Author Archives: admin

خبرگزاری آريا – خرمشهر تنها ۳۵ متخصص دارد / «سرطان» دومين عامل مرگ و مير در خرمشهر


خرمشهر تنها 35 متخصص دارد / «سرطان» دومين عامل مرگ و مير در خرمشهر

خبرگزاري آريا – رئيس شبکه بهداشت و درمان خرمشهر گفت: خرمشهر تنها يک بيمارستان آن هم با ۳۵ پزشک متخصص و ۱۳۰ پزشک عمومي دارد. مهم ترين و حادترين معضل فعلي بهداشت و درمان مربوط به کمبود متخصص و کمبود امکانات پزشکي از قبيل آنژيوگرافي و ام آر اي است.
دکتر فرشيد بهشتي در گفت و گو با جام جم آنلاين بيان کرد: خرمشهر با داشتن ۲۲ خانه بهداشت و ۷ مرکز خدمات جامع سلامت شهري و ۴ مرکز خدمات جامع سلامت روستايي جمعيتي بالغ بر ۱۷۰۰۰۰ نفر را پوشش مي دهد که در روستاهاي تابعه، ۴۲ بهورز خدمات سطح يک را ارائه مي کنند و همچنين در منطقه شهري ۷۶ مراقب سلامت مشغول انجام خدمت هستند.
وي ادامه داد: از آنجا که خرمشهر داراي مرز مشترک با کشور عراق است اين خدمات در منطقه مرزي هم مرز خشکي و هم مرز آبي با داشتن دو پست مراقبت بهداشتي زميني و دريايي بصورت فعال انجام ميشود.
به گفته رئيس شبکه بهداشت و درمان خرمشهر، اين منطقه تنها يک بيمارستان آن هم با ۳۵ پزشک متخصص و ۱۳۰ پزشک عمومي دارد. مهم ترين و حادترين معضل فعلي بهداشت و درمان مربوط به کمبود متخصص و کمبود امکانات پزشکي از قبيل آنژيوگرافي و ام آر اي است.
بهشتي در رابطه با مشکلات بهداشت و درمان خرمشهر به جام جم آنلاين گفت: از اهم مشکلات مرکز بهداشت خرمشهر کمبود پزشک رسمي در مناطق شهري است، از ديگر مشکلات بهداشتي شهرستان بوي بد کارخانه الکل سازي است که با هماهنگي با دادستان و مسئولين اداره محيط زيست نسبت به پلمپ کارخانه فوق اقدامات بايسته صورت گرفته است. از آنجا که کشور با بحران کم آبي رو به رو شده و متاسفانه شوري آب به دليل EC(سختي آب) بالا باعث نگراني مردم شده است ولي در حال حاضر آب منطقه از نظر آزمايشات ميکروبيولوژي مشکلي ندارد.
رئيس شبکه بهداشت و درمان خرمشهر در خصوص مهم ترين بيماري هاي موجود در منطقه خاطرشان کرد: بيماري هاي قلبي بالاترين ميزان را دارد که همچون ساير مناطق کشور بالاترين علت فوت را نيز به خود اختصاص داده است. در رتبه دوم علل مرگ شهرستان خرمشهر که از برنامه ثبت مرگ استخراج شده، سرطان ها و تومورها قرار دارند. که در خصوص علل ايجادشان نياز به بررسي دقيق تر است که حاصل تشخيص کارشناسان، پزشکان براساس نتايج آزمايشات پاراکلينيکي و کلينيکي است.
به گفته وي، جهت پيشگيري از بيماري هاي ناشي از کمبود ويتامين دي و کلسيم توزيع اين قرص ها در خرمشهر انجام مي شود. در حال حاضر در قسمت مرگ کودکان زير ۵ سال در نوزادان مهم ترين علت نارسي است و در کودکان ناهنجاري و سوانح و حوادث بالاترين علت مرگ را به خود اختصاص داده است.
بهشتي در پايان گفت: ارتقا در وضع سلامت يک جامعه منوط همکاري کليه سازمان ها، ارگان ها و حتي مردم عامه است. به عبارتي ساده تر ۲۵ درصد وضعيت بهداشتي منطقه به شبکه بهداشت و درمان خرمشهر مرتبط بوده و ۷۵ درصد به ساير ارگانها، ادارات و مردم، لذا نياز است که در خصوص وضعيت بهداشتي، درماني منطقه، دست به دست هم دهيم تا بتوانيم مردم شريف شهر و روستاهاي خرمشهر خدمت رساني کنيم.


خبرگزاری آريا – سراميک را جايگزين فرش نکنيد


سراميک را جايگزين فرش نکنيد

خبرگزاري آريا – در گذشته‌هاي نه چندان دور ارزش يک خانه به فرش‌هاي دستبافت پشمي و ابريشمي و رنگ‌ها و طرح‌هاي خاص آن بود.
به مرور زمان و با تغيير نسل‌ها فرش‌هاي ماشيني با الياف و مواد شيميايي جايگزين فرش‌هاي دستبافت شدند و بعد از آن طولي نکشيد کفپوش‌هاي سراميکي و پارکت‌ها جايگزين فرش‌ها شده و ماندگار شدند.
مضرات سنگ و سراميک از ديدگاه طب سنتي
طب سنتي با فرش‌هاي ماشيني و کفپوش‌هاي سراميکي و پارکت‌ها رابطه خوبي ندارد. از ديدگاه طب سنتي طبيعت سراميک و سنگ سرد است البته پارکت‌هاي چوبي نسبت به سراميک از سردي کمتري برخوردارند.
راه رفتن و نشستن روي اين کفپوش‌ها در سالمندان و کودکان براي مفاصل و استخوان‌ها و رشد اندام‌ها بسيار مضر دانسته شده است.
ورود سرما از کف پا بيش از کف دست مي‌تواند اثرات نامطلوبي روي اعضاي بدن بگذارد. متخصصان بر اين باورند که گرمي توليد حرارت و انرژي مي‌کند و بهتر است حرارت نسبي فرد را حفظ کرده و سرد کردن زياد بدن منع شده است بنابراين هيچ‌گاه سراميک و سنگ را جايگزين فرش نکنيد.
در هواي سرد هنگام راه رفتن روي اين نوع کفپوش‌ها جوراب نخي، پنبه‌اي و پشمي به پا کنيد يا دمپايي بپوشيد.
فرش ماشيني بهتر از سراميک است‌؟
فرش‌ هاي ماشيني بر‌خلاف دستبافت از الياف و رنگ‌هاي مصنوعي تهيه شده اند که مي‌تواند سبب حساسيت‌هاي پوستي، بثورات جلدي، سرفه، خارش و سوزش چشم در دراز مدت شود. بزرگ‌ترين صدمه ناشي از راه رفتن روي فرش‌هاي ماشيني و موکت‌هاي با الياف مصنوعي توليد الکتريسيته ساکن در بدن در حين راه رفتن است.
زماني که تجمع بارهاي يوني در بدن زياد شود در سر انگشتان تخليه را به صورت جرقه احساس خواهيم کرد که مي‌تواند موجب بي قراري، سردرد، تنگي نفس و… شود.
ايراد ديگري که اين فرش‌ها دارند اين است که گرد و خاک را بسادگي جمع کرده و بر اثر عبور و مرور افراد در فضا پخش مي‌شوند که بسيار حساسيت زا هستند.
از ديدگاه طب سنتي مزاج اين فرش‌ها سرد است و مي‌تواند باعث بروز بيماري‌هاي سرد همچون دردمفاصل و استخوان‌ها و آرتروز شود.
فقط فرش دستباف وطني!
فرش دستباف طبيعت گرم دارد و راه رفتن، چهار دست و پا رفتن و غلتيدن روي آن بخصوص براي سالمندان و کودکان ضرري ندارد.
خانواده‌هايي که مي‌توانند قسمت‌هايي را که بيشتر در معرض رفت و آمد، نشستن و خوابيدن است با قاليچه‌هاي دستباف کوچک مفروش کنند.
فاخره بهبهاني – جام جم


خبرگزاری آريا – با کساني که پارانوئيد دارند، چه کنيم؟


با کساني که پارانوئيد دارند، چه کنيم؟

خبرگزاري آريا –
پارانويا
بدبيني و سوءظن جزو علائم بيماري پارانويا است
پارانويا همان بيماري اي است که خيلي ها از آن با نام بدبيني و سوءظن ياد مي کنند که يک تفکر غلط است که در ذهن بسياري از افراد جاافتاده. اگرچه بدبيني و سوءظن جزو علائم اين بيماري است ولي اين همه ماجرا نيست. اين بيماري زيرمجموعه اختلالات شخصيتي قرار مي گيرد و بااينکه بيمار پارانويا نقاط مشترکي با بيمار اسکيزوفرني دارد ولي از خيلي جهات با يکديگر تفاوت دارند.
متاسفانه در حال حاضر بسياري از افراد زندگي مشترک خود را به دليل ابتلاي يکي از زوجين به پارانويا از دست مي دهند و مجبور به جدايي مي شوند. البته بايد دقت کرد که هر نوع بدبيني و بدگماني پارانويا نيست و نبايد هرگونه شک و گمان و سوءظن را با پارانويا يکي دانست.
نکته مهم درخصوص پارانويا اين است که اين بيماري در بسياري از اوقات قابل درمان است و فرد مي تواند با رعايت يکسري اصول رفتاري به زندگي معمولي خود ادامه دهد. در مطلب پيش رو با ويژگي هاي اين بيماران، چگونگي رفتار با آن ها و ساير مسائل مرتبط با اين بيماري بيشتر آشنا مي شويد.
بيماري پارانويا از زمان قبل از بقراط در يونان وجود داشته است ولي با اين نام شناخته نمي شده و اغلب اين بيماري را نوعي ديوانگي مي دانستند. پارانويا در زبان يوناني از دو بخش پارا (Para) و نوس (nos) تشکيل شده و معني ديوانگي مي دهد. در قرن هجدهم اصطلاح پارانوييد براي اختلالاتي که علائمي مثل هذيان و توهم داشتند، استفاده مي شد تااينکه در سال ۱۸۹۳ اميل کريپلين (emil Kraepelin) اصطلاح مستقل پارانويا را به کار برد و آن را از پارافرنيا که در اروپا استفاده مي شد، تفکيک کرد.
يکي ديگر از کارهايي که کرپلين انجام داد جداکردن پارانوييد از اسکيزوفرني است چون بسياري از علائم اين دو بيماري شبيه يکديگرند. اين روان پزشک آلماني توهم را جزو اصلي ترين ويژگي هاي بيماري پارانويا دانست. او براساس معناي يوناني پارانويا هرگونه افکار توهمي را جزو اين بيماري قرار داد.
به اين ترتيب از نظر کرپلين کسي که با خودش فکر مي کند يک شخصيت سياس يا ادبي- هنري مهم است نيز جزو بيماران پارانويا محسوب مي شود. ويژگي اصلي بيماري پارانويا يا بيماران مبتلا به اختلال شخصيت بدگماني، شک و بي اعتمادي به همه افراد است.
مبتلايان به اين بيماري در بيشتر مواقع خشمگين هستند و نسبت به ديگران دشمني دارند. آن ها به هر بهانه اي دعوا و مرافعه راه مي اندازند و به بقيه به خصوص همسر خود سوءظن دارند. علاوه بر اين، افراد مبتلا به پارانويا اغلب مواقع تصور مي کنند تحت تعقيب هستند يا شخصي با آن ها دشمني دارد و آن ها را مسموم يا بيمار کرده است. در بعضي موارد، فرد دچار اين توهم مي شود که داراي يک قدرت ماورايي يا برگزيده خداست که توسط يکسري نيروهاي خارجي کنترل مي شود.
علت چيست؟
با اينکه هنوز هيچ دليل و علت قطعي براي اين بيماري مشخص نشده اما نقش ژنتيک و وراثت را در ابتلا به اين بيماري نمي توان ناديده گرفت. تحقيقات متعددي نشان داده که وقتي يکي از دوقلوهاي يک تخمکي همسان مبتلا به بيماري اسکيزوفرني، علائم پارانويا دارند، ديگري هم به اين بيماري مبتلا مي شود. همچنين تحقيقات نشان داده که ميزان ابتلا به بيماري پارانويا دارند، ديگري هم به اين بيماري مبتلا مي شود. همچنين تحقيقات نشان داده که ميزان ابتلا به بيماري پارانويا در افرادي که به بيماري اسکيزوفرني مبتلا هستند، بيش از بقيه است.
علاوه بر ژنتيک که متهم اصلي اين بيماري به شمار مي آيد، مصرف داروهايي که داراي آمفتامين هستند، همچنين مصرف قرص هاي روان گردان، ماري جوانا، کوکائين و امثال اين ها هم در ابتلا به اين بيماري تاثيرگذار است. از ديگر عواملي که براي علت بيماري پارانويا ذکر شده، استرس و نگراني است.
بعضي از تحقيقات ثابت کرده اند که وقتي فرد در شرايط سخت و تحت فشار باشد، رفتار پارانوياگونه انجام مي دهد، به بيان ديگر اين رفتار مي تواند واکنشي نسبت به سختي و فشارهاي زندگي باشد؛ بنابراين تحقيقات بيماري پارانويا در بيشتر گروه هاي اقليت، مهاجران، اسيران و زندانيان شايع است. نکته قابل ذکر ديگر در رابطه با بيماري پارانويا اين است که مردان از زنان بيشتر به اين بيماري مبتلا مي شوند.
علائم پارانويا
اگر مي خواهيد با علائم يک بيمار پارانوييد آشنا شويد به رفتار او دقت کنيد و ببينيد کدام يک از اين علائم را دارد؛ توهم هاي ديداري، شنيدن صداهاي غيرواقعي، کژانگاري، مانند گمان اشتباه مبني بر اينکه همکار شما مي خواهد شما را مسموم يا صداي شما را ضبط کند، بيزاري، خشم، گوشه گيري، خشونت، دشواري هاي گفتاري، رئيس وار رفتار کردن و انديشه و کنش خودکشي.
پارانويا در جامعه
تا به اينجا درخصوص بيماران مبتلا به پارانويا، علت ابتلاي آن ها و علائمشان صحبت کرديم ولي به يک موضوع خيلي مهم نپرداختيم و آن هم اينکه پارانويا علاوه بر اينکه مي تواند يک فرد را بيمار کند، مي تواند يک جامعه را هم بيمار و مبتلا کند.
پارانوئيد
پارانويا علاوه بر اينکه مي تواند يک فرد را بيمار کند، مي تواند يک جامعه را هم بيمار کند
درمان چيست؟
از آنجايي که هنوز علت قطعي ابتلا به اين بيماري مشخص نشده، درمان قطعي هم براي اين بيماري تعيين نشده است، اما به طور کلي شيوه هاي درماني اين بيماري را مي توان به دو بخش دارودرماني و روان درماني تقسيم کرد. پيش از اينکه به مبحث درمان اين بيماري بپردازيم، بايد گفته شود که اغلب مبتلايان به پارانويا معتقدند که بيمار نيستند، به همين خاطر کمتر حاضر مي شوند نزد درمانگر بروند. اين افراد به دليل توهمي که دارند فکر مي کنند خودشان مشکلي ندارند و اين بقيه هستند که بيمارند و مشکل دارند.
در بخش دارودرماني، بيمار با استفاده از داروهاي آرام بخش مثل ديازپام تسکين پيدا مي کند. البته در برخي مواقع داروهاي ضد روان پريشي براي فرد تجويز مي شود که تجويز داروها بستگي به تشخيص پزشک و حد و اندازه بيماري فرد دارد. با وجود اينکه خيلي از بيماران پارانوييد تحت روش دارودرماني هستند، روش روان درماني در اغلب مواقع از دارودرماني موفق تر است. در اين روش درمانگر بيش از هر چيز تلاش مي کند تا حساسيت ها و شک و سوءظن هاي بيمار رفع شود؛ ضمن اينکه در طول درمان تلاش مي شود که توانايي هاي اجتماعي فرد نيز تقويت شود.
نکته مهم در مورد اين روش درماني آن است که درمانگر بايد صبر و حوصله فراواني براي پروسه درماني داشته باشد چون معمولا سر و کار داشتن با اين دسته از بيماران کار بسيار سختي است، آن ها بسيار زودرنج هستند، رفتار خصمانه و تندي دارند و به سرعت عصباني مي شوند. درمانگر در روش روان درماني ابتدا تلاش مي کند شک و بدگماني را از فرد دور و پس از آن با انجام تمرين هاي آرامش بخش او را از حالت انزوا و گوشه گيري خلاص کند.
علاوه بر اينکه در مرحله روش درماني، درمانگر نقش بسيار مهمي دارد، خانواده بيمار هم بسيار تاثيرگذارند، طوري که امروز يکي از روش هاي درماني پارانويا خانواده درماني است. به اين معني که آن ها مي توانند با آموزش ديدن درخصوص برخورد با بيماران و کمک به آن ها بر سير بهبودي بيمار تاثير بسزايي داشته باشند. با اينکه پارانويا بيماري است که فرد را تا آخر عمر درگير مي کند ولي با اجراي پروسه هاي درماني به موقع و درست مي توان اين بيماري را مديريت و کنترل کرد.
چگونه با بيماران پارانوييد رفتار کنيم؟
اگر در دور و بري ها يا نزديکان خود با يک بيمار پارانوييد سر و کار داريد، اين توصيه ها را جدي بگيريد.
• سعي نکنيد رفتار آن ها را تغيير دهيد، اين کار تقريبا غيرممکن است.
• سعي کنيد ارتباطتان با بيمار را نزديک تر کنيد تا از شما راضي باشد، ولي هرگز سوءظن هايش صحه نگذاريد و در اين بحث ها اصلا شرکت نکنيد.
• هنگامي که بيمار سوءظن نسبت به همسرش پيداکرده، مواظب باشيد تا از همسر او جانبداري نکنيد، اين کار باعث به وجود آمدن پيش فرض هاي جديد در او شده و ممکن است فکر کند شما با همسرش ارتباط داريد و به شما هم بدگمان شود.
• هرچه اختلال پارانوييد شديدتر باشد، احتمال دست زدن به خشونت در اين گونه بيماران بيشتر مي شود. در اين مواقع حتما از پزشک کمک بخواهيد.
• از آن ها انتظار روابط عاطفي نداشته باشيد. برقراري اين رابطه تقريبا غيرممکن است.
• بهتر است براي جلوگيري از لوس شدن يا طلبکار بار آمدن بيمار، گاهي که از او ناراحت هستيم، او را با محروميت مواجه کنيم.
چه افراد مشهوري پارانويا داشتند؟
فرويد، اختلال پارانويا را بيماري مختص روشنفکران و طبقه تحصيل کرده جامعه مي داند. به عقيده فرويد افراد معروف و مشهور به دليل شهرتشان همواره توهم توطئه دارند؛ به نظر او روشنفکران چون بلندپرواز هستند، گاهي دچار اين توهم مي شوند که موقعيتشان خيلي با مردم عادي فرق دارد، پس هر آن ممکن است تحت تعقيب يا توطئه يک نفر باشند. اگرچه اين نظر فرويد را نمي توان تعميم داد ولي افراد مشهوري بوده اند که در طول زندگي شخصي و حرفه اي خود از بيماري پارانويا رنج مي بردند.
بسياري از افراد مشهور هم به اين بيماري مبتلا نبوده اند ولي تفکراتشان پارانوياگونه بوده است. به عنوان مثال، استالين، رهبر و سياستمدار شوروي در دوران حکومت خود همواره توهم اين را داشت که دشمنان بسياري در کمين و عليه او هستند يا مثلا گاليه به اندازه اي جاه طلبي بيهوده و تکبر داشت که فکر مي کرد همه به فکر سرقت آثار او هستند، طوري که يک بار کاپرا را آن چنان به سرقت از کتاب ها و اطلاعاتش متهم کرد که پاي او را به دادگاه کشاند و يک مطلب تند و تيز هم عليه او نوشت.
نيچه يکي ديگر از افرادي است که به محض جدايي از محبوبه اش به همه زنان بدبين و دچار نوعي جنون شد؛ اين موضوع در بسياري از آثار او هم ديده مي شود، اما توهم توبيخ و تحت تعقيب بودن در کافکا به اندازه اي بود که يک روز صبح وقتي از خواب برخاست احساس کرد که قرار است محاکمه شود و بايد به دادگاه برود، در حالي که اصلا اين گونه نبود؛ اما نقطه اوج اين داستان جايي است که خود فرويد هم که ماجراي ابتلاي روشنفکران به پارانويا را طرح مي کند، به اين بيماري مبتلاست. او در حدي دچار توهم شده بود که در دوره اي از زندگي خود ادعا مي کرد مي تواند بشريت را زير سلطه فکري خود دربيارود.
ارنست همينگوي از نويسندگان معروف هم از پارانويا در امان نبود. او علاوه بر پارانويا از بيماري افسردگي هم رنج مي برد، به همين خاطر تاب زندگي با اين اختلالات روحي را نياورد و يک روز تصميم گرفت خودش را با يک تفنگ شکاري خلاص کند. به اين ترتيب مي توان گفت که بيماري پارانويا مختص قشر يا گروه خاصي از مردم نيست و هرکسي ممکن است به اين بيماري مبتلا شود اگرچه وجود يکسري شرايط، زمينه ابتلا به اين بيماري را فراهم مي کند ولي مي توان گفت هيچ کس از فکر و رفتارهاي پارانوياگونه در امان نيست.
منبع: ماهنامه همشهري تندرستي



خبرگزاری آريا – ۸ کار ساده اي که بايد در روزهاي تعطيل انجام دهيد


8 کار ساده اي که بايد در روزهاي تعطيل انجام دهيد

خبرگزاري آريا –
انجام کار در روزهاي تعطيل
برنامه ريزي هفته در روز تعطيل يکي از مهم ترين کارها براي برنامه ريزي هفته ي شماست‎
برنامه ريزي هفته در روز تعطيل يکي از مهم ترين کارها براي برنامه ريزي هفته ي شماست. روزهاي جمعه نبايد خسته کننده ترين و دردآورترين روز هفته باشد.
امروز شما تصميم مي گيريد چطور هفته اي را سپري کنيد. اولويت هاي خود را تنظيم مي کنيد. اهداف خود را يادآوري مي کنيد. عادت هاي خود را به کار ميندازديد تا شما را زودتر به اهدافتان برسانند.
ليستي از کارهايي که در هفته مي خواهيد انجام دهيد تهيه کنيد و کارهاي مشابه را گروه بندي کنيد
من اين را از توني رابينز دزديده ام . اين يک تکنيک فوق العاده است و خوب جواب مي دهد. کارهاي از يک گروه را در يک زمان مشخص و پشت هم انجام دهيد. از نظر ذهني اينکار بهترين جواب را براي شما مي دهد.
صبح جمعه، سريعا يک کار راحت را انجام بدهيد
اينکار براي اينست که شما حس خوبي براي انجام وظايفتان در اول صبح داشته باشيد. شما ممکن است کار راحتتان جواب دادن به يک ايميل و يا آپلود کردن پستي در بلاگ باشد. کاري را بکنيد که ناخودآگاه شما را حالت خوبي قرار بدهد.
برنامه هاي اجتماعي خود را براي هفته تنظيم کنيد، از قبل
اگر قرار است کاري اجتماعي را انجام دهيد، آنرا بايد برنامه ريزي کنيد و اجازه ندهيد چيزي خارج از برنامه ي شما اتفاق بيفتد. بسياري از مردم اجازه مي دهند برنامه ها به آنها ديکته شوند، در حالي که بايد ما آنها را تنظيم کنيم. کار اشتباه بسياري اينست که زمان زيادي را قرار مي دهند که ديگران هر جوري خواستند آنرا پر کنند. مسئوليت را بعهده ي کس ديگري واگذار نکنيد.
کارهاي ساده در روزهاي تعطيل
روزهاي جمعه نبايد خسته کننده ترين و دردآورترين روز هفته باشد‎
يک هدف اصلي را براي هفته ي بعد در نظر بگيريد و موفقيت خود را بر اساس آن بسنجيد
اين هدف نبايد يک هدف بزرگ باشد. نگويئد اين هفته مي خواهم يک کتاب بنويسم. يک فصل را براي نوشتن تعيين کنيد. ممکن است هدف شما مرتب کردن کمد لباستان باشد. مهم اين نيست که هدف شما چيست، مهم اينست که عادت درست کنيد براي خود. عادت به اينکه اول هفته براي خود هدفي معين کنيد. اول آن يک هدف کوچک است. اما وقتي عادت شد، شما مي توانيد آنرا بزرگتر کنيد و به اهداف بزرگتري برسيد. از کوچک شروع کنيد.
خريد هاي فروشگاهي خود را روز جمعه انجام بدهيد
”شکست براي آمادگي در واقع آمادگي براي شکست است”. براي نمونه در مورد غذا. به جاي اينکه برنامه ي شما بگويد کي غذا بخوريد برنامه ي غذايي خود را تنظيم کنيد. به فروشگاه برويد و براي غذاي هفته ي خود خريد کنيد.
يک قهوه ي سرد بنوشيد
نوشيدن قهوه توان و کارآيي شما را به صورت تواني بالا ميبرد. اين يک قانون است.
ايميل خود را تا قبل از بعدازظهر چک نکنيد
صبح جمعه ي شما بسيار پربازده است. بايد آنرا با يک کار سخت شروع کنيد. به جاي اينکه صبح نتوانيد چند ايميل را پاسخ بدهيد و شکست بخوريد.
هر ۱/۵ ساعت براي خود آلارم ۵ يا ۱۰ دقيقه اي تنظيم کنيد
هر کسي که مي گويد براي کار کردن بايد بي وقفه بدون در نظر گرفتن ساعت کار کرد کارآيي را کشته است. براي اينکه بتوانيد جمعه هاي خود را کارآتر بکنيد بايد بتوانيد از کارهاي روتين هر روزه ي خود دور شويد. تا بتوانيد ذهن خود را خالي کنيد. در ضمن بايد در نظر داشته باشيد که نبايد کلا کامپيوتر خود را رها کنيد و به تلفن همراه خود بچسبيد. وگرنه کل هدف ارا از دست داده ايد. برويد و مقداري پياده روي کنيد، وقتي برگشتيد آماده ايد به سر کار خود برگرديد.
منبع : ibazaryabi.com


خبرگزاری آريا – زندگي بر اساس حرف مردم


زندگي بر اساس حرف مردم

خبرگزاري آريا –
حرف مردم,حرف و قضاوت مردم ,قضاوت مردم
مدام نگران حرف و قضاوت مردم است. دوستانش را هم بر همين اساس انتخاب مي کند؛ اگر چند خودرو مدل پايين جلوي خانه اش پارک کنند يا موقع رفتن مهمان ها ناچار شود براي يکي از آنها به مقصدي که فکر مي کند در شأن خانواده او نيست از آژانس محل ماشين بگيرد، به خيالش آبروريزي مي شود.
از دردسرهاي انتخاب مهمان و استفاده از خودروي شخصي هم که بگذريم، انتخاب لباس، ميوه و شيريني، گوشت، مرغ، ماهي و نوع چيدمان خانه را نمي شود ناديده گرفت. اگر شما هم زندگي چنين فردي را ديده باشيد، حتما مي دانيد چقدر سخت است که زندگي شخصي تان را با نوع نگاه و نظر مردم تطبيق دهيد و بر اين اساس دائم تغيير کنيد.
تجمل گرايي يا ترس از رفتن آبرو
شايد فکر کنيد کسي که دائم به فکر حرف مردم است و رفتارش را مطابق با نظرات آنها تغيير مي دهد، حتما بايد آدم افاده اي، کمي تا قسمتي پولدار و به فکر تجملات زندگي باشد، اما اين طرز فکر اشتباه است؛ چراکه آقاي نعمتي با اين که از نظر اقتصادي وضع متوسطي دارد و اصلا اهل پزدادن و اين جور کارها و حرف ها نيست، باز هم دائم به حرف مردم فکر مي کند و حتي خريد مايحتاجش را بر آن اساس تغيير مي دهد.
او مي گويد: اگر براي پذيرايي از مهمانم چند نوع ميوه نخرم، آبرويم مي رود البته ميوه ها هم بايد طوري باشد که خودش داد بزند آنها را از بازار ميوه و تره بار نخريده ام وگرنه آبرويي که اين همه سال براي به دست آوردنش زحمت کشيده ام، يکشبه به باد فنا مي رود.
به اعتقاد اين آقاي هفتاد و هشت ساله، با اين کارها حداقل مي توان صورت را با سيلي سرخ نگه داشت، اما آيا واقعا لازم است صورتمان را با سيلي سرخ کنيم و سال ها با چنين دردسري روزگار بگذرانيم؟
شايد خيلي از ما اين سوال را از خودمان بپرسيم؛ اما آنچه اهميت دارد پاسخ و عمل درست است.
اين عادت، هميشه هم بد نيست
آيا مي شود مثل شخص ديگري رفتار کنيد و اين نحوه برخوردتان مثبت تلقي شود؟ خيلي ها فکر مي کنند تقليدکردن از ديگران و هماهنگ شدن با عقايد آنها هميشه موضوعي منفي است، در حالي که دکتر پروين ناظمي، روان شناس و مدرس دانشگاه در گفت وگو با «جام جم» نظر ديگري را مطرح مي کند و مي گويد: غريزه پيروي از ديگران، يکي از مسائلي است که ميان افراد مختلف يک جامعه هميشه وجود داشته و دارد. افراد با توجه به اين نوع غريزه براي همرنگي با جماعت و طردنشدن از سوي جامعه اي که در آن در حال رشد و زندگي هستند، خودشان را به دست محيط مي سپارند و عقايد رنگارنگ و گاه متضاد را تا حدي مي پذيرند.
وي تاکيد مي کند: نکته بسيار مهم اين است که بتوانيم به درستي تشخيص دهيم هماهنگي با افراد جامعه در چه شرايطي و تا چه حدي مثبت است و چه هنگام اين رفتار منفي مي شود. به اين معنا که پذيرفتن عقايد ديگران و عمل کردن براساس آن، گاهي به نفع انسان است و گاهي هم مي تواند مخرب و مضر باشد.
الگوبرداري از ديگران و اهميت دادن به نظرات و قضاوت آنها اگر به شکلي باشد که فوايدش نصيب فرد مي شود و آرامش او را مختل نکند، مفيد است و مي تواند موجب پيشرفت شود؛ اما در صورتي که قضيه همرنگي با جماعت يا پيروي از ديگران موجب شود فرد بر زندگي خودش تسلط نداشته و احساس آرامشش هم از دست برود، نه تنها فايده اي ندارد بلکه مضراتش نيز او را درگير خواهد کرد
البته شايد تصور مثبت بودن پذيرفتن نظرات ديگران کمي دشوار باشد، اما آن طور که دکتر ناظمي مي گويد ما در زندگي گاهي نياز داريم از ديگران الگوبرداري کنيم؛ البته الگوهاي صحيح، منطقي، سالم و مثبت که اگر بتوانيم در زندگي آنها را پيدا کنيم به رشد، موفقيت و پيشرفت مان کمک مي کند.
حالا که موضوع روشن تر شد، بهتر متوجه مي شويم و مي بينيم که بسياري از ما نيز در انتخاب رشته تحصيلي يا شغل مورد علاقه مان نظر ديگران را پرسيده ايم و الگويي براي خودمان انتخاب کرده ايم. به عنوان مثال بارها از زبان دانش آموزي شنيده ايم که مي گويد خيلي دوست دارم مثل اين معلمم باشم؛ هم در رشته تخصصي اش مهارت دارد و هم اخلاق و رفتارش خوب است. پس من هم تمام تلاشم را مي کنم که در همين رشته درس بخوانم و ادامه تحصيل دهم. اين دانش آموز با چنين ايده اي مي تواند تا جايي پيش برود که واقعا همان رشته معلمش را انتخاب کند و ادامه دهد و در نهايت هم شغل تدريس را انتخاب کند.
حرف مردم,حرف و قضاوت مردم ,قضاوت مردم
به گفته اين روان شناس، الگوبرداري از ديگران و اهميت دادن به نظرات و قضاوت آنها اگر به شکلي باشد که فوايدش نصيب فرد مي شود و آرامش او را مختل نکند، مفيد است و مي تواند موجب پيشرفت شود؛ اما در صورتي که قضيه همرنگي با جماعت يا پيروي از ديگران موجب شود فرد بر زندگي خودش تسلط نداشته و احساس آرامشش هم از دست برود، نه تنها فايده اي ندارد بلکه مضراتش نيز او را درگير خواهد کرد.
اين حس از کجا مي آيد؟
بعضي ها مي ترسند دوستان شان را از دست بدهند، گروهي هم نگران قضاوت ديگران در مورد خود و خانواده شان هستند. چشم و همچشمي هم که داستان خودش را دارد و خيلي ها را درست و حسابي درگير کرده است، عده اي هم هر کاري از دست شان برمي آيد انجام مي دهند تا ديگران تائيدشان کنند، اما اگر بخواهيم سرنخ اين احساسات را پيدا کنيم، موضوع خيلي پيچيده مي شود، چون اين شرايط به دلايل متفاوتي ايجاد خواهد شد.
ولي يک نکته کلي وجود دارد و آن اين که همه انسان ها از تنهايي و طردشدن مي ترسند؛ ولي اين که چنين ترسي تا چه حد مي تواند روي رفتارشان تاثيربگذارد، موضوع مهم تري است که دکتر ناظمي به آن اشاره و خاطرنشان مي کند: اين که افراد تصميم مي گيرند يک عمر براي خودشان زندگي کنند يا براي رضايت ديگران، به قدرت رهبري و تسلط شان بر زندگي و همچنين ميزان صاحب نظر بودن آنها ارتباط پيدا مي کند. بنابراين نبايد فراموش کنيم، ويژگي شخصيتي انسان ها تعيين کننده چگونه زندگي کردن آنهاست.
به گفته اين روان شناس همه اين موارد موضوعاتي است که در ذهن افراد و براساس نحوه رشد و پرورش شان در خانواده اتفاق مي افتد. به اين معنا که وقتي فرزند خانواده اي ياد مي گيرد فقط در پي تائيدگرفتن از والدينش باشد و براي خوب بودن و تائيدشدن، در حقيقت با کارهايش به آنها التماس مي کند که او را دوست داشته باشند، بعدها و در جامعه هم نمي تواند خودِ واقعي اش را نشان دهد. يادمان باشد همه بچه ها شيطنت مي کنند و اگر قرار باشد ما آنها را با قيد و شرط دوست داشته باشيم و اين مطلب را به آنها هم تاکيد کنيم، به طور حتم بچه ها تائيدطلب و مهرطلب مي شوند و از قضاوت ديگران مي ترسند، چون هيچ وقت نياموخته اند مستقل زندگي کنند و هميشه به نوعي به نظرات ديگران وابسته بوده اند. البته در دوران نوجواني موضوع فرق مي کند. هنگامي که هويت فرد در حال شکل گرفتن است، ارزيابي ديگران در مورد او برايش بسيار مهم است و نحوه نگرش ديگران در ايجاد تصويري که نوجوان از خودش در ذهن دارد، اهميت خاصي خواهد داشت.
دکتر ناظمي مي گويد: شايد در دوران کودکي چگونگي برخورد با افکار مختلف در جامعه چندان مهم نباشد، اما نبود آموزش اين مهارت در دوران نوجواني مي تواند مشکل آفرين شود بنابراينيکي از مهم ترين مهارت هايي که نوجوانان بايد آن را از خانواده شان بياموزند، قدرت ابراز وجود است. يعني نوجوان بايد بداند حتي اگر نظراتش مخالف جمعي خاص باشد يا آنها بايد او را متقاعد کنند يا اين که نوجوان بايد قادر باشد به شيوه صحيحي مخالفتش را بيان و نتيجه مورد نظرش را کسب کند.
سخت است، اما مي شود
خانم مفرّح هميشه مي گويد: سني از من گذشته؛ چطور مي توانم خودم را تغيير دهم؟ او که حدود ۷۰ سال دارد، فکر مي کند اين تغيير غيرممکن است. دکتر ناظمي ضمن بيان اين که انسان ها هميشه در مقابل تغيير مقاومت مي کنند، يادآور مي شود: اين مقاومت بويژه در افرادي ديده مي شود که زندگي شان شکل گرفته و سال هاست به يک شيوه خاص رفتار کرده اند. بنابراين نمي توانيم از اين افراد خيلي انتظار تغيير داشته باشيم، اما در هر حال بايد بدانيم تغييرات مثبت جزء مهمي از زندگي است که بايد از يک زمان شروع شود و شايد حالا وقتش باشد.
به گفته اين روان شناس، افراد مي توانند با توجه به هنجارها و ضمن رعايت قوانين اجتماعي براساس خواسته ها و سلايق شان زندگي کنند. بنابراين تاجايي که ديگران از رفتار ما آسيب نبينند و مشکلي براي شان ايجاد نشود، مي توانيم و خوب است به ميل خودمان زندگي را پيش ببريم.
اگر هميشه با خودتان فکر مي کنيد در طول زندگي هيچ لذتي نبرده ايد و آرامش را احساس نکرده ايد، دائم در تلاطم بوده ايد و نگران تائيدشدن يا نشدن از طرف ديگران، آن وقت است که به توصيه دکتر ناظمي بايد سبک زندگي تان را تغيير دهيد
اما زندگي خيلي ها تحت تاثير نظر ديگران است؛ بنابراين طبيعي است آنها نگران نحوه نگرش افراد نسبت به زندگي شخصي شان باشند و بخواهند ديگران رفتارشان را تائيد کنند.
او به اين افراد توصيه مي کند: کسب اعتماد به نفس يکي از مهم ترين نکاتي است که بايد آن را در نظر داشته باشيد. فردي که خودش را قبول دارد و از وضع زندگي اش راضي است، بي شک درگير مسائل ظاهري نمي شود و با شخصيت مستقلش اين مشکلات را گاه براحتي و گاهي با تلاشي بيشتر کنار مي گذارد.
کساني که اعتماد به نفس کافي ندارند و ديگران را بهتر از خودشان مي دانند، هميشه نگران نحوه تفکر مردم هستند. اين گروه ممکن است با خود چنين بينديشند که شيوه پذيرايي، نوع چيدمان خانه و مدل اتومبيل ديگران بهتر از آنهاست و در نتيجه فکر مي کنند اگر مثل آنها از مهمانان خود پذيرايي نکنند حتما مورد قضاوت منفي آشنايان قرار خواهند گرفت. به همين دليل ترس از قضاوت ها و تائيدنشدن از طرف ديگران يکي از مهم ترين عواملي است که موجب چنين رفتاري مي شود؛ اما مطمئن باشيد اگر گام اول را درست برداريد، بقيه موارد ساده خواهد بود.
از زندگي تان لذت برده ايد؟
تا به حال از خودتان پرسيده ايد آيا از زندگي لذت برده و مي بريد، يا نه؟ جواب اين سوال مي تواند به من و شما کمک بزرگي کند. يعني اگر هميشه با خودتان فکر مي کنيد در طول زندگي هيچ لذتي نبرده ايد و آرامش را احساس نکرده ايد، دائم در تلاطم بوده ايد و نگران تائيدشدن يا نشدن از طرف ديگران، آن وقت است که به توصيه دکتر ناظمي بايد سبک زندگي تان را تغيير دهيد. اما چنانچه پس از بررسي سال هاي عمر تان متوجه شديد واقعا لذت و آرامش را حس کرده ايد و از زندگي تان راضي بوده ايد، مي توانيد به همين شيوه ادامه دهيد.
منبع : سايت آفتاب



خبرگزاری آريا – در ايران، دشمن شادي کيست؟


در ايران، دشمن شادي کيست؟

خبرگزاري آريا –
در ايران، دشمن شادي کيست
کارشناسان سلامت روان بر نقش و اهميت شادکامي در زندگي تاکيد کرده و آن را از مهم ترين علل ارتقاي سلامت روان در افراد جامعه مي دانند؛ با اين حال، به نظر مي رسد شادي، حلقه مفقوده سلامت روان در جامعه ماست؛ جامعه اي که در آن، روش هاي گوناگوني براي سوگواري به رسميت شناخته شده اما روش هاي ابراز شادماني، بسيار محدود و مبهم است. به نظر روان پزشکان و کارشناسان اکثر مردم ما شاد نيستند. درحالي که در کشورهاي حتي بسيار فقيرتر از نظر اقتصادي که شايد قابل مقايسه با ايران نباشند، شادي در تمام جوانب زندگي، خودش را نشان مي دهد. اين موضوعي است که دکتر محمد علي شهرکي، روان پزشک در اين گفت وگو درباره آن توضيح داده است.
● اصلا شادي چيست؟
شادي از نظرلغوي عبارت است از، يک حالت هيجاني که نشانگر رضايتمندي فرد در ابعاد مختلف به ويژه ابعاد رواني است. ما شخصي را شاد مي گوييم که احساس کند بر اوضاع مسلط است و سرنوشتش به عهده خودش است و به اندازه تلاشش نتيجه مي گيرد و رخدادهاي پيش بيني نشده او را غافلگير نمي کند.
احساس رضايتمندي ۳ سطح دارد: سطح اول فردي است؛ يعني فرد از وجود خود و از عملکردش رضايت داشته باشد. سطح دوم اين است ، شخص از ديگران احساس رضايت کند و اينکه ديگران او را دوست دارند و برايش ارزش قائلند؛ اين ديگران مي تواند شامل افراد حقيقي باشد يا نهادهاي حقوقي و يا حتي حکومتي. سطح سوم رضايتمندي اين است، شخص احساس کند ديگران هم از او راضي هستند. در اين ميان وقتي از نظر ۳ سطح فرد اقناع مي شود، احساس افسردگي و اضطراب از او خارج مي شود و مي تواند اين احساس را به جامعه و خانواده هم تسري دهد. پس بحث رضايتمندي و شادي در همه ابعاد زندگي مي تواند حضور داشته باشد.
● شبکه هاي سرگرم کننده در اولويت اند
اتفاقي که در مورد رسانه هاي ما افتاده اين است؛ زماني که ما نمي توانيم مردم را از طريق رسانه اقناع کنيم، مردم به رسانه هاي خارج از کشور روي مي آورند چون اين شبکه ها فيلم هايي را نشان مي دهند که بيشتر جنبه شادي دارند درحالي که بسيار آسيب زا و تخريب کننده فرهنگ ما هستند اما چون جنبه شادي دارند و در چهارچوب هاي حاشيه اي قرار نگرفته اند و تنوع زيادي هم دارند، حتي در سنين خيلي پايين هم مخاطبان زيادي را جلب مي کنند. اين فيلم ها با بودجه اي خيلي کمتر از بودجه صدا و سيماي ما ساخته مي شوند ولي صدا و سيماي ما با اين وسعت هنوز نتوانسته مخاطب را جذب کند. اين درحالي است که صدا و سيماي ما شايد يکي از معدود رسانه هاي قابل اعتماد به خصوص براي خانواده هايي باشد که کودک خود را پاي آن نشانده اند اما متأسفانه کمتر جنبه شادي دارد.
● ارتباط سطح توقع با احساس شادي
البته خيلي از کشورها از نظرمادي و اقتصادي در وضعيت بسيار پايين تري از کشورما هستند ولي ميزان شادي در آنها بالاست چون ميزان رضايتمندي آنها در سطوح بالايي قرار دارد. ما ميزان رضايتمندي را با ميزان رفاه ظاهري افراد نمي توانيم بسنجيم؛ چون رضايتمندي يک مقوله دروني در افراد است. اصلا بهتر است اين طور بگويم که سطح ارضاي نيازهاي دروني و رواني در جامعه ما بالاتر از جوامع مشابه مان است.
به نظر مي رسد که ما از نظر جغرافياي سياسي در خاورميانه قرار گرفته ايم اما از نظر سطح توقعات مان بيشتر نزديک به کشورهاي اروپايي و پيشرفته هستيم. پس اين ميزان دستاوردهاي مان، مردم کشورمان را ارضا نمي کند ولي شايد در کشورهاي مشابه مردم را شاد کند. مثال ديگر اين است که در برخي از کشورهاي اروپايي بسيار پيشرفته ميزان شادي از کشور ما هم کمتر است چون توقع آنها از زندگي بالاتر است.
نکته : جامعه بايد به سمتي پيش برود که فرد احساس شادي کند. واقعيت اين است که همه اين مولفه ها در جامعه اجرا نمي شود
● ما بايد ديگران را شاد کنيم يا ديگران مارا؟
درست است که احساس شادي بايد از درون آدمي بجوشد اما خيلي اوقات عکس اين قضيه هم وجود دارد؛ يعني مولفه هاي شادي بايد تحقق پيدا کنند تا احساس شادي ايجاد شود. به عبارت ديگر؛ جامعه بايد به سمتي پيش برود که فرد احساس شادي کند. واقعيت اين است که همه اين مولفه ها در جامعه اجرا نمي شود و به طور حتم باعث کاهش شادي خواهد شد، براي همين است که ما بايد عواملي را براي شاد کردن فرد به جامعه تزريق کنيم. اين تزريق مي تواند به صورت گفتاري، نوشتاري، رسانه اي يا هر چيز ديگر باشد. طنز، موسيقي، هنر و مطالعات مثبت مي تواند اين شادي را ايجاد کند. اين ابزار هر چند مصنوعي هستند ولي لازمند.
● وقتي شادي از بين مي رود، بايد منتظر اختلالات رواني باشيم
در اين زمان انگار ما سر يک چهارراه قرار گرفته ايم؛ چهارراهي که ممکن است به سمت هر گونه اختلالي حرکت کنيم. نه اين که نداشتن شادي باعث اختلال روان پزشکي مي شود ولي به عنوان يک ماشه شليک کننده مي تواند ما را به سمت اضطراب سوق بدهد که شايع ترين اختلال ناشي از آن است. همچنين شيوع افسردگي و اختلالات ارتباطي هم زاييده همين کاهش سطح شادي در جامعه است. درحال حاضر اضطراب شايع ترين اختلال در جامعه ماست و ما مي توانيم با بالا و پايين شدن تغييرات در جامعه کاملا سطح اضطراب را در جامعه ببينيم. مشکلات ارتباطي هم در نتيجه اين اضطراب و کاهش شادي به وجود خواهد آمد.
● چرا شاد نيستيم؟
عواملي هستند که باعث کاهش حس شادي در جامعه مي شوند. مسلما کاهش ايده آل هاي شخصي و ايده آل هايي که خانواده و جامعه براي فرد مشخص کرده، در رأس همه عوامل است که از آن جمله مي توان به کاهش خودکفايي شغلي، مسکن، عدم کنترل زمان به دليل عوامل محيطي، احساس دست نيافتن به حقوق شهروندي و اجتماعي، احساس درماندگي، سرخوردگي هاي معنوي و القاي حس عدم کفايت اشاره کرد.
● نقش رسانه ها در هيجان مردم
در رأس تمام رسانه ها، رسانه هاي ديداري و در رأس رسانه هاي ديداري تلويزيون در اين ميان مي تواند بيشترين نقش را داشته باشد. صدا و سيما و در رأس آن تلويزيون، خودش نبايد به کاهش شادي دامن بزند و با سريال ها و فيلم هايي که پخش مي کند، ميزان شادي را در مردم پايين بياورد. ما با جامعه اي سر و کار داريم که به طور طبيعي ميزان شادي در آن پايين است. پس صدا و سيما و رسانه ها بايد سعي کنند سريال هايي نسازند که فقط به مشکلات جامعه دامن بزنند. چون هرچيزي که پرطرفدار باشد مسلما شادي آور نيست. ولي گاهي به نظر مي رسد ما اصولا غمگين بودن را ستايش مي کنيم و شادي را گناه مي دانيم.
مثلا خيلي ها از ترس بدشان مي آيد يا از اينکه اضطراب داشته باشند، متنفرند اما بخشي از پرطرفدارترين فيلم ها در ميان افراد، فيلم هاي ترسناک است. از طرف ديگر درام هايي که به صورت سريال پخش مي شود، در آن خانواده اي دچار مشکلات فراوان است که کشش زيادي را هم براي مخاطب ايجاد مي کند ولي منجر به آزردگي خاطر مي شود. پس ما بايد به شکلي مسائل را گزينش کنيم که شادي کاهش پيدا نکند و تغذيه رواني منفي ايجاد نکند و همچنين بايد برنامه هايي پخش شود که شادي را تزريق کند. ولي متأسفانه اکثر اوقات شادي هاي رسانه اي رنگ و بوي حاشيه اي دارند و به تبع خود مشکلات ديگري ايجاد مي کنند.
منبع: bartarinha.ir



خبرگزاری آريا – مغزها را بايد شست!


مغزها را بايد شست!

خبرگزاري آريا – مننژيت و آنسفاليت هر دو به شکلي، شامل اختلال در سيستم مرکزي و مغز هستند. در کل مي‌توان گفت زماني‌که پسوند «يت» به نام بيماري مي‌چسبد، به معناي بروز التهاب است.
مننژيت پرده‌اي‌ است که دور مغز را گرفته است و وظيفه حفاظت در برابر عفونت‌ها، عوامل آسيب‌رسان و تغذيه آن را دارد.
قسمت زيادي از عروق خوني که وظيفه تغذيه مغز را دارند، از مننژ عبور مي‌کنند.
علاوه بر اين پرده محافظتي مغز نيز سد خوني دارد؛ يعني بر خلاف سلول‌هاي ديگر بدن که براحتي به خون دسترسي دارند، سلول‌هاي مغز محافظت شده هستند و حتي موادي ‌که در خون وجود دارد نيز براحتي وارد مغز نمي‌شود.
به دليل محافظت‌هاي قوي که براي تغديه مغزي وجود دارد، عفونت مغز و مننژ خيلي شايع نيست، اما اگر اتفاقي براي مغز بيفتد، بسيار مهم است.
دکتر زينت علي مددي، متخصص اعصاب و روان و مدرس دانشگاه درباره اتفاقاتي که به مننژيت، آنسفاليت، مشکلات و آسيب‌هايش منجر مي‌شود بيشتر توضيح مي‌دهد.
با وجود محافظت زيادي که توسط بدن از مغز مي‌شود، مواردي است که سد مغزي دچار آسيب مي‌شود، از جمله اين موارد مي‌توان به عوامل زير اشاره کرد:
گاهي ويروس‌ها و ميکروب‌هايي وارد بدن مي‌شود که بسيار تهاجمي عمل و سد محافظتي را نيز تخريب مي‌کنند. پس مي‌توان گفت نوع ويروس ورودي مهم است و از طرفي پايين يا بالا بودن سن افراد که عامل ضعف سيستم ايمني است، از مواردي است که خطر ابتلا به عفونت مغزي را افزايش مي‌دهد.
مصرف برخي داروها و وررود سم‌ها به بدن نيز مي‌تواند، سد را تخريب کند. بخصوص داروهاي دسته کورتون در بروز اين بيماري نقش دارند و با ايجاد ضعف ايمني شرايطي را فراهم مي‌کنند تا ويروس‌ها و ميکروب‌ها راحت‌تر از سد خوني مغزي عبور کنند.
ضربه مغزي و پاره شدن پرده بر اثر ضربه هم از عوامل خطر است. مثلا فردي که تصادف کرده، ممکن است چند هفته بعد از حادثه يکباره دچار عفونت مغزي شود.
برخي از سينوس‌هاي ما عمقي و در داخل سيستم عصبي قرار دارند؛ اگر سينوس‌ها دچار التهاب زيادي شود به طوري‌که عفونت آبسه کند هم ممکن است، مغز درگير شود.
گاهي هم عفونت از طريق خون وارد مغز مي‌شود.
علائم ناخوشايندي ظاهر مي‌شود
آنسفاليت به معناي التهاب سلول مغزي و مننژيت هم به معناي پرده مغز است. عفونت به هر طريقي که وارد شود، با علائم ناخوشايندي مانند سردرد، تهوع، استفراغ‌هايي که گاهي حالت جهشي دارند و گردن درد همراه است و بالطبع چون عامل باکتريايي در بروز بيماري وجود دارد، ممکن است با تب، بي‌حالي يا درد بدني شبيه سرماخوردگي همراه باشد البته تب عامل بيماري نيست بلکه محصول بيماري است.
عفونت مغزي بيماري واگيردار نيست مگر در موارد خاصي که عامل آلوده‌کننده ويروس مانند سرخک باشد. درست است که برخي ويروس‌ها و باکتري‌ها بسيار تهاجمي هستند و خطر درگيري قسمت‌هاي مختلف بدن در بعضي قسمت‌ها بيشتر است اما خود بيماري مستقيم منتقل نمي‌شود.
عوارضي که دائمي مي‌شود
عوارض عفونت مغزي مي‌تواند دائمي باشد، ممکن است فردي که به عفونت مبتلا شده است، درمان شود اما علائم همچنان به جا بماند.
به هر حال با ابتلا به بيماري قسمتي از سلول‌هاي مغز مي‌ميرد و فعاليت مغز آشفته مي‌شود که در نهايت ممکن است به تغيير سيستم فرد منجر شود.
علائمي که از اين بيماري مي‌ماند، گاهي رفتاري هستند و ممکن است حتي شخصيت را به کلي تغيير دهند. مثلا فردي که قبلا بذله‌گو بوده‌است با ابتلا به اين بيماري، خشک يا تندخو مي‌شود.
بعضي افراد مستعد مي‌شوند
البته بايد بگوييم خوشبختانه اين بيماري‌ها شايع نيستند، اما به هرحال بجز مواردي‌که در بالا برشمرديم افرادي‌که به بيماري‌هاي ضعف سيستم ايمني مانند مبتلايان به ايدز يا بيماران ديابتي که درمان درستي را نمي‌گيرند و کساني‌که کورتون استفاده مي‌کنند، استعداد ويژه‌اي براي ابتلا به اين بيماري دارند. علاوه بر باکتري و ويروس که معمولا عامل بيماري هستند، قارچ‌ها نيز مي‌توانند عامل بروز عفونت‌ها شوند.
مبارزه با قارچ‌ها نيز مشکل‌تر از ويروس و باکتري است و ويروس‌ها معمولا خوش‌خيم‌تر هستند. اين بيماري با خطر مرگ نيز همراه است به همين دليل با تشخيص بيماري فرد حتما در بيمارستان بستري مي‌شود. بهترين راه مبارزه با بيماري پيشگيري است.
انواع ترکيبات کورتوني مي‌تواند سيستم ايمني را تضعيف کند. افرادي‌که به دليل ابتلا به بيماري رماتيسم يا… از اين قبيل داروها استفاده مي‌کنند و کساني‌که ضعف سيستم ايمني دارند، پيشگيري را جدي بگيرند و حتما در مقابل ويروس‌هاي فصلي مانند آنفلوآنزا واکسيناسيون بموقع انجام دهند بخصوص در فصولي که احتمال بروز بيماري بيشتر است، بايد مراقب عبور و مرور در مکان‌هاي پر تجمع باشند.
رژيم غذايي مناسب و مصرف سبزي‌هاي تازه که ويتامين C بالايي دارند و رعايت اصول اوليه بهداشتي خيلي ساده مانند شستن دست‌ها نيز بسيار مهم است.
شما هم ممکن است بيمار شويد
واکسيناسيون مناسب براي ورود به کشورهاي ديگر از نکات مهمي است که رعايت آن به همه افراد توصيه مي‌شود.
همان‌طور که مي‌دانيد بيماري، افراد را انتخاب نمي‌کند و به دليل مشکلات جدي که عفونت مغزي به همراه دارد، رعايت نکات بهداشتي بسيار جدي است. قبل از سفر به کشورهاي ديگر حتما نزد پزشک برويد و واکسن‌هاي مناسب را تزريق کنيد.
هر فرد بسته به محل زندگي‌اش پادتن‌هايي دارد که افراد ديگر کشورها آن را ندارند. ممکن است به نظر سلامت باشيم اما از بدن و وضعيت سيستم خود بدرستي مطلع نيستيم و بهتر آن است که حتما واکسن بزنيم.
تبخال در نوزادان خطرناک مي‌شود
نوزادان و کودکان بيشتر در معرض بيماري هستند و شايد بهتر باشد کودکان را قبل از سه سالگي به محل‌هاي پر تجمع مانند مهدهاي کودک نسپاريد.
يکي از ويروس‌هايي که در نوزادي بسيار خطرناک است و مي تواند باعث بروز اين بيماري شود، تبخال است که ممکن است براحتي از طريق بوسيدن وارد بدن نوزاد شود.
اين ويروس ابتدا با بروز مشکلاتي در دهان نوزاد خود را نشان مي‌دهد و در ادامه باعث مشکلات عفونتي در مغز مي‌شود و عوارض جبران‌ناپذيري به همراه دارد. به همين دليل است که بهتر است از بوسيدن نوزاد تا جاي ممکن پرهيز شود.
نيلوفر جامه بزرگي


خبرگزاری آريا – بيماري لگ کالو پرتس (سياه شدن سر استخوان ران )


بيماري لگ کالو پرتس (سياه شدن سر استخوان ران )

خبرگزاري آريا –
علايم‌ شايع‌ بيماري پرتس, تشخيص بيماري پرتس
علل بيماري پرتس اختلال موقت در خونرساني سر استخوان ران در دوران بچگي است
بيماري پرتس چيست؟
بيماري پرتس (Perthes) يکي از علل شايع لنگش در بچه ها بوده است. بيماري پرتس بيشتر در سنين ۱۰-۴ سالگي ديده مي شود و شيوع آن در پسر ها پنج برابر دخترها است.
بيماري پرتس در ۱۵-۱۰ درصد موارد دوطرفه است يعني هر دو مفصل ران را گرفتار مي کند. البته در موارد دوطرفه معمولا شروع بيماري همزمان نيست و وقتي يک مفصل گرفتار مي شود بعد از چند ماه يا يکسال ممکن است مفصل ران مقابل درگير شود. بيماري پرتس از هر ده هزار کودک در يک نفر آنها بروز مي کند.
نام کامل اين بيماري لگ کالو پرتس Legg-Calve-Perthes است. اين نام برگرفته از نام سه پزشک است که در سه نقطه متفاوت دنيا همزمان اين بيماري را کشف کرده اند.
علل بيماري پرتس
علت آن اختلال موقت در خونرساني سر استخوان ران در ناحيه لگن در دوران بچگي است. بيماري پرتس از علل شايع درد مفصل ران و لنگش در بچه ها و از علل شايع آرتروز و ساييدگي مفصل ران در بزرگسالان است.
علايم‌ شايع‌ بيماري پرتس, تشخيص بيماري پرتس
شيوع بيماري پرتس در پسر ها پنج برابر دخترها است
علايم‌ شايع‌ بيماري پرتس
• درد و سفتي‌ در ناحيه‌ ران‌ و مفصل‌ ران‌. گاهي‌ درگيري‌ دوطرفه‌ است‌.
• درد ساق‌ و اغلب‌ زانو با وجود اينکه‌ اختلال‌ مذکور مفصل‌ ران‌ را گرفتار مي‌کند.
• لنگيدن‌
• اختلاف‌ طول‌ دو اندام‌
عوامل تشديد کننده بيماري
♦ مصرف‌ داروهاي‌ کورتوني‌ به‌ دليل‌ بيماري‌هاي‌ ديگر
♦ وزن‌ بالا
♦ دوره‌ رشد سريع‌ جسمي‌
♦ افزايش‌ بروز در کودکان‌ با وزن‌ کم‌ هنگام‌ تولد و تأخير رشد
عواقب‌ مورد انتظار
با درمان‌ زودرس‌ اغلب‌ در عرض‌ ۴-۳ سال‌ قابل‌ علاج‌ است‌. تأخير در درمان‌ ممکن‌ است‌ سبب‌ آسيب‌ استخواني‌ دايمي‌ شده‌ و جراحي‌ تعويض‌ مفصل‌ ران‌ را ايجاب‌ کند.
عوارض‌ احتمالي‌
º عفونت‌ استخوان‌
º آسيب‌ دايمي‌ استخوان‌ ران‌ و مفصل‌ ران‌
º اشتباه‌ شدن‌ تشخيص‌ آن‌ با کم‌کاري‌ تيروييد يا کم‌خوني‌ سلول‌ داسي‌ شکل‌
علايم‌ شايع‌ بيماري پرتس, تشخيص بيماري پرتس
بيماري پرتس (Perthes) يکي از علل شايع لنگش در بچه ها بوده است
تشخيص بيماري پرتس چگونه است؟
براي تشخيص ابتدا پزشک با والدين بچه و خود وي صحبت کرده و اطلاعاتي از مشکلات وي بدست مياورد. سپس بيمار را معاينه مي کند. در معاينه ممکن است حرکات مفصل ران بخصوص دور کردن ران و گاهي چرخش داخلي آن محدود و دردناک باشد. ران اندام تحتاني مبتلا ممکن است کمي لاغرتر از طرف سالم باشد.
تشخيص اين بيماري معمولا به توسط راديوگرافي ساده داده مي شود و در سير بيماري معمولاً عکس برداري هاي متعددي براي مشخص شدن وضعيت پيشرفت بيماري از بيمار به عمل ميايد.
در راديوگرافي ساده در ابتدا تغيير در تراکم قسمتي يا همه اپي فيز سر استخوان ران ديده ميشود و پس از چند ماه ممکن است تغيير شکل استخوان سر ديده شود. پزشک معالج با راديوگرافي هاي سريالي که از لگن بيمار انجام مي دهد وضعيت استخوان سر ران را تحت نظر مي گيرد و برحسب شدت درگيري سر، نوع درمان بيمار را انتخاب مي کند.
علايم‌ شايع‌ بيماري پرتس, تشخيص بيماري پرتس
تشخيص بيماري پرتس معمولا به توسط راديوگرافي ساده داده مي شود
درمان بيماري پرتس
بيماري پرتس (سياه شدن سر استخوان ران) خودبخود توسط بدن تحت کنترل درميايد. رگ هاي خوني بعد از مدتي مجددا به استخوان مرده هجوم برده و استخوان جديدي در محل تشکيل مي شود.
مهمترين مشکل بيماري پرتس تغيير شکل سر استخوان ران است و هدف از مديريت درماني اين بيماري اين است که به هر قيمتي جلوي تغيير شکل سر استخوان ران گرفته شود.
اصل کلي براي تغيير نکردن سر استخوان ران در طي مدت بيماري ماندن آن در درون حفره استابولوم است. بيماري پرتس (سياه شدن سر استخوان ران ) ممکن است سر استخوان ران در درون حفره استابولوم جابجا شده و کمي به خارج و لبه حفره برود. جابجا شدن سر به طرف لبه خارجي حفره استابولوم موجب مي شود تا فشار زيادي از طرف لبه استابولوم به سر نرم شده وارد شده و موجب تغيير شکل آن شود.
بنابراين هدف درمان بيماري پرتس حفظ سر در دروم حفره استابولوم Containment و ممانعت از جابجا شدن آن به خارج است. گاهي اوقات سر استخوان ران بدون هيچ اقدام درماني در درون حفره استابولوم باقي مي ماند.
در اين صورت بيمار نياز به اقدام درماني خاصي نداشته و بيمار فقط بايد در طول مدت فعاليت بيماري تحت نظر پزشک باشد تا پزشک با معاينه و راديوگرافي هاي سريال مطمئن شود سر درون حفره استابولوم باقي مي ماند.
در صورتي که پزشک متوجه شود سر استخوان ران در حال خارج شدن از حفره استابولوم است اقدامات درماني را شروع مي کند. باز گرداندن و نگهداشتن سر استخوان ران در درون حفره استابولوم در اين بيماران با دو روش انجام مي شود.
* استفاده از بريس
* استفاده از عمل جراحي
مهمترين معيارهايي که پزشک معالج بر اساس آنها تصميم مي گيرد که آيا بيمار فقط بايد تحت نظر باشد يا نياز به درمان بيماري پرتس دارد عبارتند از:
· سن بچه در زمان بروز بيماري پرتس (سياه شدن سر استخوان ران ) زير شش سال يا بالاي آن است.
· دامنه حرکتي مفصل ران خوب بوده يا محدود شده است.
· چه مقدار از سر استخوان ران و بخصوص قسمت خارجي اپي فيز سر استخوان ران درگير شده است.
· آيا سر استخوان ران در داخل حفره استابولوم در حال جابجايي به خارج است.
علايم‌ شايع‌ بيماري پرتس, تشخيص بيماري پرتس
مهمترين مشکل بيماري پرتس تغيير شکل سر استخوان ران است
درمان غير جراحي بيماري پرتس
معمول ترين روش غير جراحي درمان پرتس استفاده از بريس خاصي به نام بريس اسکاتيش رايت Scotish rite brace است.
اين بريس در ناحيه لگن و ران ها بسته مي شود و هدف از استفاده آن اين است که ران هاي بيمار از هم فاصله بگيرند. با دور شدن ران ها از يکديگر، سر استخوان ران بهتر در داخل حفره استابولوم قرار مي گيرد. با قرار گرفتن بهتر سر استخوان ران در حفره استابولوم، شکل کروي اين حفره بهتر مي تواند از سر استخوان ران محافظت کند و احتمال تغيير شکل سر استخوان را کمتر مي شود.
گردآوري: بخش سلامت بيتوته
منابع:variani.ir
daneshnameh.roshd.ir


خبرگزاری آريا – پيشگيري و مقابله با مسموميت هاي قارچي


پيشگيري و مقابله با مسموميت هاي قارچي

خبرگزاري آريا –
مسموميت قارچي, مسموميت با قارچ فاسد
پيشگيري از مسموميت هاي قارچي
قارچ سمي”آمانيتا”
گونه‌هاي مختلف قارچ سمي وجود دارند، اما در اين ميان قارچ سمي بسيار کُشنده‌اي به نام «آمانيتا» وجود دارد. گونه هاي بسيار سمي اين قارچ به نام آمانيتا فالوئيدس، آمانيتا ورنا و آمانيتا ويروزا داراي سمي مرگبار به نام «آمانيتن» هستند که با جوشاندن، خشک کردن و شستن از بين نمي رود. اين سم جزو سموم مرگبار طبقه بندي مي شود و ميزان مرگ و مير آن طبق تمام منابع علمي بيش از ۶۰ درصد است.
“آمانيتا” شرايط رشد خاصي دارد و رطوبت طولاني مدت خاک و نيز دماي کمتر از ۲۰ درجه سانتي گراد به مدت طولاني و مستمر بستر رشد مناسبي براي اين قارچ است.
ظاهر اين قارچ بسيار شبيه قارچ خوراکي است و تشخيص آن براي افراد عادي بسيار دشوار است.
ويژگي خاصي که سم اين نوع قارچ دارد اين است که بلافاصله بعد از مصرف آن علائم مسموميت ظاهر نمي شود و حال عمومي فرد کاملا عادي است.
بعد از حداقل شش ساعت تا سه روز علائم مسموميت در افراد آشکار مي شود و اين علائم معمولا با دل پيچه، دل درد، استفراغ و سردرد شروع مي شود. از آنجا که بروز علائم مسموميت با فاصله يک تا دو روزه بعد از مصرف قارچ است بعضا افراد حتي ممکن است فراموش کنند که مسموميت آنها در اثر مصرف اين قارچ بوده است.
بعد از بروز اين علائم با گذشت زمان سم «آمانيتين» در بدن فرد منتشر شده و روي سلولهاي بدن و بويژه هسته سلول، خصوصا آنزيم هاي RNA پلي مراز تاثير مي گذارد و در ميان بافت‌هاي بدن، “کبد” بيشتر مورد هدف قرار مي گيرد که در مسموميت‌هاي اخير نيز افراد از ناحيه کبد دچار مشکل شدند.
نهايتا با گذشت حداکثر يک هفته تا ۱۰ روز بعد از مصرف اين قارچ سمي، فرد ممکن است نياز به پيوند کبد پيدا کند و يا جان خود را از دست دهد.
افرادي که از مرگ در اثر مصرف اين قارچ جان سالم به در مي‌برند ممکن است داراي آسيب هاي جدي در کبد باشند.
اغلب قارچ‌هاي خودرو سمي هستند و تعداد قارچ‌هاي خوراکي بسيار اندکند.
مسموميت قارچي, مسموميت با قارچ فاسد
تشخيص قارچ سمي
نوع مسموميت با قارچ‌هاي مختلف متفاوت است برخي مسموميت‌ها بر دستگاه عصبي مرکزي تاثير مي گذارند و برخي اختلالات دستگاه گوارش را موجب مي‌شود و برخي مثل مسموميت با آمانيتا مي تواند بسيار کُشنده باشد.
قارچ عامل مسموميت هموطنانمان از جنس و گونه Amanita virosa است که تا حدودي به قارچ هاي خوراکي شباهت داشته و مي تواند در کنار آنها در محل رويش وجود داشته باشد.
نکات حائز اهميت در پيشگيري و مقابله با مسموميت هاي قارچي:
۱٫ از مصرف قارچ هاي خودرو مخصوصا قارچهايي که در کنار تنها درختان (علي الخصوص درختان خشک شده) مي رويند و يا قارچ هاي جمع آوري شده توسط افراد عادي و يا قارچ هايي که به صورت فله اي عرضه مي شوند، خودداري کنيد. تنها قارچ هايي را که توسط مراکز مجاز و در بسته بندي هاي داراي مجوزهاي سازمان غذا و دارو وزارت بهداشت، درمان و پزشکي مي باشند، مصرف نماييد.
۲٫ شناسايي انواع خوراکي قارچ از انواع سمي تنها بر اساس خصوصيات ظاهري مانند شکل، رنگ، بو، قوام و مزه مشکل بوده و تنها توسط متخصصان و کارشناسان مجرب قارچ شناسي و گياه شناسي امکان پذير است. بنابراين به توصيه هاي برخي از افراد عادي در تشخيص انواع سمي از انواع خوراکي قارچ توجه نکنيد.
۳٫ مصرف قارچ ها توسط پرندگان و ساير جانوران اهلي و وحشي نشان دهنده غيرسمي بودن قارچ براي انسان نمي باشد.
۴٫ برخي از روش ها و معيارهاي سنتي مانند: تغيير رنگ قاشق نقره در اثر تماس با قارچ، يا وجود حشرات در اطراف قارچ و محل رويش قارچ معيار علمي و صحيحي براي تشخيص عدم سميت قارچ در همه موارد نيست.
۵٫ هرگز قارچ ها را به صورت خام و به مقدار زياد مصرف نکنيد.
مسموميت قارچي, مسموميت با قارچ فاسد
نوع مسموميت با قارچ‌هاي مختلف متفاوت است برخي بر دستگاه عصبي مرکزي تاثير مي گذارند
۶٫ برخي از سموم موجود در قارچ ها مقاوم به گرما بوده و فرآيندهاي آماه سازي غذا مانند: کباب کردن، آب پز کردن، سرخ کردن، بخار پز کردن قادر به تخريب کامل مواد سمي موجود در قارچ نمي باشد.
۷٫ در صورت بروز علايم و نشانه هاي گوارشي (تهوع، استفراغ و اسهال) به صورت تاخيري (۱۲-۵ ساعت پس از مصرف خوراکي قارچ)، هر چه سريعتر بيمار را به مرکز درماني تخصصي سم شناسي باليني و مسموميت ها منتقل کنيد. در مواردي که علائم گوارشي بصورت تاخيري (با فاصله بيش از ۶ ساعت از مصرف قارچ) رخ دهد اين دسته از قارچها سميت به مراتب بيشتري دارند و علت اصلي نارسايي حاد کبدي و مرگ تعدادي از هموطنانمان نيز همين مسئله بوده است.
۸٫ انتقال سريع بيمار مسموم به يک مرکز درماني تخصصي مسموميت ها امکان درمان موفقيت آميز را افزايش مي دهد و هر گونه تاخير در اين امر سبب افزايش احتمال شکست درمان و حتي مرگ بيمار مي شود. بنابراين با مشاهده علائم و نشانه هاي باليني اوليه به ويژه از نوع تاخيري در فردي با سابقه مصرف خوراکي قارچ ، از هرگونه خوددرماني و درمان علامتي پرهيز نموده و بيمار را در اسرع وقت به بيمارستان منتقل نماييد.
۹٫ در صورت امکان، نمونه باقي مانده قارچ مصرف شده توسط بيمار را براي شناسايي کادر پزشکي در بيمارستان به همراه داشته باشيد.
چگونه قارچ سمي را از قارچ خوراکي تشخيص دهيم؟
در ادامه با قار‌چ‌هاي سمي و خطرناک جهان که بايد بشدت از آنها دوري کنيد، آشنا شويد.
مسموميت قارچي, مسموميت با قارچ فاسد
قارچ سمي بوي نامطبوعي همچون مواد شيميايي دارد
۱- قارچ‌هاي آگاريک (Agarics)
تمامي قارچ‌هاي خوراکي خانواده‌ي آگاريک (قارچ‌هاي کلاهک‌دار) داراي تيغه‎‌هاي پره مانند به رنگ‌هاي صورتي، قهوه‌اي يا سياه در زير کلاهک، يک کلاهک سفيد و ساقه تنومند و چاق هستند.
نمونه‌هاي سمي اين قارچ‌ها هم شبيه انواع خوراکي هستند. براي اينکه بتوانيد نوع سمي و خوراکي را از هم تشخيص دهيد، پس از اطمينان از آگاريک بودن قارچ، آن را بو کنيد. نوع خوراکي بايد بوي قارچ بدهد. البته برخي از آنها ته‌بوي بادام يا رازيانه هم دارند.
اما قارچ سمي بوي نامطبوعي همچون مواد شيميايي دارد؛ بويي شبيه يُد يا جوهر هندي.
مسموميت قارچي, مسموميت با قارچ فاسد
تشخيص قارچ هاي سمي
۲- قارچ‌هاي بولتوس (Boletus)
خانواده قارچ‌هاي بولت، سويلوس و لسينوم را به‌راحتي مي‌توان در طبيعت تشخيص داد زيرا به جاي پره‌‎هاي تيغه‌مانند در زير کلاهک، روزنه‌هاي اسفنجي دارند.
اگر اين روزنه‌ها سفيد، کرم يا زرد باشند، روي کلاهک يا ساقه قارچ هيچ نقطه قرمزي وجود نداشته باشد و پس از برش دادن يا پختن اگر به رنگ آبي تغيير رنگ ندهد، يعني اين قارچ قابل خوردن است و خطري براي سلامتي فرد بدنبال نخواهد داشت.
مسموميت قارچي, مسموميت با قارچ فاسد
اغلب قارچ‌هاي کلاهک‌شيري سمي هستند و ترجيحا بايد از تماس با آنها پرهيز کنيد
۳- قارچ‌هاي ميلکَپ (Milkcaps)
تمامي قارچ‌هاي ميلکَپ همان‌طور که از نامشان مي‌توان حدس زد، يک مايع شيرمانند از زير کلاهک خود تراوش مي‌کنند. اغلب قارچ‌هاي کلاهک‌شيري سمي هستند و ترجيحا بايد از تماس با آنها پرهيز کنيد.
يعني به‌صورت کلي، از قارچ‌هايي که هنگام تماس با بدنه‌شان، مايع سفيدرنگي همچون شير بيرون مي‌آيد دوري کنيد تا مسموم نشويد.
مسموميت قارچي, مسموميت با قارچ فاسد
قارچ‌هاي راسولا اگر طعم تندي داشته باشد يعني سمي است
۴- قارچ‌هاي راسولا (Russulas)
قارچ‌هاي راسولا را با نام «تيغه‌هاي شکننده» هم خطاب مي‌کنند زيرا کلاهک و ساقه بسيار ترد و شکننده‌اي دارند. اين قارچ‌ها انواع گوناگوني دارند. در حالي که بعضي از اعضاي اين خانواده مسموم و خطرناک بشمار مي‌روند، شماري ديگر بسيار خوش‌طعم و لذيذ هستند و بعضي ديگر بسيار تلخ و بدمزه.
هيچ روشي براي تشخيص نمونه‌هاي خوراکي و سمي يا تمايز مدل‌هاي خوشمزه از تلخ وجود ندارد. فقط با دانش ژرف و شناخت زياد قارچ‌ها شايد بتوان اين مدل‌ها را از هم تميز داد.
پس از تشخيص اينکه قارچ به خانواده راسولاها تعلق دارد، برخي از مردم تکه بسيار کوچکي از آن را مزه مي‌کنند تا ببينند آيا خوراکي است يا سمي! اگر طعم تندي همچون فلفل داشته باشد يعني سمي است. نمونه‌هاي خوراکي، طعم خوبي دارند.
مسموميت قارچي, مسموميت با قارچ فاسد
قارچ‌ فانوسي جک-اُ باعث ايجاد حالت تهوع و گرفتگي عضلاني در انسان مي‌شود
۵- قارچ‌هاي فانوسي جک-اُ (Jack-o’-Lantern)
قارچ‌ فانوسي جک-اُ را اغلب با قارچ قيفي خوراکي اشتباه مي‌گيرند. قارچ قيفي خوراکي بسيار محبوب و خوشمزه است. اما jack-o’-lantern حاوي سمي موسوم به موسکارين است. اين ماده شيميايي باعث ايجاد حالت تهوع و گرفتگي عضلاني در انسان مي‌شود. با اينکه اين سم کشنده نيست اما مشکلات گوارشي جدي براي مصرف‌کننده ايجاد خواهد کرد تا جايي که ممکن است فرد در بيمارستان بستري شود.
مسموميت قارچي, مسموميت با قارچ فاسد
بيشتر قارچ‌هاي سمي کشور انگستان به خانواده آمانيت تعلق دارند
۶- قارچ‌هاي آمانيت (Amanitas)
قارچ‌هاي آمانيت که مگس‌کش هم ناميده مي‌شوند همگي داراي تيغه‌ها و هاگدان‌هاي سفيد رنگ هستند. آنها از کيسه‌هاي غشادار و پيازداري موسوم به ولوا رشد مي‌کنند. فقط شمار اندکي از قارچ‌هاي اين خانواده خوراکي هستند.
بيشتر قارچ‌هاي سمي کشور انگستان به خانواده آمانيت تعلق دارند.
مسموميت قارچي, مسموميت با قارچ فاسد
قارچ‌هاي کوچک قهوه‌اي داراي سمي هستند که آمانيت‌ها دارند
۷- قارچ‌هاي کوچک قهوه‌اي (Little Brown Mushrooms)
قارچ‌هاي کوچک قهوه‌اي که به‌طور اختصاري LBM نيز نام دارند، بسيار کوچک و تقريبا غير قابل تشخيص هستند. اکثر اين قارچ‌ها خطرناک نيستند اما برخي از آنها سمي بوده و در صورت مصرف، سبب بيمار شدن فرد خواهند شد.
اين قارچ‌ها داراي سمي هستند که آمانيت‌ها دارند. بنابراين توصيه مي‌شود براي اطمينان از اينکه خطري شما را تهديد نمي‌کند، از نزديک شدن به آنها پرهيز کنيد.
مسموميت قارچي, مسموميت با قارچ فاسد
قارچ‌هاي مورکلا دروغين فرد را دچار استفراغ يا سرگيجه کند يا حتي منجر به مرگ وي شود
۸- قارچ‌هاي مورکلا دروغين (False Morels)
قارچ‌هاي مورکلا در گونه‌هاي مختلفي وجود دارند که اغلب با نمونه‌هاي واقعي و خوراکي آن اشتباه گرفته مي‌شوند. بسياري از مورکلاهاي جعلي و دروغين حاوي سموم شيميايي هستند که در صورت مصرف ممکن است فرد را دچار استفراغ يا سرگيجه کند يا حتي منجر به مرگ وي شود.
قوانين موجود براي تشخيص انواع قارچ‌ها
♦ از دست زدن به قارچ‌هايي که داراي تيغه‌هاي سفيدرنگ هستند، روي ساقه خود اندام دامن‌مانند يا پيازي‌شکل دارند يا در پايين ساقه کيسه دارند، بشدت پرهيز کنيد. بيشتر قارچ‌هاي سمي خانواده آمانيت به اين شکل در طبيعت حضور دارند.
♦ از دست زدن و مصرف قارچ‌هايي که داراي کلاهک يا ساقه قرمزرنگ هستند بشدت دوري کنيد. بسياري از قارچ‌هاي سمي همچون فلاي آگاريک چنين ويژگي‌هاي دارند.
♦ هرگز قارچي که در طبيعت پيدا مي‌کنيد را مصرف نکنيد مگر اينکه ۱۰۰ درصد از خوراکي بودن آن مطمئن باشيد.
گردآوري:بخش سرگرمي بيتوته
منابع:mehrnews.com
isna.ir
rooziato.com


خبرگزاری آريا – رفع مشکلات مجاري ادراري با گزنه


رفع مشکلات مجاري ادراري با گزنه

خبرگزاري آريا –
رفع مشکلات مجاري ادراري با گزنه
گزنه بدليل دارا بودن هورمونهاي گياهي ومحرک ادرار بودن در پيشگيري ازموارد زير :بزرگي پروستات: بخصوص در مراحلاوليه ودر افراد مسن
تشکيل سنگ کليه و مجاري ادرار: با افزايش جريان ادرار از تشکيل هسته اوليه و بزرگ‌شدن سنگهاي کوچک ممانعت مي‌نمايد.
موثر است.
خواص:
مدر: بدليل وجود پتاسيم بالا ادرار ‌آور قوي مي‌باشد.
ضد رماتيسم: بواسطه دفع مواد مضر باعث بهبوداختلالات ناشي از بيماريهاي مزمن متابوليک مي‌گردد.Antidyscratice agent 1 هستند.
کاهنده حجم پروستات: بدليل وجود استرولهاي گياهي که بيشتر در ريشه گزنه مي‌باشد اندازه پروستات را کاهش مي‌دهد.
ضد درد: بواسطه اثرات سوزاننده‌اي که دارد با مکانيسم انحراف محرکهاي عصبي درد را کاهش مي‌دهد.
موارد مصرف:
پيشگيري:
بزرگي پروستات: در مراحل اوليه بخصوص در افراد مسن منجر به پيشگيري از تورم پروستات مي‌گردد.
درمان:
بزرگي پروستات: در مراحل خفيف و متوسط اثرات قابل توجهي در کاهش اندازه پروستات و مخصوصاً در رفع علايم انسدادي مجاري ادرار ( ادرار شبانه، سوزش ادرار، تکرر ادرار، شروع دير هنگام ادرار و ريزش قطره‌اي ادرار پس از پايان ادرار)دارد.{ (خوراکي) معادل و کمکي}
سنگ کليه : با افزايش ادرار از تشکيل و بزرگ‌شدن سنگ مجاري ادراري جلوگيري کرده و موجب تسهيل در دفع سنگهاي کوچک مي‌گردد.{(خوراکي) کمکي}
التهاب مجاري ادراري: با افزايش رقت ادرار منجر به کاهش سوزش مجاري ادراري مي‌گردد.{(خوراکي) کمکي}
آرتروز: با تحريک موضعي و افزايش خونرساني باعث رفع درد بطور موقت مي‌گردد. {(موضعي) کمکي}
عفونتهاي ادراري: با افزايش ميزان ادرار باعث دفع سريعتر عفونت وکاهش غلظت ادرار شده و سوزش ادرار را کاهش مي‌دهد. {(خوراکي) کمکي}
موارد احتياط و منع مصرف:
* بدليل ميزان بالاي پتاسيم در کسانيکه اختلال شديد قلبي – عروقي يا کليوي دارند منع مصرف دارد.
* مصرف موضعي گزنه در رماتيسم و آرتروز بعلت تحريک شديد سيستم ايمني و واکنشهاي حساسيتي بيشتر از سه روز مجاز نمي‌باشد.
تداخلات دارويي:
* مصرف به همراه ديکلوفناکDiclofenac اثرات ضد التهابي دارو را افزايش مي‌دهد.
* مصرف توام با داروهاي ادرارآور نگه‌دارنده پتاسيم مثل تريامترنTriamtren و اسپيرونو لاکتونSpirinolactone منجر به افزايش پتاسيم خون مي‌گردد.
* اثرات آرامبخشي داروهاي آرامبخش، خواب آور و ضد اضطراب را افزايش مي‌دهد.
* باعث کاهش جذب آهن مي‌گردد.
* بواسطه ويتامين K موجود در گزنه باعث کاهش اثر وارفارين و افزايش احتمال بروز ل خ ت ه مي‌گردد.
* در مصرف توام با داروهاي ضد تشنج ممکن است که منجر به افزايش اثرات آرامبخشي و بروز تشنج گردد.



1 2 3 4 5 161