون آنها نیز عناصر مهم ضد درد را دارند.

کمی فشار دهید

هر چند وقتی درد میگرن شروع می‌شود احتمالا احساس می‌کنید که سرتان تحت فشار وحشتناکی قرار دارد اما فشار دادن قسمت‌های خاصی از بدن می‌تواند درد و ناراحتی‌تان را تسکین بدهد. وقتی اولین جرقه‌ی میگرن را حس کردید، کمی به جمجمه‌تان فشار وارد کنید. با فشار وارد کردن با انگشتان به نقاط خاص میگرن می‌توانید مغزتان را وادار کنید که آرام باشد و استراحت کند. فشار دادن را از نقطه‌ی بدون درد شروع کنید. با فشار وارد کردن به جمجمه، تنشی که در مغزتان ایجاد شده به جای دیگری فرستاده خواهد شد.

ریشه زنجبیل بجوید

آیا تا به حال جویدن یک تکه زنجبیل را تجربه کرده‌اید؟ اگر قدرت زنجبیل را در تسکین درد بشناسید، این بار که میگرن به سراغ‌تان آمد حتما یاد زنجبیل خواهید افتاد. وقتی زنجبیل را می‌جوید، تولید لیپیدها در درون سلول‌ها افزایش می‌یابد؛ لیپیدها می‌توانند عصب‌هایی را که با احساس درد واکنش نشان می‌دهند آرام کند. ریشه زنجبیل مانع تشخیص درد توسط بدن شده و اجازه نمی‌دهد بدن به درد جواب بدهد و حتی می‌تواند احساس تهوع را نیز برطرف کند. فقط کافیست یک تکه زنجبیل بجوید یا مقداری دمنوش زنجبیل بنوشید.

بیشتر بوقلمون بخورید

حتما شنیده‌اید که خوردن بوقلمون در روز شکرگزاری می‌تواند شما را به خواب ببرد چون تریپتوفان دارد. اما آیا می‌دانستید که برای تسکین فوری میگرن نیز خوب است؟ تریپتوفان، اسید آمینه‌ی ضروری است که دوپامین را در مغز افزایش می‌دهد. دوپامین، هورمون شادی است و به ما کمک می‌کند احساس خوبی داشته باشیم و ضمنا عامل مهمی در ترشح سروتونین در بدن است. سروتونین مسئول آرام کردن بدن، کاهش اضطراب و نگرانی و منفی گرایی است. اما از همه‌ی اینها مهمتر اینکه تریپتوفان با کمکی که به تولید دوپامین می‌کند باعث می‌‌شود سروتونین، عضلات اطراف مغز را شل و آرام کند و مویرگ‌های پوست سر آرام شوند.

ماساژ دریافت کنید

ماساژ گرفتن ممکن است لوکس به نظر برسد اما وقتی درد میگرن شروع می‌شود ماساژ می‌تواند بهترین راه تسکین آن باشد. می‌توانید تکنیک‌های ماساژ‌های آرامشبخش را یاد بگیرید و خودتان مانع بدتر شدن درد میگرن‌تان بشوید. با ماساژ و کشیدن گردن و پوست سر، جریان خون بیشتر و بهتر شده و سر دردتان آرام خواهد شد.

دمای متفاوتی را امتحان کنید

این روشی است که بیشتر ما وقتی دچار آسیب و درد ناشی از آن می‌شویم به کار می‌بریم: گرما یا سرما درمانی. هر چند ممکن است کمپرس سرد یا گرم روی سر ایده‌ی جالبی به نظر نرسد اما واقعیت این است که در عرض چند دقیقه جواب خواهد داد! کافیست ببینید کدام‌شان (گرما یا سرما) برای میگرن شما اثر می‌کند. وقتی از گرما استفاده می‌کنید، عضلات‌تان شل شده و درد کاهش می‌یابد. اگر از سرما استفاده کنید، نواحی دردناک کرخت شده و در نتیجه درد کمتری حس خواهید کرد.

دمنوش‌های گیاهی را امتحان کنید

هر چند حتی تصور اینکه با وجود درد میگرن، بیرون بروید و زیر نور آفتاب قرار بگیرید نیز ناخوشایند است، اما نزدیک شدن به طبیعت می‌تواند کمک‌تان کند، به شرط اینکه یک باغچه‌ی کوچک داشته باشید. زنجبیل، نعنا فلفلی و فلفل کاین، مسکن‌های طبیعی هستند که شهرت خوبی در این کار دارند و می‌توانند سر درد و تهوع ناشی از آن را برطرف کنند. مصرف این گیاهان، سریع‌ترین روش درمانی است. با ترکیب فلفل کاین، زنجبیل تازه و نعنا فلفلی و دم کردن آنها به مدت ۱۵ دقیقه، یک معجون عالی برای تسکین سر دردتان درست کنید. اگر چای داغ دوست ندارید می‌توانید با ترکیب لیموترش و اسطوخودوس، مرهم موضعی التیام بخش درست کنید.

در تاریکی قرار بگیرید

وقتی سر درد معمولی هم دارید، نور می‌تواند آن را تشدید کند چه برسد به درد میگرن. پس در تاریک کردن محیط خود تردید نکنید. میگرن معمولا با تحریک‌های حسی بوجود می‌آید و نور، یکی از این محرک‌هاست. برای تسکین فوری سر درد، تا جایی که می‌توانید محیط خود را تاریک کنید. بستن چشمها یا انداختن پرده‌ها ساده‌ترین کاری است که می‌توانید انجام دهید. اگر باز هم نور اذیت‌تان می‌کند عینک آفتابی بزنید، حتی اگر در فضای داخل هستید.

کمی کافئین بنوشید

هرچند کافئین خودش می‌تواند علت سر درد باشد، اما مقدار کمی از نوشیدنی‌هایی مانند قهوه یا نوشابه گازدار می‌تواند سر دردها شدید میگرنی را تسکین بدهد. کافئین خاصیت تسکین دهندگی دارد به شرط اینکه مقدار کمی از آن مصرف کنید. اگر به محض اینکه احساس کردید درد میگرن‌تان در حال شروع شدن است قهوه بنوشید مانع پیشرفت دردتان می‌شود، و ضمنا کافئین می‌تواند تاثیر استامینوفن، آسپرین و یا سایر مسکن‌ها را بهبود بدهد. اما اگر زیاد کافئین مصرف کنید، دردتان بیشتر خواهد شد. برای انتخاب راهکار مناسب جهت تسکین سر درد میگرنی‌تان باید اول عامل بروز آن را پیدا کنید. با اجتناب از یک سری از غذاها، عناصر و فعالیت‌ها می‌توانید از میگرن در امان بمانید و این دردهای وحشتناک را تحمل نکنید.


خبرگزاری آريا – مردان ريشو سالم تر هستند؟!


مردان ريشو سالم تر هستند؟!

خبرگزاري آريا – وب سايت روزياتو: چارلز داروين نظريه پرداز مشهور بريتانيايي در کتاب خود به نام «تبار انسان» به موضوع ريش مردان هم پرداخته بود و در فرضيه ي خود بيان مي کرد موي زياد مردان براي زنان جذاب بوده و يکي از معيارهاي آن ها براي انتخاب شريک زندگي بوده است. اگرچه ممکن است عده اي اين نکته را انکار کنند اما زيست شناسان امروزي هم نظريه ي داروين را تصديق کرده اند و اين موضوع را که مرداني که ريش دارند در مقايسه با مرداني که موي صورت خود را به طور کامل اصلاح مي کنند جذابيت بيشتري براي زن ها دارند شاهدي بر ادعاي خود مي دانند.
اما علاوه بر ايجاد جذابيت ظاهري، کارشناسان معتقدند مرداني که ريش و سبيل دارند از مزاياي ديگري هم به ويژه سلامتي بيشتر برخوردار هستند.
مردان ريشو سالم تر هستند؟
۱- از پوست در برابر نور خورشيد محافظت مي کند
در پژوهشي که در دانشگاه ساوثرن کويينزلند استراليا صورت گرفت معلوم شد ريش مردان مانع از رسيدن ۹۰ تا ۹۵ درصد اشعه هاي فرابنفش نور خورشيد به پوست صورت مي شود. به اين ترتيب فرآيند پيري کند مي شود و خطر ابتلا به سرطان پوست کاهش مي يابد.
دکتر نيک لو يک متخصص پوست بريتانيايي مي گويد به طور کلي مو محافظ مناسبي در برابر نور خورشيد است: «مو عملکردي شبيه به فاکتور SPF دارد. هرچه ميزان و ضخامت موها بيشتر باشد، به نوعي مي توان گفت درجه ي SPF بالاتر است».
۲- علائم آسم و آلرژي را کاهش مي دهد
بسياري از پژوهش ها بيان مي کند در مورد مرداني که گرده ي گياهان يا گرد و غبار باعث آلرژي يا آسم در آن ها مي شود، موهاي صورت شان که در نزديکي بيني قرار دارد مانند نوعي فيلتر عمل مي کند و پيش از آنکه ذرات آلرژي زا وارد بدن شوند جلوي آن ها را مي گيرد.
۳- نشانه هاي پيري را کم مي کند
علاوه بر جلوگيري از نور خورشيد و کاهش علائم پيري ناشي از آن، موي صورت با مرطوب نگه داشتن پوست صورت علائم پيري را کم مي کند. ريش از پوست صورت در برابر باد و هواي سرد که باعث خشکي پوست مي شوند محافظت مي کند.
همچنين استفاده از مرطوب کننده ها بر روي پوستي که ريش دارد در مقايسه با پوستي که در معرض مستقيم هوا است و مرطوب کننده به راحتي از روي آن پاک مي شود مؤثرتر خواهد بود.
۴- از بيمار شدن جلوگيري مي کند
کارول واکر متخصص سلامت مو مي گويد ريشي که زير چانه و گردن رشد مي کند دماي گردن را بالا مي برد و مي تواند از ابتلا به سرماخوردگي جلوگيري کند.
او در اين خصوص بيان مي کند: «مو عايقي براي حفظ گرماي بدن است. ريش بلند و پرپشت مانع از سرماي هوا مي شود و دماي گردن را افزايش مي دهد، به اين ترتيب زماني که در معرض هواي بيرون باشيد يک مزيت محسوب مي شود». دکتر فيليکس چوآ متخصص بيماري هاي تنفسي هم مي گويد موي صورت مانند يک مانع فيزيکي در برابر هواي سرد عمل مي کند: «موهاي اطراف چانه و گردن يک لايه ي محافظ ايجاد مي کند».
۵- عفونت را کاهش مي دهد
دکتر مارتين ويد متخصص پوست مي گويد داشتن ريش و سبيل به معناي آن است که موي صورت اصلاح نشده؛ مسأله اي که عامل اصلي عفونت هاي باکتريايي در ناحيه ي ريش است: «اصلاح صورت با تيغ باعث ايجاد جوش، موهاي زيرپوستي و فوليکوليتيس (التهاب و عفونت فوليکول هاي مو) مي شود، بنابراين مردان مي توانند از مزاياي داشتن ريش استفاده کنند».


مردان ریشو سالم تر هستند؟!


وب سایت روزیاتو: چارلز داروین نظریه پرداز مشهور بریتانیایی در کتاب خود به نام «تبار انسان» به موضوع ریش مردان هم پرداخته بود و در فرضیه ی خود بیان می کرد موی زیاد مردان برای زنان جذاب بوده و یکی از معیارهای آن ها برای انتخاب شریک زندگی بوده است. اگرچه ممکن است عده ای این نکته را انکار کنند اما زیست شناسان امروزی هم نظریه ی داروین را تصدیق کرده اند و این موضوع را که مردانی که ریش دارند در مقایسه با مردانی که موی صورت خود را به طور کامل اصلاح می کنند جذابیت بیشتری برای زن ها دارند شاهدی بر ادعای خود می دانند.

اما علاوه بر ایجاد جذابیت ظاهری، کارشناسان معتقدند مردانی که ریش و سبیل دارند از مزایای دیگری هم به ویژه سلامتی بیشتر برخوردار هستند.

مردان ریشو سالم تر هستند؟

 

۱- از پوست در برابر نور خورشید محافظت می کند

در پژوهشی که در دانشگاه ساوثرن کویینزلند استرالیا صورت گرفت معلوم شد ریش مردان مانع از رسیدن ۹۰ تا ۹۵ درصد اشعه های فرابنفش نور خورشید به پوست صورت می شود. به این ترتیب فرآیند پیری کند می شود و خطر ابتلا به سرطان پوست کاهش می یابد.

دکتر نیک لو یک متخصص پوست بریتانیایی می گوید به طور کلی مو محافظ مناسبی در برابر نور خورشید است: «مو عملکردی شبیه به فاکتور SPF دارد. هرچه میزان و ضخامت موها بیشتر باشد، به نوعی می توان گفت درجه ی SPF بالاتر است».

۲- علائم آسم و آلرژی را کاهش می دهد

بسیاری از پژوهش ها بیان می کند در مورد مردانی که گرده ی گیاهان یا گرد و غبار باعث آلرژی یا آسم در آن ها می شود، موهای صورت شان که در نزدیکی بینی قرار دارد مانند نوعی فیلتر عمل می کند و پیش از آنکه ذرات آلرژی زا وارد بدن شوند جلوی آن ها را می گیرد.

۳- نشانه های پیری را کم می کند

علاوه بر جلوگیری از نور خورشید و کاهش علائم پیری ناشی از آن، موی صورت با مرطوب نگه داشتن پوست صورت علائم پیری را کم می کند. ریش از پوست صورت در برابر باد و هوای سرد که باعث خشکی پوست می شوند محافظت می کند.

همچنین استفاده از مرطوب کننده ها بر روی پوستی که ریش دارد در مقایسه با پوستی که در معرض مستقیم هوا است و مرطوب کننده به راحتی از روی آن پاک می شود مؤثرتر خواهد بود.

۴- از بیمار شدن جلوگیری می کند

کارول واکر متخصص سلامت مو می گوید ریشی که زیر چانه و گردن رشد می کند دمای گردن را بالا می برد و می تواند از ابتلا به سرماخوردگی جلوگیری کند.

او در این خصوص بیان می کند: «مو عایقی برای حفظ گرمای بدن است. ریش بلند و پرپشت مانع از سرمای هوا می شود و دمای گردن را افزایش می دهد، به این ترتیب زمانی که در معرض هوای بیرون باشید یک مزیت محسوب می شود». دکتر فیلیکس چوآ متخصص بیماری های تنفسی هم می گوید موی صورت مانند یک مانع فیزیکی در برابر هوای سرد عمل می کند: «موهای اطراف چانه و گردن یک لایه ی محافظ ایجاد می کند».

۵- عفونت را کاهش می دهد

دکتر مارتین وید متخصص پوست می گوید داشتن ریش و سبیل به معنای آن است که موی صورت اصلاح نشده؛ مسأله ای که عامل اصلی عفونت های باکتریایی در ناحیه ی ریش است: «اصلاح صورت با تیغ باعث ایجاد جوش، موهای زیرپوستی و فولیکولیتیس (التهاب و عفونت فولیکول های مو) می شود، بنابراین مردان می توانند از مزایای داشتن ریش استفاده کنند».


خبرگزاری آريا – کمال‌گرايي؛ هميشه «۲۰» گرفتن هم خوب نيست!


کمال‌گرايي؛ هميشه «20» گرفتن هم خوب نيست!

خبرگزاري آريا –
کمال‌گرايي
کمال گراها برخلاف چيزي که اول به نظر مي رسد، الزاما آدم هاي موفقي نيستند
کمال گرايي عنوان غلط اندازي دارد. بيشتر وقت ها وقتي به کسي مي گويي بايد کمال گرايي ات را کنار بگذاري، مي گويد مگر کمال گرايي چيز بدي است. شايد دليلش اين است که در زبان ما کمال واژه کاملا مثبتي است اما وقتي روان شناسان درباره کمال گرايي حرف مي زنند، منظورشان کمال اخلاقي و عرفاني نيست. منظورشان آدم هايي است که فقط به بهترين راضي مي شوند. رتبه تک رقمي کنکور را مي خواهند، نمره ۲۰ را مي خواهند.
بهترين سمت کاري را مي خواهند، بالاترين درآمد ممکن را مي خواهند و بدبختي اين جاست که از ديگران هم توقع دارند بهترين باشند. حتما شما هم ياد مامان ها و معلم هاي سختگير دوران مدرسه افتاديد. ذهنتان دارد درست جايي مي رود. اگر شما هم والدين يا معلم هاي سختگيري داشته ايد، احتمالا اين نوشته چيزي از درون شما را براي شما فاش مي کند. در اين مطلب مي خواهيم عمليات شناسايي کمال گراي درون را انجام دهيم.
کمال گرايي چه شکلي است؟
سه سال است پشت کنکور مانده، نه به خاطر اين که دختر باهوشي نيست يا درس نمي خواند؛ نه، هم درس مي خواند و هم باهوش است. معدل هاي دبيرستانش هم تحسين برانگيزند، مشکل اين جاست که او فقط پزشکي تهران را مي خواهد. در سه سال گذشته رتبه اش به پزشکي شهرهاي بزرگ غير از تهران مي رسيده اما او به گمان خودش نمي خواهد درجه دو باشد. اگر جواني اش هم برود برايش مهم نيست، مهم اين است که وقتي پزشکي تهران قبول شود، حس مي کند به بهترين رسيده است.
شما هم حتما دور و برتان آدم هاي اين شکلي ديده ايد، شايد خودتان هم از اين دسته باشيد. کمال گراها معيارهاي سختگيرانه اي براي موفقيت دارند. براي آنها نمره ۱۹ يک شکست تمام عيار است. متاسفانه گفتمان کتاب ها و سخنراني هاي موفقيت‌طور هم کمال گرايي را تاييد و ترغيب مي کنند. وقتي جامعه رقابت محور باشد، کمال گراها اصلا فکر نمي کنند که مشکلي دارند. اگر مي خواهيد بدانيد شما هم کمال گرا هستيد يا نه پرسشنامه پايان مطلب را روي خودتان اجرا کنيد.
کمال گرايي، انواع و اقسام
کمال گراها برخلاف چيزي که اول به نظر مي رسد، الزاما آدم هاي موفقي نيستند. کمال گرايي به سه شکل خودش را نشان مي دهد:
۱٫ تنبلم چون کمال گرايم
بله، درست خوانديد. خيلي وقت ها ما هيچ کاري انجام نمي دهيم، چون فکر مي کنيم نمي شود بهترين بود يا نمي توانيم بهترين باشيم. بي عملي يکي از شکل هاي کمال گرايي است. ممکن است يک کمال گرا سال هاي سال زندگي مرده و بي فعاليتي داشته باشد. کمال گرا مي تواند نويسنده اي باشد که چيزي نمي نويسد، چون نمي شود بهترين چيزش را بنويسد يا فارغ التحصيلي باشد که دنبال کار نمي گردد، چون حس مي کند همه مهارت هاي لازم در محيط کار را بلد نيست.
۲٫ موفق ناراضي ام چون کمال گرايم
شکل خوشايندتر کمال گرايي آدم هاي موفق يا بهتر است بگوييم زيادي موفق هستند؛ آدم هايي که چندين کار را با هم انجام مي دهند و مي خواهند به بهترين شکل ممکن آن ها را انجام دهند. اين دسته از کمال گراها رسما به کار معتادند. آن ها يک سازمان را آباد و خودشان را نابود مي کنند. اگر غير از کار مسئوليتي داشته باشند مثلا مادر باشند، سعي مي کنند آن مسئوليت را به بهترين نحو انجام دهند. کمال گراهاي اين دسته اصلا نمي توانند کار را به ديگران بسپارند، چون حدس مي زنند در اين صورت کار به بهترين نحو انجام نمي شود. تفريح در قاموس اين کمال گراها جايي ندارد. تفريح يک کار بي فايده به حساب مي آيد که با قانون اساسي کمال گراها يعني «هميشه بايد کار مفيد انجام داد» در تضاد است. مهم ترين نکته اين است که با وجود اين همه موفقيت و مسئوليت پذيري اين دسته از کمال گراها همچنان از خودشان ناراضي هستند و فکر مي کنند بهتر هم مي شود کار کرد.
۳٫ وسواسي ام چون کمال گرايم
دسته سوم کمال گراها کار را انجام مي دهند اما با خون جگر. براي آن ها ددلاين يا زمان تحويل پروژه معنايي ندارد. آنها کار را آن قدر لفت مي دهند تا حس کنند که بهترين شده است. آن ها آن قدر به جزييات بها مي دهند که اصل و هدف کار را فراموش مي کنند.
کمال گرايي براي خودم، عيب جويي از ديگران
تا اين جا فرض کرديم که کمال گراها فقط به خودشان گير مي دهند اما در واقعيت اين طور نيست. آن ها عيب جويان بالفطره اند. رفتار هيچ کس آن ها را راضي نمي کند. آن ها هم در مورد خودشان و هم درباره ديگران نداشته ها را مي بينند. در يک مهماني خوب کافي است که مزه نعناي سالاد شيرازي به طبعشان خوش نيايد. از نظر آن ها مهماني افتضاح بوده است. رعايت نکته به نکته آداب معاشرت برايشان مهم است و اگر ديگران رعايتشان نکنند، مي خواهند دارشان بزنند. در نقش رييس آن ها هميشه حس نارضايتي به کارمندانشان مي دهند و در نقش پدر يا مادر هيچ وقت از عملکرد بچه هايشان راضي نيستند. نکته مهم اين جاست که بهترين آن قدر کلمه دست نيافتني و مبهمي است که اگر کسي از نظر خودش خوب عمل کرده باشد، ممکن است از نظر کمال گرا افتضاح عمل کرده باشد.
کمال گرايي از کجا مي آيد؟
شايد پيچيده ترين سوال درباره کمال گرايي، ريشه هايش باشد. اگر در کودکي همه نيازهاي رواني مان به اندازه کافي برآورده شده باشد، احتمالا کمال گرا نخواهيم شد اما اگر اين موارد را تجربه کنيم، احتمال دارد کمال گرا شويم.
۱٫ پدر و مادر بيش از حد موفق و توي چشم
همين که پدر يا مادر ما بيش از حد موفق باشند، حتي اگر به ما گير ندهند، ما در کودکي احساس مي کنيم که فاصله زيادي بين آنچه هستيم و آنچه پدر و مادرمان هستند، وجود دارد و ممکن است بخواهيم اين فاصله را با بهترين خواهي يا کمال گرايي پر کنيم.
۲٫ پدر و مادر کمال گرا
وقتي پدر و مادر خودشان کمال گرا باشند به احتمال زياد درباره بچه هايشان هم کمال گرا هستند؛ يعني فقط وقتي راضي مي شوند که ظاهرا عملکرد بچه ها بهترين باشد. يعني فقط وقتي نمره بيست و بدتر از آن رتبه اول را براي پدر و مادر بياورند. کمال گرايي والدين باعث مي شود که آن ها مشروط محبت کنند؛ يعني اين حس را به بچه بدهند که وقتي دوست داشتني است که موفق باشد. پدر و مادر کمال گرا با نيت خير بچه ها را به فنا مي دهند.
۳٫ مدرسه کمال گرا
در معدود جاهايي که پدر و مادرها خوب عمل کرده اند، مدرسه ها نقش کمال گرا را بازي مي کنند. خوشبختانه الان در دوره ابتدايي نمره اي وجود ندارد اما بچه هاي دهه هاي ۶۰ و ۷۰ در مدرسه هاي نمره محور و بنابراين کمال گرا بزرگ شده اند. مدرسه هايي که فقط وقتي به تو توجه مي کردند که بيست مي گرفتي. مدرسه هايي که دو توهم به بيست گرفته ها مي دادند. اول اين که با ناديده گرفتن هوش هاي غيرمدرسه اي مثل هوش موسيقايي يا نقاشي فقط به بچه هايي که درسشان خوب بود بهترين مي گفتند. دوم اين که با اشل بندي کاذب ميزان يادگيري در نمره هاي صفر تا بيست به ما اين توهم را مي دادند که بهتريني وجود دارد و آن نمره ۲۰ است.
۴٫ هوش
بله. درست خوانديد. بعضي وقت ها باهوش بودن ما عليه ما عمل مي کند. مخصوصا هوش هايي که در فرهنگ ما بيشتر مورد توجه هستند، يعني هوش کلامي و هوش منطقي رياضي. همين که به بچه اي که زودتر خواندن و نوشتن ياد مي گيرد يا زودتر تا ۱۰۰ مي شمارد يا زودتر مي فهمد که باران چگونه شکل مي گيرد، توجه بيشتري شود و او را در مقايسه با ديگران در جايگاه بالاتري بنشانند، او حس مي کند حالا که در اين رقابت ها برده و بهترين شده تا آخر عمرش بايد اين بازي را ادامه دهد. اگر سري به مدرسه هاي تيزهوشان بزنيد اين ريشه کمال گرايي را با کيفيت اچ دي مشاهده مي کنيد.
۵٫ نقص و شرم در کودکي
پيچيده ترين ريشه کمال گرايي اين است که هيچ کدام از موارد بالا را تجربه نکرده باشيم اما به هر دليلي در کودکي بيش از حد از خودمان خجالت کشيده باشيم؛ مثلا حس کرده باشيم به اندازه کافي زيبا يا باهوش نيستيم يا به خاطر فقر و محروميت در خانواده طعم بعضي از امکانات را نچشيده باشيم و حالا در بزرگسالي بخواهيم با بهترين شدن همه آن نقص ها را جبران کنيم يا همه آن شرم ها را فراموش کنيم. کمال گرايي اما هرگز داروي خوبي براي فراموشي نيست.
عوامل مۆثر بر کمال گرايي
بي عملي يکي از شکل هاي کمال گرايي است
اين پرسشنامه به شما مي گويد کمال گرا هستيد يا نه؛ و اگر هستيد چقدر؟
پرسشنامه معيارهاي سختگيرانه
راهنما: هر کدام از ۱۰ جمله زير را بخوانيد و ببينيد چقدر در مورد شما درست است؟ (منبع پرسشنامه: کتاب «زندگي خود را دوباره بيافرينيد» جفري يانگ)
۱٫ هميشه بايد رتبه اول باشم. بايد در بيشتر کارها بهترين باشم.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۲٫ کمتر کاري مورد رضايت و قبول من قرار مي گيرد.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۳٫ هر کاري را بايد طبق نظم خاص خودم و در حد عالي انجام دهم.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۴٫ بايد از وقت هايم بهترين استفاده را ببرم.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۵٫ چنان مشغول کار هستم که فرصتي براي استراحت و آرامش ندارم.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۶٫ به دليل اين که تمام فکر و ذهنم سخت به کار مشغول است از روابطم با ديگران غافل شده ام.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۷٫ به دليل اين که به شدت تحت فشار زمان و استرس هستم، سلامتي من به خطر افتاده است.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۸٫ اگر اشتباه کنم، لايق بدترين انتقادها هستم.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۹٫ سخت رقابت گرا و اهل چشم و هم چشمي هستم.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۱۰٫ ثروت و منزلت اجتماعي براي من بي نهايت مهم است.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
نتيجه پرسشنامه
نمره هايي را که گرفته ايد، با هم جمع بزنيد و ببينيد در کدام دسته هستيد؟
۱۰- ۱۹ شما اصلا کمال گرا نيستيد. خوش باشيد.
۲۰- ۲۹ ممکن است رگه هاي کوچکي از کمال گرايي در شما باشد اما چندان مهم نيست.
۳۰- ۳۹ کمال گرايي مي تواند مشکلاتي براي زندگي شما به وجود بياورد.
۴۰- ۴۹ شما کمال گرايي زيادي داريد.
۵۰- ۶۰ شما کمال گرايي خيلي شديدي داريد و حتما براي رفع اين شدت از کمال گرايي به يک روان درمانگر احتياج داريد.
منبع: هفته نامه همشهري جوان


خبرگزاری آريا – زلزله با سلامت روان ما چه مي‌کند؟


زلزله با سلامت روان ما چه مي‌کند؟

خبرگزاري آريا –
تعريف سلامت روان
عقل سالم حکم مي‌کند که هميشه براي هر حادثه‌اي آماده‌ باشيم
عقل سالم حکم مي‌کند که هميشه براي هر حادثه‌اي آماده‌ باشيم. حداقل فايده اين کار آن است که ذهن‌مان از لحاظ رواني براي حوادث غيرمترقبه و اتفاقات بعد از آن آماده مي‌شود. سراغ دکتر ابراهيمي مقدم، روان‌شناس، رفته‌ايم تا از او در اين خصوص بپرسيم.
آقاي دکتر! آيا اين احساس ترسي که خيلي‌ها درباره زلزله احتمالي دارند، طبيعي است؟
ببينيد؛ ما غالبا در برابر عواطف‌مان احساس درماندگي مي‌کنيم. شايد در عين حال که مي‌دانيم در امان هستيم احساس ترس هم بکنيم و در مواجهه با تهديدهاي جزيي وحشت‌زده شويم. شايد اين را دريافته باشيد که هنگام مخالفت‌هاي جزيي و بي‌اهميت با کساني که دوست‌شان داريم، شديدا عصباني مي‌شويم.
اندک انتقادي که از سوي يک فرد ناشناس متوجه ما مي‌شود، گاهي باعث تضعيف روحيه ما مي‌شود. ممکن است به دليل گير کردن در راه‌بندان از کوره در برويم و از اينکه در کارهاي روزمره درنگي وجود داشته باشد، ناشکيبا و عصباني شويم. حالا در نظر بگيريد که خداي نکرده فرد در اثر زلزله دچار دشواري‌هاي رواني، اقتصادي و غيره شده باشد. طبيعي است که بر بهداشت روان‌اش اثر بگذارد. احساسات ما غالبا حتي از نظر خودمان نيز غيرمنطقي هستند. بنا به عقيده نظريه‌پردازان انسان‌گرا، افراد برخوردار از کارکرد آرماني، مهار زندگي خود را به صورت هوشيار در دست دارند.
يعني ما مي‌توانيم احساسات‌مان را مهار کنيم؟
خيلي‌ها معتقدند که رويدادهاي خاصي مثل زلزله، توفان، از دست دادن يک عزيز و حتي قبول نشدن در دانشگاه، به طور خودکار باعث ايجاد واکنش‌هاي عاطفي در ما مي‌شوند، درست مثل آنکه دکمه دستگاهي را فشار داده باشيم. حتي برخي روان‌شناس‌ها اين باور را دارند که ويژگي اصلي عواطف و هيجان‌ها آن است که اين امور را تحت عنوان انفعال يا تحريک عاطفي تجربه مي‌کنيم، نه کنش‌ها و اعمال، يعني به عنوان چيزهايي که بر ما حادث مي‌شوند، نه کارهايي که انجام مي‌دهيم ولي واقعيت اين است که مي‌توانيم با استفاده از روش‌هايي خيلي از اين استرس‌ها را در کنترل خود درآوريم.
پس شما معتقد به مهار واکنش‌هاي عاطفي هستيد؟
اولا واقعيت اين است که به نظر من رويدادهاي ناخوشايند، به‌طور خودکار به پريشاني منجر نمي‌شوند. مهار کلي واکنش‌هاي عاطفي ممکن است موجب کاهش انعطاف‌پذيري شود و معناي زنده بودن را مخدوش کند. حتي انسان‌هاي منفي نيز گاهي اثرات مثبتي دربردارند.
همان‌طور که درد موجب مي‌شود سريعا از خطراتي مانند بخاري داغ اجتناب کنيم، عواطف ناخوشايند نيز مي‌توانند در مورد مسايل و مشکلات هشدار داده و به ما کمک کنند تا تکاليف ضروري را انجام دهيم. احساس اضطراب مبهم به ما يادآوري مي‌کند که آپارتمان خود را ضد زلزله و براساس اصول مهندسي بسازيم.
خشم جلوي بي‌عدالتي را بگيريم. احساس گناه‌ ما را از بدرفتاري با ديگران بازمي‌دارد و ترس به ما کمک مي‌کند تا خودمان را از پس‌لرزه‌ها محافظت کنيم. حتي زماني که کاهش عواطف و هيجان‌هاي منفي کاري لازم و مناسب است، تمام روش‌ها مفيد نيستند. مثلا شايد موادمخدر و ساير داروها به طور موقتي از پريشاني کم کنند ولي اين مواد مشکل اصلي را برطرف نکرده و غالبا موجب مشکلات بيشتري مي‌شوند.
در معرض استرس‌هاي اين چنيني مثل زلزله بودن چه تاثيرات روان‌شناختي‌اي در پي دارد؟
اگر کسي براي مدتي نسبتا طولاني در معرض چنين محرک‌هاي تنشيزايي قرار بگيرد پاسخ‌هايي را نشان مي‌دهد که روي هم به نشانگان انطباق عمومي معروف است. ابتدا هنگامي که فرد ناگهان در معرض زلزله قرار مي‌گيرد، يعني محرک استرس‌زاي شديدي که در برابر آن انطباق نيافته، واکنش هشدار نشان مي‌دهد؛ يعني بدن دستخوش تغييراتي از قبيل افزايش ضربان قلب و آزاد شدن يک سري هورمون‌هايي مي‌شود که اين تغييرات بدن را براي مقابله يا فرار آماده مي‌کند. اگر فرد قادر به فرار يا مقابله با حالت به وجود آمده نبود، وارد مرحله دوم يعني مقاومت مي‌شود.
در اين مرحله ذخيره‌هاي چربي و پروتئين تبديل به قند مي‌شوند تا انرژي و نيروي اضافي براي کنار آمدن فراهم آيد. در طي اين مرحله به نظر مي‌رسد که فرد با فشار رواني درگير شده و به کارکرد بهنجار قبلي خود برگشته است ولي هنگامي که تمام منابع فرد مورد استفاده قرار گرفت، حتي قادر به مقاومت براي استرس‌هاي کوچک‌تر نيز نيست و طوري مي‌شود که فرد به شدت نسبت به گذشته آسيب‌پذيرتر مي‌شود. مقاومت نمي‌تواند براي هميشه ادامه يابد. اگر ترس از زلزله يا حالت‌هاي پس‌لرزه وجود داشته باشد، بالاخره مرحله فرسودگي به وجود مي‌آيد، فرد دچار بيماري‌هايي مي‌شود و اگر در اين حالت بماند شايد حتي وارد مرحله مرگ شود!
پس چنين استرس‌هايي مي‌توانند تاثيرات رواني بدي در پي داشته باشند؟
بله، متاسفانه وجود چنين محرک‌هاي تنش‌زايي در پديدار شدن تقريبا تمام بيماري‌ها نقش دارد؛ چون که بدن در برابر ميکروب‌هايي آسيب‌پذير مي‌شود که در حالت عادي در برابر آنها مقاوم بوده. حتي اين فشارهاي رواني مي‌توانند کارايي دستگاه ايمني را که عموما از ما در برابر بيماري‌ محافظت مي‌کند، کاهش دهد. در بسياري از موارد، بيماري نه در اثر ميکروب آسيب‌زا و نه به دليل فشار رواني، بلکه در نتيجه ترکيب اين دو عامل به وجود مي‌آيد.
فشارخون بالا، حمله قلبي، زخم معده، تنگي نفس و افزايش آمادگي ابتلا به سرطان از جمله مسايل و مشکلات پزشکي هستند که در زلزله‌هاي طبس، رودبار و بم به شدت شيوع يافت. همچنين بعد از زلزله‌هاي قبلي مشکلاتي از لحاظ واکنش‌هاي هيجاني، تفکر، رفتار و روابط بين فردي به وجود آمد. در بررسي که اينجانب بعد از زلزله بم انجام دادم متوجه شدم که حالاتاضطراب، خشم، احساس گناه و افسردگيدر بازماندگان به شدت آزاردهنده بود. علاوه بر اين، سردرگمي، دشواري در تمرکز کردن و افکار بازگشتي درباره زلزله نيز جزو تجربه‌هاي رايج بازماندگان بود. نشانه‌هاي رفتاري هم به صورت رعشه، قدم زدن و وضعيت اندامي خشک و بي‌دقت نيز به شدت به چشم مي‌خورد. تعارض‌هاي شخصي و تحريک‌پذيري افزايش چشم‌گيري پيدا کرده بود و شايد ناگفته آشکار باشد که برخي از مشکلات رواني در بين بازماندگان آشکار شد و يا کساني که مشکلاتي داشتند، حال‌شان بدتر شد.
نجات‌يافتگان اغلب با خاطرات و غم و اندوه خود زندگي مي‌کنند و تعداد زيادي از افراد به کابوس، بازگشت به گذشته و بي‌قراري دچار مي‌شوند که خود نشانگر اختلال رواني است.
داشتن چه ويژگي‌هايي و داشتن چه چيزهايي باعث مي‌شود که اين حالات رواني کمتر رخ بدهد؟
يکي از دلايلي که افراد به شدت دچار مشکلات رواني در اثر زلزله مي‌شوند، آن است که حس مي‌کنند هيچ گونه مهاري بر اين رويداد طبيعي ندارند. اگر افراد آموزش‌هايي ديده باشند که مثلا بدانند هنگام زلزله به کجا پناه ببرند و چه اقداماتي انجام دهند، حس ‌خواهند کرد که مي‌توانند تا حدودي بر موقعيت مسلط شوند لذا کمتر آسيب مي‌بينند. از طرف ديگر اگر مي‌شد وقوع زلزله را پيش‌بيني کرد، حتي اگر کار خاصي هم نمي‌توانستيم انجام بدهيم، احتمالا کمتر دچار حالات ناخوشايند رواني حاصل از زلزله مي‌شديم.
پيش‌بيني‌پذيري مي‌تواند به مهار چنين استرس‌هايي کمک کند و يا صرفا با گفتن اينکه چه زماني نبايد نگران آن محرک باشيم، ما را ياري دهد. ژاپني‌ها که به طور شديد در معرض زلزله قرار دارند علايم اضطرابي کمتري، از خودشان نشان مي‌دهند! شايد يکي‌اش به اين دليل باشد که در واحدهاي مسکوني زندگي مي‌کنند که در مقابل زمين‌لرزه‌ها مقاوم‌سازي شده‌اند و همين‌طور آموزش‌هاي ويژه را از کودکي مي‌بينند، يعني احساس مهار دارند و دوم اينکه تا حدي با بررسي نشانه‌ها و علايم وقوع برخي زلزله‌ها را پيش‌بيني مي‌کنند. از طرف ديگر، انسان موجودي اجتماعي است و به نظر مي‌رسد حمايت اجتماعي نيز، در برابر آثار استرس زلزله مثل سپر عمل مي‌کند.
رابطه سلامت روان و کيفيت زندگي
احساس اضطراب مبهم به ما يادآوري مي‌کند که آپارتمان خود را ضد زلزله بسازيم
منظورتان از حمايت اجتماعي دقيقا چيست؟
حداقل در ۵ زمينه مي‌توان حمايت اجتماعي را به کار برد:
• رابطه عاطفي: گوش دادن به مشکلات مردم، هم‌دردي کردن، گريه کردن، درک کردن و اطمينان خاطر دادن به‌آنها
• کمک ابزاري: حمايت مالي که رفتار انطباقي را تسهيل مي‌کند. براي مثال دولت مي‌تواند پس از زلزله وام‌هاي بدون بهره به بازماندگان بدهد تا خانه‌هاي خود را بازسازي کنند. سازمان‌هاي کمک‌رساني مي‌توانند غذا، چادر، پوشاک، دارو و پناهگاه موقت براي مردم فراهم کنند.
• اطلاعات: راهنمايي و هدايت مردم به منظور افزايش توانايي آنها براي مقابله با بحران.
• ارزيابي: بازخورد ديگران در مورد رفتار فرد. اين نوع حمايت به مردم کمک مي‌کند تا بتوانند رويدادهاي زندگي خود را تفسير يا درک کنند.
• تعامل اجتماعي: محاوره، تفريح، خريد کردن، بيرون رفتن با ديگران و به طور کلي اجتماعي شدن فوايد خاصي دارد حتي زماني که براي مشکلات راه‌حل نباشد.
يعني به نظر شما حمايت‌هاي اجتماعي به مردم کمک مي‌کند تا بتوانند با استرسي مثل زلزله، بهتر مقابله کنند؟
بله، تحقيقات نشان مي‌دهد که حمايت اجتماعي اهميت به‌سزايي دارد. برعکس، افرادي که مهارت‌هاي اجتماعي ندارند و آنهايي که با ديگران رابطه برقرار نمي‌کنند، وقتي با چنين استر‌س‌هايي مواجه مي‌شوند بيشتر در معرض خطر ابتلا به بيماري‌هاي عفوني نظير سرماخوردگي قرار مي‌گيرند. حمايت اجتماعي مخصوصا به کودکاني که بازمانده زلزله هستند خيلي کمک مي‌کند. پژوهش‌هاي انجام شده بعد از زلزله‌هاي قبلي نشان داد که افرادي که از حمايت اجتماعي برخوردار بودند به احتمال کمتري به فشارخون يا اعتياد دچار شدند.
اگر کسي تجربه زلزله را داشته باشد، استرس او کمتر مي‌شود يا بيشتر؟
واقعيت اين است که تجربه‌هاي قبلي ما در رابطه با محرک‌هاي تنش‌زا مي‌‌تواند آن محرک‌ها را بهتر يا بدتر کند. با محرک‌هاي تنش‌زا مثل زلزله معمولا هنگامي بهتر مي‌توان کنار آمد که با آ‌ن آشنا باشيم. مثلا قبلا هم زلزله‌اي را ديده‌ايم ولي توانسته‌ايم با استفاده از اصول علمي جان و مال خود و اطرافيان را نجات دهيم و به نوعي تجربه پيدا کرده‌ايم ولي اگر عناصر معيني از استرس نظير زلزله با تجربه‌هاي شديدا ناخوشايندي مثل از دست دادن يک عزيز همراه بوده است، آن‌گاه وقوع زلزله مي‌تواند پريشان‌کننده‌تر از آن چيزي باشد که در حالت عادي بود.
يعني با توجه به تمام مواردي که گفتيد، در شرايط يکسان افراد واکنش‌هاي يکساني به زلزله نشان مي‌دهند؟
نه! هيچ‌کس به زلزله پاسخي که ديگري به آن داده است را نمي‌‌دهد. برخي افراد در برابر عوارض چنين محرک‌هاي تنش‌زا بسيار آسيب‌پذيرترند. برخي ديگر بسيار مقاوم هستند و به نظر مي رسد که مي‌توانند حداقل تا حدي اثرات زلزله را کم کنند. برخي از عوامل شخصي که بر آسيب‌پذيري نسبت به زلزله تاثير مي‌گذارند عبارت‌اند از: مهارت‌ها، عوامل ارثي و تيپ شخصيتي.
ممکن است در مورد هر يک از اين عوامل مختصرا توضيح دهيد؟
در مورد مهارت‌ها بايد به اختصار بگويم که يک عامل موثر براي مقاومت در برابر اثرات رواني زلزله عبارت است از مجموعه توانايي‌هايي که فرد در اين موقعيت از خود نشان مي‌دهد. مثلا اينکه کجا سنگر بگيرد و چگونه از خود محافظت کند.
در مورد عوامل ارثي به اختصار مي‌توان اين را گفت که آدميان با گرايش‌هاي متفاوتي از لحاظ واکنش به فشار رواني به دنيا مي‌آيند. اين اعتقاد در بين اکثر روان‌شناسان وجود دارد که عده‌اي از انسان‌ها واکنش‌هاي فيزيولوژيک شديدتري از خود نشان مي‌دهند تا سايرين. واکنش‌دهندگان شديد ممکن است حتي در کنار آمدن با محرک‌هاي تنش‌زاي جزيي مشکل داشته باشند.
آيا تيپ شخصيتي خاصي هم داريم که بيشتر تاثير منفي بگيرد؟
بله. افراد تيپ شخصيتي A که افرادي ناشکيبا، بسيار رقابت‌جو و به‌طور وسواس‌گونه‌اي وقت‌شناس هستند و در اثر ناکامي پرخاشجو مي‌شوند، بيشتر تاثير منفي مي‌گيرند. اين افراد خود را به دليل زلزله که از اختيارشان خارج است، سرزنش مي‌کنند! دلايل متعددي براي اين حالت ذکر شده ولي بد نيست به اين هم اشاره کنيم که ممکن است افراد تيپ A به دليل ناتواني در ايجاد شبکه‌‌اي از دوستان و اعضاي خانواده که بتوانند حمايت اجتماعي را در هنگام نياز فراهم آورند، خود را‌ آسيب‌پذيرتر ‌سازند.
چه کساني در برابر چنين فشارهاي رواني مقاوم‌ترند؟
چنين افرادي که اصطلاحا افراد سرسخت ناميده مي‌شوند، خصوصيات زير را دارند:
• آنها با جنبه‌هاي منفي خود و زندگي‌شان کمتر مبارزه مي‌کنند. از عزت‌نفس بالايي برخوردارند و بيشتر بر رويدادهاي مثبت تاکيد مي‌کنند تا رويکردهاي منفي.
• اهميت مشکلات را ناديده نمي‌گيرند و در عوض، فعالانه با مسايل مواجه شده و مي‌کوشند آن را حل کنند.
• معتقدند که شخصا و از طريق اعمال خود به پاداش مي‌رسند، نه آنکه پاداش‌هايشان تحت اختيار خودشان نباشد.
• معتقدند که زندگي‌شان با معناست، يعني يک نظام ارزشي صريح و روشن دارند.
• از لحاظ اجتماعي افراد ماهري هستند و از شبکه‌هاي نيرومند خانوادگي و دوستانه برخوردارند، به طوري که مي‌توانند در زمان گرفتاري به آنها مراجعه کنند.
• و بالاخره اين که بر زندگي خود کنترل بالايي دارند.
منبع:salamat.ir



1 234 235 236 237 238 249